آيات 13 تا 37 سوره مباركه طه
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v يكى از اسامى قيامت، ساعت است .
v انسان ها به طور طبيعى از خطر و عوامل شرّ و ضرر مى ترسند و از رويارويى با آنپرهيز مى كنند و بديهى است موسى عليه السلام نيز كه انسان است بترسد، آنچه موردانتقاد و مذمّت است، تاءثّر، خشيت و اضطراب قلبى از غير خداست كه مخالف شجاعت وازصفات رذيله است والبتّه موسى از آن دور بوده است .
شايد ترس موسى عليه السلام به خاطر آن بود كه فرمان "القها"را مثل فرمان "فاخلع نعليك"براى احترام مىپنداشت، امّا همين كه تبديل به مار شد، جا خورد. اصلا همين ترس، خود دليلى بر معجزه بودن اين واقعه است، وگرنه، ساحرى كه خودش مىداند سحرش واقعيّت ندارد، از سحر و جادوى خود نمى ترسد.
v همين كه حضرت موسى عليه السلام به رسالت الهى ماءمور گرديد، چهار خواسته را ازخداوند طلب نمود:
1-سعه ى صدر"ربّ اشرح لى صدرى" 2-شرايط آماده "و يسّرلى امرى"3-بيان روان"واحلل عقدة من لسانى" 4-داشتن وزير "واجعل لى وزيرا".
سعه ى صدر، هم براى خود انسان لازم است، هم براى انجام مسئوليّت وكلمه "لى"رمز آن است كه دريافت وحى، نياز به ظرفيت بزرگ دارد. چنانكه در سوره انشراح در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است: "الم نشرح لك صدرك ... انّ مع العسر يسرا".
v "وزير"از "وِزْر"به معناى بار سنگين ، به كسى گفته مى شود كه بار مسئوليتديگرى را نيز بر دوش مى كشد. كلمه ى "اَزْرى"، نيز به معناى "پُشت"است .
حضرت موسى عليه السلام در دريافت وحى مشكلى نداشت و وزير خواستن او تنها به خاطرسنگينى مسئوليت رسالت و سختى تبليغ بود.
استمداد از مردم، منافاتى با توكّل و كمك از خداوند نداشته و شرك نيست . در قرآن بارها به مسئله ى استمداد و تعاون اشاره شده است، از جمله: "تعاونوا على البرّ و التّقوى"يكديگر را در كار خير يارى كنيد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v عبادت بايد خالصانه باشد. ارزش عبادت به ميزان خلوص آن است .
v نماز، اوّلين دستور كار و برنامه ى عملى انبياست . هدف از اقامه نماز، تنها رعايت قالب آن نيست، بلكه توجّه به قلب آن، يعنى احساسحضور است .
v توجّه به قيامت، سبب برپايى نماز مى شود. در قيامت از نماز مى پرسند. برپايى نماز به خاطر ياد اوست و ياد او موجب آرامش دلهاست . چنانكه ياد ما از خدا، سبب ياد خدا از ماست .
v هر آگاهى و دانستنى مفيد نيست . ندانستن زمان وقوع قيامت داراى حكمت و لطفى است. زيرا انسان در عمل آزاد بوده وگرفتار هيجان و ترس نيست . كسى كه ساعت آمدن ميهمان را نمى داند، دائما آمادگىخود را حفظ مى كند.
v تكيه بر عصا و ابزار مادّى، با توكّل بر خداوند منافاتى ندارد.
v سعه ى صدر اوّلين شرط موفقيّت در هر كارى است . جاى ترس و فرار از مسئوليّت، امكانات و مقدّمات و ابزار آن را از خداوند بخواهيم .
v دعا قبل از هر كارى، رمز توكّل ومايه ى دفع خطرات و آفات راه است، هر چند دعا خودنيز عبادت واعلام نياز به شمار مى رود.
v مسئوليّت زياد، تسبيح زياد لازم دارد. ابتدا خداوند را از هر عيب و نقصى تنزيه كنيم، سپس به ذكر و شكر او بپردازيم . آنچه ارزش دارد ذكر كثير است وگرنه هر انسانى هنگام خطر و گرفتارى ياد خدا مى كند.
v با اينكه خداوند به همه چيز آگاه است، ولى بازهم دعا و درخواست از او مطلوب است . اگر درخواست، صحيح و بجا و دعا خالصانه باشد، استجابت قطعى است .
v نعمت هاى الهى از باب امتنان است، نه استحقاق . هيچگاه الطاف خداوند را از ياد نبريم .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون