آيات 36 تا 44 سوره مباركه انبياء
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vكفر، انسان را به جايى مى رساند كه منطق قوى و قول معصوم را مسخره مى كند، ولى حاضرنيست كوچك ترين بى احترامى نسبت به سنگ و چوب روا دارد، از اينرو گفتند: "ذكر الهتكم"در حالى كه منظورشان "يذكر الهتكم بسوء"بود.
اگر در حوض يا استخر آبى، لاشه بدبويىافتاده باشد، با آمدن باران، تعفّن و بدبويى آن بيشتر مى شود. كفر همچون لاشه ىمردارى در روح انسان است كه با ديدن پيامبر لجاجت بيشترى بروز مى دهد.
v در اين آيه(39) به نمونه اى از عجله ى انسان اشاره شده وآن اينكه كفّار مرتّباً ازپيامبر صلى الله عليه و آله سؤ ال مى كردند: قيامت موعود و زمانى كه به خاطر كفرمانعذاب مى شويم، چه زمانى است؟ و بدين وسيله مايه ى ناراحتى حضرت مى شدند. خداوندبه پيامبر صلى الله عليه و آله تسلى خاطر مى دهد كه اگر آنها از روزى كه نه تنها ازپيش روى و از پشت سر، بلكه از همه سوى آتش بر آنان احاطه پيدا خواهد كرد و هيچ راهفرارى هم نخواهند داشت، آگاه بودند وشتابى در رسيدن آن نداشتند.
v در اينكه مراد از عبارت "ننقصها من اطرافها"كم شدن اطراف زمين چيست، معانى مختلفى ذكر شده است :
الف: منظور، مرگ علما وفقدان آنهاست .ب: مقصود،انقراض امتها و نابودى ساكنان زمين است .ج: با گسترشاسلام، از مناطق كفر نشين كاسته مى شود.د: حجم زمين ازنظر جغرافيايى روبه نقصان است.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v كفّار جز مسخره و تحقير كردن حربه علمى و منطقى ندارند.(استهزا، نشانه ى ناتوانى از استدلال است. )
v تعجيل انسان ها درخواسته هايشان، بر مشيّت و حكمت الهى تاءثيرى ندارد.
v انسان بر كنترل و مهار غرائز خود توانمند است .
v خصلت شتاب زدگى انسان، زمينه ى پرسش كفّار از زمان تحقّق وعده هاى الهى است .
v عجله انسان، به خاطر جهل است. (گر مىدانستند عجله نمى كردند).
v كفر مانع شفاعت است . كفّار در قيامت، نه خود توان دور كردن آتش را دارند و نه از جانب بت ها و طاغوت هابه آنان كمكى خواهد شد.
v فكر كه مختل شد، توانايى نيز مختل مى شود. (بهت زدگى فكرى، قدرت را مى گيرد.)
v مهلت دادن به كفّار، سنّت الهى در دنياست، نه آخرت . كيفر، با گناه سنخيّت دارد.
v آگاهى از رنجهاى ديگران، رنجهاى انسان را تسكين مى بخشد.
v كارهاى حكيمانه نبايد به خاطر تمسخر گروهى تعطيل شود. استهزا، سبب گرفتارى است
v قدرت ها نمى توانند انسان را از خطرات حفظ كنند. انسان دائما نياز به حفاظت و حمايت الهى دارد. حفاظت خداوند، دائمى و نسبت به همه حتّى كفّار است .
v كردار ما به نحوى است كه حتّى سرچشمه ى رحمت را به غضب مى آورد.(حفاظت او بر اساس مهر و رحمت است).
v اگر انسان ها از ياد خداوند اعراض كنند، او نيز از آنها اعراض خواهد كرد.
v غير خدا، نه از درون توان دفاع از خويش را دارد و نه از بيرون توان كمك به ديگران .
v طول عمر و كاميابى به اراده خداست وهيچ معبودى درآن نقش ندارد. به هر طول عمرى نبايد دل خوش داشت . خداوند، طول عمر كافران را مهلتى براى ازدياد گناهانشان قرار داده است .
v خداوند براى عقوبت كافران عجله اى ندارد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون