آيات 65 تا 76 سوره مباركه طه
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v "حِبال"جمع"حَبل"به معناى ريسمان و"عصّى"جمع"عَصا"است
v "اوجس"از"وجس"به معناى صداى پنهانىاست و"ايجاس"به چيزپنهان در باطن گفته مى شود
v حضرت على عليه السلام در خطبه 6 نهج البلاغه در تفسير"فاوجس فى نفسه"مى فرمايند: ترس موسى عليه السلام از تاءثير سحر در مردم جاهل بود
v همين كه ساحران فهميدند كار موسى عليه السلام سحر و جادو نيست ، بى اختيار به سجدهافتادند و در حالى كه صبح از كافران بشمار مى آمدند، غروب به جمع شهداء راه خداپيوستند و با بيان"آمنّا بربّ هارون و موسى"اظهار داشتند كه كار ما غلط بوده است ، و چون فرعون خود را"ربّ"مردم مى دانست ،آنها هم كلمه"رّب هارون و موسى"را بكار بردند، زيرا اگر آنها تنها مى گفتند: "ربّ موسى" فرعون مى گفت : موسى را من تربيت كرده ام ، از اينروى ساحران ، بعد از كلمه"ربّ"ابتدا نام هارون عليهالسلام و سپس نام موسى عليه السلام را ذكر كردند
v خداوند بدون شرط به پيامبرش وعده برترى مى دهد، )انّك انت الاعلى ( ولى به مؤ منين به شرط وفادارى به ايمان ،وعده برترى مى دهد، )و انتم الاعلون ان كنتم مؤ منين (زيرا انبيا وفادار هستند، ولى مؤ منين ممكن استدست از وفادارى بردارند، لذا خداوند مى فرمايد: آنان به شرط وفادارى برترند
v در آيه ى 61، موسى فرعونيان را به عذاب تهديد كرد
v "خطايا"جمع"خطيئه"، به گناهان عمدى گفتهمى شود
v جمله ى"ما اكرهتنا عليه من السحر" يعنى ما از خداوند به خاطر خطاهايى كه تو ما را بر آنمجبور كردى ، استغفار مى كنيم . و مراد از اكراه بر سحر، احضار ساحران و عمل سحرآنان است
v كسى كه از جان خود در راه هدف الهى بگذرد، هر لحظه رشد بيشترى پيدا مى كند. ساحراندر اين آيات ، سه گونه تعبير درباره ى خداوند آوردند: "الذى فطرنا"،"آمنّا بربّنا" "واللّه خير و ابقى"
v در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم : هركس خود را از ديگران برتر بداندمستكبر است . پرسيدند: آيا افراد پاك كه خود را بهتر از گناهكاران مى دانندمستكبرند؟ امام ماجراى ايمان آوردن ساحران را بيان فرمود كه انسان گاهى در چند لحظهتغيير فكر مى دهد، بنابراين خود را بهتر ندانيد چون خبر از سرانجام و عاقبت نداريد
v ساحران پس از ايمان آوردن ، به فرعون گفتند: اِعمال شكنجه و قتل تو تنها در اين چندروز دنياست ، در حالى كه قهر يا لطف الهى دائمى است
v جايگاه مؤ من بهشت است ، امّا كسب درجه ، مربوط به مقدار تزكيه اوست كه بايد تلاشكند و در تمام ابعاد خود را از آلودگى ها پاك و تزكيه كند؛ تزكيه ى روح از عقايدانحرافى ، تزكيه ى اخلاق از رذائل اخلاقى ، تزكيه ى جسم از خبائث و تزكيه ى اعمال ورفتار از كارهاى زشت و ناشايست
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v آزاد گذاشتن ها هميشه نشانه ى حقانيّت نيست
v به مخالفين اجازه آزادى عملى دهيم ، آنگاه با جواب محكم و منطقى آنها را رد كنيم
v اجازه القاى شبهه جهت پاسخگويى و رفع اشكال مانعى ندارد
v سحر، حقيقت اشيا را تغيير نمى دهد، بلكه نمودها را دگرگون مى سازد و در ادارك انسانتاءثير مى گذارد
v هر كجا كه نگرانى زيادتر باشد، تاءييد و تاءكيد بيشترى را مى طلبد
v تلقين ، عامل تقويت روحيه است
v در نظام طاغوتى ، خفقان حاكم است ومردم حتّى از آزادى عقيده نيز محرومند
v جواب بايد متناسب با سخن مجادله گر باشد وبا زبان خود او سخن بگوييم
v براى افراد سالم و غير لجوج ، روشن شدن حقّ همان وتسليم شدن همان
v راه توبه براى همگان باز است ، توبه از شرك ، ايمان آوردن به خداست
v انسان ها در انتخاب عقيده آزادند و مجبور محيط نيستند
v سجده ، از آثار يقين است ، ايمان بدون سجده نمى شود
v انبيا با روح انسان كار مى كنند، ولى طاغوت ها با ضربه به جسم انتقام مى گيرند
v انسان ها در عقيده و ايمان ، آزاد و انتخابگرند و با تهديد و تطميع نمى توانباورهاى آنان را عوض كرد
v ايمان ، زمانى ارزش دارد كه بر اساس منطق و بصيرت باشد
v نشانه ى ايمان واقعى ، آمادگى براى فدا كردن تمام هستى در راه دفاع از ارزشهاى الهىاست
v اوّلين گام در عفو و بخشش الهى ، ايمان به اوست
v طاغوت ها از تخصّص مردم سوء استفاده مى كنند
v از گناه بدتر، گناهكار مردن است
v انسان بايد ايمان خود را تا آخر عمر حفظ كند
v مؤ من واقعى ، عامل به هر كار صالحى است
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون