آيات 114 تا 125 سوره مباركه طه
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vعبارت "لاتعجل بالقرآن"به دست مى آيد كهپيامبراكرم صلى الله عليه و آله مجموعه آيات قرآن را مى دانسته و آن را پيش خوانىمى كرده است واين خود دليل روشنى است بر آنكه قرآن مجيد دو بار بر پيامبر نازل شدهاست، يكبار به صورت دفعى و بار ديگر به شكل تدريجى و آنچه را پيامبر در نزول دفعىدر شب قدر دريافت كرده بوده، در هنگام نزول تدريجى، قبل از وحى مى خوانده است .
سرچشمه ى عجله و شتاب، گاه امور منفى چون كم صبرى، غرور و اظهار وجود است كهالبتّه اين صفات، مذموم و از ذات مقدّس نبوى به دور است و گاهى به خاطر شدّتعشق و علاقه به دريافت مطلب و دلسوزى براى حفظ چيزى است، كه در اين صورت امرنيكويى به شمار مى رود و تعجيل پيامبر صلى الله عليه و آله در وحى از اين جهت بودهاست، يعنى دريافت عاشقانه و هيجان و نگرانى براى حفظ وحى .
اوّلين معلّم، خداوند علاّم و عليم است،"علّم آدمالاسماء"،"الرحمن، علّم القرآن،علّمه البيان"پس علم را از اوبخواهيم "ربّ زدنى علما".
در حديث آمده است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: اگرروزى بر من بگذرد و در آن بر علم من افزوده نشود، آن روز براى من مبارك نيست .
v اين ششمين مرتبه اى است كه از آغاز قرآن تاكنون به داستان آدم و ابليس برمى خوريم،قبلا نيز در سوره هاى بقره، اعراف، حجر، اسراء و كهف در اين مورد اشاراتى شدهبود.
مراد از عهد و پيمان، همان فرمانِ نخوردن از گياه مخصوص استو مراد از نسيان، دقّت نكردن در انجام فرمان، وگرنه فراموشى مطلق، عتاب و انتقادندارد. منظور از "عزم"،اراده ى محكم در برابر وسوسه هاى ابليس است .
v گرچه شيطان در اينجا، تنها دشمن آدم و حوا معرّفى شده است، ولى در جاى ديگر بهدشمنى او با همه ى انسان ها هشدار داده شده است "عدوٌ لكمللّه".
مراد از "تشقى"در اينجا، مشقّت هاىزندگى مادّى است كه از آيات بعدى استفاده مى شود كه مى فرمايد: در بهشت، گرسنگى،برهنگى و تشنگى نيست، يعنى اگر از بهشت بيرون شديد، به مشقّت مبتلا خواهيد شد.
v شيطان، نام ديگر ابليس است "فسجدوا الا ابليس...فوسوساليه الشيطان".
وسوسه شدن آدم، قبل ازرسيدن او به مقام نبوّت بوده است .
كلمه "غَوى " از "غَىّ"در برابر رشد است، يعنىراهى كه انسان را از مقصد باز مى دارد. خداوند درباره ى آدم فرمود: "فغوى"امّا درباره ى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: "ما ضلّ صاحبكم و ما غوى".
v "اجتباء"از "جباية"به معناى جمع آورى و انتخاب و برگزيدن است .
"تاب )" اگر با حرف «الى»بيايد، توبه ى انسان خواهد بود، مثل جمله "تبت اليك" ولى اگر در كنارحرف «على»قرار گرفت ،توبه ى خداوند قلمداد مى گردد، مانند آيه ى فوق يعنى خداوند لطف خودش را بر بندهباز گرداند.
در اينكه مخاطب "اهبطا" چه كسانى هستند، مىتوان گفت: يا آدم و حوا هستند، يا انسان و شيطان است و يا آدم و ذريّه او بودهاند.
v در روايات، رها كردن خط ولايت اهلبيت عليه السلام يا ترك كردن فريضه ى حج، مصداقاعراض از ياد خدا شمرده شده است .
مراد از سختى و تنگى زندگى، نداشتن نيست، بلكه بسيارى از سرمايهداران به خاطر حرص، ترس و دلهره، در فشار و تنگنا زندگى مى كنند.
روايات متعدّدى مراد از كورى در قيامت را نديدن راه حقّ وخير دانسته اند.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v علم را از عالم حقيقى طلب كنيم . براى علم و دانش نهايتى نيست و فارغ التحصيل معنا ندارد. علم حقيقى، قرآن مجيد است .
v علم، وسيله ى رشد انسان هاست . علمى داراى ارزش و اعتبار است كه همراه با فراگيرى آن، ظرفيّت انسان نيز زياد شودو رشد كند.
v از عوامل مهم انحراف انسان، يكى غفلت از كرامت و مقام انسانيّت و ديگرى غفلت ازدشمن درونى و بيرونى است كه قرآن بارها بر آن هشدار داده است .
v راه نفوذ شيطان، تمايلات انسانى است) . شيطان بر نيازها وخواسته هاى آدمى آگاه بوده است لذا آدم را از راه ميل به جاودانگى، اغفال كرد. آرى آرزوهاى طول ودراز، انسان را به گناه مى كشاند.)
v شياطين از نام ها و عناوين زيبا و جذاب براى انحراف مردم و مقاصد شوم خود استفادهمى كنند. دروغ، ابزار شيطان براى فريفتن انسان هاست .
v پوشش براى انسان، كرامت وزيبايى و برهنگى، پستى وزشتى است . لقمه ى نابجا، سبب ريختن شرم وحيا و ظهور زشتى ها مى شود. پوشاندن زشتى، در فطرت تمام انسان هاست .
v مخالفت با امر خدا، مخالفت با رشد وتربيت خود انسان است . گناه سبب محروميت انسان مى شود
v در گزينش افراد به سرشت پاك آنها توجّه كنيد و يكى دو لغرش را ملاك ردّ انتخاب قرارندهيد.
v در جهان مادّيات، بروز تضاد و تزاحم قطعى است، مهم آن است كه انسان در اين بين خطالهى را گم نكند. خوشبختى و نجات انسان، در سايه ى پيروى از اوامر الهى است .
v دورى از ياد خدا مايه اضطراب، حيرت و حسرت است، هر چند تمكّن مالى بالا باشد. زندگى آرام و شيرين، فقط در پرتو ياد و ذكر خداست .
v معنويت در زندگى مادّى نيز نقش مهمى دارد. كسى كه در دنيا چشم جانش را بر روى حقايق بست، در قيامت كور محشور خواهد شد.
v بى ايمان، هم در دنيا زندگى مشقّت بار دارد و هم در آخرت از نعمت ديدن محروم است .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون