ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v "اسراء"به معناى حركت در شب است، "يَبَس"به مكانى گفته مى شودكه قبلا آب داشته، امّا اينك خشك شده و "دَرَك " به خساراتى كه دامنگير انسان مى شود گفته مى شود و مراداز"عبادى"بنى اسرائيلاست .

v مساءله ى نجات بنى اسرائيل از ستم فرعون و نزول غذاهاى مَنّ و سَلوى در حالى كه دربيابان سرگردان بودند، بارها در قرآن ذكر شده است .

"مَنّ"ظاهرا عسل وترنجبين و "سَلوى"نوعى پرنده حلال گوشتولذيذ است .

"واعدناكم من جانب الطور"اشاره به جريان رفتن حضرتموسى همراه جمعى از بنى اسرائيل به ميعادگاه طور است كه در آنجا خداوند الواح توراترا بر موسى نازل كرد.

v توبه از هر گناه و خلاف بايد متناسب با همان گناه و خلاف باشد. مثلا توبه كسى كهنماز نخوانده ، قضاى نماز است، توبه ى مردم آزارى، عذرخواهى است، توبه ى كتمانِحقايق، بيان آن است، توبه ى شرك، ايمان به خداست، توبه ى مال مردم خوارى، ردّاموال به صاحبان آن است .

گرچه در اين آيه(82) سخن از بخشش توبه كنندگان است، امّا در آيه ى ديگر مى خوانيم : كسانى كه بعد از ايمان، كفر بورزند وبر آن بيفزايند، ديگر هرگز توبه آنان قبولنخواهد شد. "انّ الّذين كفروا بعد ايمانهم ثمّ ازدادوا كفرا لنتقبل توبتهم".

در روايات مراد از "اِهتدى"، هدايت به ولايت اهلبيت عليهم السلام دانسته شده است .

v امام صادق عليه السلام در ذيل آيات(85-83) فوق، سيماى عاشق را چنين بيان فرمود: انسانمشتاق نه در فكر غذا، لباس ومسكن است ونه آرام وقرار دارد تا به محبوبش ‍ برسد،همان گونه كه حضرت موسى به عشقِ دريافت وحى، خواب و خوراك نداشت و فرمود: خدايا! من زودتر از قوم خود آمده ام تا تو راضى شوى .

vدر اين آيه(۸۶) همچون آيه ى 81، از حلول غضب الهى سخن به ميان آمده است، ليكن در آنجاعامل غضب، طغيان ودر اينجا پيمان شكنى مردم بيان شده است . اينها عواملى است كهرمز سقوط بنى اسرائيل در آنها نهفته است .

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v اگر نمى توانيم در محيطى اثر بگذاريم، لااقل آن محيط را ترك و از آنجا هجرت كنيم . عزّت همراه آوارگى، بهتر از ذلّت در وطن است .

v اوّلين گام عليه ظالم، خالى كردن اطراف اوست . خداوند ياور محرومان است . شعارهاى انحرافى را بى پاسخ نگذاريد.

v آزادى و امنيّت از بزرگ ترين نعمت هاى الهى و زمينه ساز استفاده از ساير نعمت هاست .

v همه ى الطاف از جانب خداوند است . نعمت معنوى بر نعمت مادّى مقدم است .

v اصل در چيزهاى طيّب وپاكيزه، مباح بودن استفاده از آنهاست . تحريم طيّبات ممنوع است .

v طبع انسان يكى از معيارهاى شناخت حلال هاست .( طيّب به چيزى گفته مى شود كه مطابق طبع و دلپسند باشد. رعايت نكردن احكام خوردنى ها، از بسترهاى طغيان است . قهر الهى نسبت به طغيان گران تهديدى جدى است .

v حلال هاى الهى را در راه حرام مصرف نكنيم . مصرف بيش از اندازه ى مورد نياز، سرپيچى از حكم خداست .

v طغيان در مصرف از گناهان كبيره است، چون عذاب الهى را در پى دارد. سقوط واقعى، گرفتار شدن به غضب الهى است، نه ورشكستگى هاى سياسى، اقتصادى وامثالآن .

v راه توبه بر آنان كه مشمول غضب الهى شده اند، باز است . بازگشت واقعى انسان، مغفرت وآثار بسيارى را از جانب خدا در پى دارد.

v توبه با شرايطى پذيرفته مى شود. الف: بازگشت، ب: ايمان، ج: كار خوب، د: هدايت پذيرى. حتّى ايمان وعمل صالح بدون هدايت پذيرى از هاديان الهى كافى نيست .

v مؤ من بودن و مؤ من شدن مهم است، امّا مؤ من ماندن مهم تر است .

v عجله در كار خير و براى كسب رضاى الهى مانعى ندارد.

v نقش هنر وهنرمند غير متعهّد در تخريب باورهاى دينى و انحراف مردم، كمتر از قدرتطاغوت نيست

v همين كه از انحرافى با خبر شديد، فورا عكس العمل نشان دهيد. غيرت دينى از صفات بارز اولياى خداست.( رهبران دينى و اولياى خدا، غصه ى انحراف مردم را مى خورند.

v خشم و غضبى كه در راه رضاى الهى باشد مذموم نيست .

v ارتجاع، ارتداد و عهدشكنى، عامل قهر وغضب الهى است . تخلّف از عهد وپيمان پيامبر، عامل قهر خداوند است . تخلّف از وصىّ ونماينده پيامبر، تخلّف از خود اوست .

v گناهكاران براى فرار از مجازات، به بهانه هايى چون اجبار و اكراه و فشار خارجىپناه مى برند.

v مال حرام، خرج كار حرام مى شود. چه بسا جلوه ها، زيورها واموال دنيا كه براى انسان وزر ووبال است . منحرفان از سرمايه ى خود مردم براى گمراه كردن آنان و رسيدن به اهداف شوم خويشاستفاده مى كنند.