آيات 126 تا 135 سوره مباركه طه
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v از مصاديق روشن ياد خدا، نماز است، خداوند مى فرمايد: "اقمالصلوة لذكرى"و بديهى است كه هركس خدا را ياد كند، خداوند هم او را ياد خواهد كرد، اين وعده ى الهى است كه"اُذكرونى اَذكركم"و قهرا كسانى كهخدا را فراموش كنند، خداوند نيز آنان را رها خواهد كرد"وكذلك اليوم تنسى".
v كلمه "نُهى" جمع "نُهيه"به معناى چيزى است كهانسان را از زشتى ها نهى مى كند و از اين روى به عقل، "نُهيه"گفته مى شود، زيراانسان را از هوسها بازمى دارد. بنابراين عقل واقعى، علاوه بر انديشيدن و فهميدن ،سبب دور شدن از خطرها و بدى ها مى شود.
"قَرن" به معناى قوم و مردمىاست كه در يك زمان زندگى مى كنند و گاهى به خود زمان نيز گفته مى شود. "لزام"به معناى امر ملازم وحتمى است .
مراد از "كلمة سبقت"همان جمله اى استكه خداوند هنگام هبوط به حضرت آدم فرمود: "و لكم فى الارض مستقر و متاع الى حين".
v اين آيه(130) همچون آيه ى"واستعينوا بالصبر والصلوة"پيامبر صلى الله عليه و آله را به شكيبايى و حمدوستايش پروردگار دعوت مى كند، وگرچه مخاطب اين آيه ظاهرا پيامبر صلى الله عليه وآله است، امّا بديهى است كه آيه جنبه عمومى دارد.
بر طبق بعضى از رواياتو نظر برخى از مفسّرين، اين آيه با نمازهاىيوميه و شبانه روزى تطبيق دارد و مراد از "اطرافالنهار"نوافل روزانه است .
v از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: هر كس چشم به دست مردم داشتهباشد، غم او طولانى گردد و غيظش باقى ماند.
v در روايات متعدّدى آمده است كه پس از نزول اين آيه(132)، پيامبر صلى الله عليه و آله تاچندين ماه دَرب خانه ى حضرت على و فاطمه عليهما السلام را مى زدند و در آستانه درمى فرمودند: "الصلوة"آنگاه به قرائت آيه تطهير مى پرداختند.
"اِصطَبر عليها"يعنى هم درانجام نماز وهم در امر به آن تاءكيد وپايدارى كن .
v مراد از «صحف اولى»تورات و انجيل و زبور است .
v مراد از "اصحاب الصراط السوّى"امامان معصوم عليهمالسلام و منظور از "من اهتدى " ياوران آنها مى باشد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v اگر سرچشمه ى نسيان، بى اعتنايى باشد، عقوبت خواهد داشت و گرنه نسيانى كه بدوناختيار باشد توبيخى ندارد.
v اسراف واستفاده نابجا از نعمت ها، زمينه ساز كفر است .
v مناطق مخروبه و مقهوره، براى هر صاحب عقلى مايه تاءمل و انديشه است . در بازديد از آثار باستانى، تنها به جنبه تفريحى آن اكتفا نشود. هركس عبرت نگيرد بى خرد است .
v سنّت الهى بر مبناى برنامه وزمان بندى و مهلت دادن است وگرنه مجرمان فورا به هلاكتمى رسيدند. ستمكاران بى ايمان از تاءخير عذاب الهى مغرور نشوند.
v توجّه به تدبير خداوند و قانون مند بودن كيفر و عذاب و توجّه به سنّت هاى الهى،مقدمه ى صبر و تسبيح وتحميد است . صبر در امور بايد به اندازه ى مشكلات باشد.
v تنزيه خداوند از راه ستايش و حمد او است . پيرايش از بدى ها بر آرايش به خوبى ها مقدم است. تسبيح بر تحميد تقدم دارد. تسبيح و حمد الهى قبل از طلوع وغروب آفتاب اثر خاصى دارد.
v اوقات خود را با ياد خدا پر كنيم تا زمينه اى براى ساير افكار باقى نماند. شب، تنها براى استراحت و خواب نيست، بايد بخشى از آن را به عبادت اختصاص داد.
v اگر ذكر خدا با ساير شرايط انجام شود، نتيجه بخش خواهد بود. مقام رضا، بالاترين درجه ى تكامل است .( تكامل داراى درجاتى است : اوّل: صبر، دوّم: تنزيه خداوند، سوّم: سپاس و ستايش پروردگار، چهارم: رضا به قضاى الهى .)
v رسيدن به مقام رضايت از خداوند، در صورتى است كه به زرق و برق دنيا خيره نشوى . )آرى كسى كه جذب جلوه هاى مادّى شد، احساس كمبود و تبعيض مى كند و از خدا راضى نمىشود(.انسان به طور طبيعى به سوى مادّيات گرايش دارد، امّا بايد آن را مهار كند.
v نگاه، مقدّمه جذب و دلبستگى است .
v همه ى دارايى هاى انسان رزق او نيست. چون بسيارند كسانى كه همه نوع امكانات دارند،امّا بهره خودشان كم است .
v امر به معروف از كسانى اثر بيشترى دارد كه خود جذب مادّيات نشده باشند. يكى از مهم ترين زمينه هاى امر به معروف، خانواده ونزديكان انسان است .( دايره ى اهل، به زن و فرزند منحصر نيست، بلكه همه ى افراد خاندان را شامل مىشود).
v فرمان به نماز از ميان ساير واجبات، رمز بيمه شدن اعضاى خانواده است . براى عدم وابستگى به زرق و برق دنيا، به نماز پناهنده شويم .
v يكى از مصاديق روشن و بلند معروف، نماز است . موضوع نماز در خانواده داراى اهميت خاصى است، بايد والدين بر آن اصرار كنند. نماز، زمينه ساز پاكدامنى و تقواست . حسن عاقبت در سايه ى تقواى الهى است، نه مادّيات .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون