آيات 26 تا 38 سوره مباركه مريم
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vروزه ى سكوت حضرت مريم در برابر مردم، يا براى اين بود كه آنان ظرفيّت جواب رانداشتند، يا گفتگوى با آنان، تاءثير منفى به دنبال داشت و يا در ادامه ى پاسخ وسخنگفتن، سؤ الات و بهانه هاى ديگرى را مطرح مى كردند.
v كلمه ى "فَريّا"به معناىكار زشت و منكر بزرگ است .
گرچه بعضى هارون را برادر واقعى مريم دانسته اند، لكن پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود: مريم از بستگان هارون برادر موسى مى باشد.
v حضرت مريم چون روزه ى سكوت گرفته بود، به خاطر وفاى به نذر به جاى سخن، اشاره كرد "فاشارت"
با اينكه اوّلين سخن عيسى عليه السلام درباره ى بندگى خدا بود، ولى پيروان او غلوّكرده، او را خدا و فرزند خدا دانسته اند!
از امام باقر سؤ ال شد كه آيا حضرت عيسى در گهواره نيز حجّت خدا بر مردم بود؟ حضرتفرمودند:عيسى عليه السلام نبىّ بود، امّا مرسل نبود تا آنكه به سن هفت سالگى رسيد،مقام رسالت نيز به او اعطا شد.
v چيزى با بركت است كه در آن منفعت زياد، تعليم و تاءديب ديگران و با ثبات باشد؛ حضرتعيسى عليه السلام هم عمر با بركتى دارد و تا بعد از ظهور امام زمان عليه السلامزنده است و هم پيروانش بسيارند و بر كافرانى كه در پى قتل آن حضرت بودند، پيروزند "وجاعل الذين اتّبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيامة".
سرچشمه ى خيرات و بركات، نيّت ها، اهداف، حالات و خصلت هاى درونى است. لذا بعضىانسان ها هر جا كه باشند مباركند. "جعلنى مباركا اين ما كنت للّه" و بعضى به خاطرمشكلات روحى و دورى از معنويّت، در هر جا كه باشند گرفتار خصلت هاى نارواى خويشاند و خيرشان به ديگران نمى رسد.
v عيسى عليه السلام با هفت صفت برجسته و دو برنامه معرّفى شده است؛ امّا صفات برجستهى او:
الف: بنده ى خدا بودن .ب: آوردن كتاب آسمانى .ج: پيامبرى .د: مبارك بودن .ه: نيكى به مادر.و: جبّار و شقى نبودن .ز: متواضع، حقّ شناس و سعادتمند بودن . امّا دو برنامه ى عيسى، يكى نماز و ديگرى زكات است. اين آيه(35) مى فرمايد: سخن درستدرباره عيسى همان است كه گفتيم "ذلك عيسى بن مريم".
خداوند قادر مطلق است و در آفريدن نيازى به اسباب ندارد و قدرت بى نهايت او، دليلمنزّه بودن او از عجز و ناتوانى و اختيار كردن فرزند است .
v اصرارِ حضرت مسيح بر يكتاپرستى و تاءكيد بر اينكه راه مستقيم همين است و بس، پاسخىاست به طرفداران تثليث و ديگران .
v "حزب"گروهى است كه داراى مواضع و اهداف خاص و متّحدىباشند.
كلمه ى "مشهد"يا بهمعناى محلّ حضور مردم است و يا محل گواهى و اداى شهادت. زيرا در قيامت، هم مردمحاضر مى شوند و هم گواهان بسيارى از فرشتگان و انبيا، درباره ى اعمال انسان گواهىمى دهند.
بعضى از مردم، عيسى را خدا مى دانستند، نظير فرقه ى«يعقوبيّه»و بعضى گفتند: اوفرزند خداست، مثل «نسطوريّه»و گروهى به تثليث قائل شدند، مانند «اسرائيليّه»، ولى همه درقيامت بر بطلان عقايد خود شهادت خواهند داد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v بهترين غذا آن است كه با نوعى آرامش و شادى همراه باشد.
v نذر، سابقه اى بس طولانى دارد و مى توان براى خارج شدن از برخى بن بست ها به نذرمتوسّل شد. وفاى به نذر واجب است .
v در نذر قصد قربت لازم است و بايد نام خدا برده شود. قصد قربت با قصد رهايى از ناملايمات، منافاتى ندارد.
v گاهى بايد در برابر حرف مردم سكوت كرد.
v حقيقت را آشكار كنيم هرچند گروهى ناراحت شده و تهمت بزنند.
v قضاوت مردم، عجولانه وبراساس قرائن ظاهرى است، نه واقعيّات .
v از والدين وخانواده صالح، جز فرزند صالح انتظار نيست .( صالح بودن پدر ومادر وخانواده در رفتار و كردار فرزند مؤ ثّر است .)
v بندگى خدا سرچشمه ى همه ى فيوضات الهى است .
v امتيازات و برترى هاى خود را از خدا بدانيد.
v ستايش از خود، اگر براى فخر فروشى نباشد مانعى ندارد.
v نماز و زكات از مشتركات اديان آسمانى است .( شايد بتوان شرط مبارك بودن را اقامه نماز و پرداخت زكات دانست).
v رابطه با خدا «انجام نماز»، از رابطه با محرومان «پرداخت زكات » جدا نيست . نماز و زكات، در طول عمر تعطيل بردار نيست
v نيكى به مادر، از اخلاق انبياست . كسى كه به مادرش بى مهرى كند، به مردم نيز رحم نخواهد كرد.
v خط انبيا، تنها خطى است كه از تولّد تا معاد، از هر گونه انحراف سالم است .
v مهم ترين روزها براى انسان، روز تولّد، وفات و زنده شدن در قيامت است .
v مرگ و قيامت براى همه است . كسى كه محكوم به تولّد و مرگ و رستاخيز است، چگونه او را شريك خدا مى پنداريد؟
v خداوند هيچ گونه فرزندى ندارد.( برخلاف بعضى ها كه ملائكه را دختران خدا، يا عيسى را پسر خدا مى پنداشتند.)
v هرگاه سخنان نارواى ديگران را نقل مى كنيم، فورا با كلامى توحيدى ذهن خود و ديگرانرا تبرئه كنيم
v يكتاپرستى و بندگى خدا، راه مستقيم و بقيّه ى راهها بيراهه است .( در قرآن، راه خدا و رسول و عبادت و اعتصام به خدا، راه مستقيم معرّفى شده است).
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون