آيات 82 تا 90 سوره مباركه انبياء
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v شياطين از جنس جنّ، و موجوداتى داراى شعور وتكليف هستند كه حضرت سليمان علاوه برانسان ها، بر بعضى از آنان نيز حكومت داشت
v غوّاصى ، از جمله فعاليّت جن ها براى سليمان بود
v حضرت ايوب پيامبرى است كه در قرآن مجيد به دريافت نشان صبر مفتخر گرديده است
v اگر چه حضرت ايّوب به مشكلات و بيمارى هاى بسيار سختى مبتلا شد، ولى بر خلاف آنچهدر بعضى كتب آمده اين مسائل ، مايه تنفّر مردم از او نبوده است ، زيرا در اين صورت، علاوه بر آنكه برخلاف قاعده لطف است ، با بسيارى از روايات و تفاسير، از جملهتفاسير الميزان ، فخر رازى ، اطيب البيان ، ابوالفتوح و نمونه نيز سازگار نيست
v از امام صادق عليه السلام درباره ى "و مِثلهم مَعهم " سؤ ال شد كه چگونه همانند آنان را نيز به ايّوب داد؟حضرت فرمود: خداوند از فرزندان او كه قبلا به مرگ طبيعى مرده بودند نيز به همراهكسانى كه هلاك شده بودند، به او برگرداند
v اسماعيل عليه السلام فرزند برومند حضرت ابراهيم و جدّ بزرگوار رسول گرامى اسلام است . او زيباترين حماسه ى اطاعت از فرمان حقّ و صبر بر دستور الهى را در ماجراى رؤ ياىصادقه ى كشتن او توسط پدرش به نمايش گذاشت
v حضرت ادريس جدّ حضرت نوح و اوّلين كسى است كه به طرح علم نجوم پرداخت ، طرز دوختنلباس را به ديگران آموخت و با قلم ، خط نوشت و به نويسندگى پرداخت . گفته اند كه سىصحيفه بر او نازل شد و سرانجام به آسمان ها بالا رفت و اكنون نيز زنده است
v حضرت ذوالكفل عليه السلام يكى از پيامبران الهى است كه بعد از حضرت سليمان و قبل ازحضرت عيسى زندگى مى كرده است . چنانكه مشهور استقبر او در مسير كربلا به نجف قرار دارد
v حضرت اسماعيل عليه السلام در مقابل فرمان الهى مبنى بر ذبح او توسط پدرش صبر كرد وحضرت ادريس نيز 365 سال مردم را به دين حقّ دعوت نمود، امّا كسى به او ايمان نياورد
v در آيات 143 و144 سوره ى صافّات آمده است كه : يعنى اگر نبود كه او از زمرهى تسبيح كنندگان به شمار مى رفت ، هر آينه تا روز قيامت در شكم ماهى محبوس مى گرديد
v انبيا با پيش آمدن هر مشكلى ، به درگاه خداوند شتافته و گشايش آن را از پروردگارخويش خواستار مى شدند
v امام صادق عليه السلام درباره ى "رغبا و رهبا" فرمود: رغبت آن است كه در حال دعا كف دست را به سوى آسمانقرار دهى و رهبت آن است كه پشت دست ها به طرف آسمان نمايى
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v هنر و حرفه در ميان جنّيان نيز هست
v جنّ مى تواند در خدمت بشر باشد
v اگر كنترل و حفاظت نباشد، حتّى در حكومت بى نظير سليمان هم فساد راه پيدا مى كند
v يادآورى و مرور تاريخ زندگانى بزرگان ، بهترين وسيله ى تسكين و صبر و ارشاد وراهنمايى است
v اگر چه گرفتارى ها در ظاهر، ضرر مى نمايد، ولى در بسيارى از مواقع باطناً لطف خفى ورحمت الهى است
v هميشه بلاها و مصائب جنبه كيفرى و تنبيهى ندارد، بلكه گاهى براى اعطاى درجه است وجنبه آزمايشى دارد
v در مقام دعا، خدا را با صفتى بخوانيم كه با نياز ما تناسب دارد
v لطف الهى بيش از تقاضا و دعاى انسان است
v خداوند، هم اهل جود است و هم جبروت
v ميان دعا از يك طرف و ربوبيّت و سرازير شدن رحمت الهى از سوى ديگر، ارتباط خاصّىوجود دارد
v بلاها داراى ابعاد گوناگونى است ، گاهى براى آزمايش است ، گاهى براى رشد فكرى وعلمى ، و زمانى براى عبرت آموزى به ديگران
v نام بزرگان را زنده نگاه داريم و كمالات آنانرا بازگو نماييم
v صبر، خصلت ارزشمندى است كه خداوند، دارندگان آن را مى ستايد
v صبر، زمينه ساز ورود انسان در رحمت الهى است
v كسب درجات و مقامات ، پس از موفّقيّت در آزمايشات الهى است
v صبر و صلاح ، از صفات انبيا است ، و هر كه به آنها متصف باشد، نشان از پيامبراندارد
v در بيان تاريخ ، هميشه از شيرينى ها و موفّقيّت ها سخن نگوييم ، بلكه به حوادث تلخو شكست ها نيز اشاره كنيم
v گاه يك حركت عجولانه ، بدون حساب و بى اجازه ، كيفر سختى را بدنبال مى آورد
v خداوند بر خيالات ، افكار و گمان هاى ما آگاه است
v گاهى انبيا بر حوادث آينده ى خود آگاهى ندارند
v يك غضب بيجا، گاه يك پيامبر خدا را گرفتار مى كند
v در تحليل گرفتارى ها، خدا را منزّه بدانيم و سرچشمه ى آن را در عملكرد خود جستجونماييم
v اگر حركت ها و حبّ و بغض ها به فرمان خداوند و مرضى خاطر او نباشد، نتيجه مطلوب رادر پى نخواهد داشت
v اقرار به گناه در پيشگاه خداوند، خود يك كمال و از آداب دعاست
v دعايى كه در آن ، اقرار به توحيد، تنزيه پروردگار و اعتراف به خطا و اشتباه و گناهباشد، مستجاب است
v تنزيه خداوند و اقرار به گناه ، رمز نجات از مصائب و محروميّت هاست
v داستان هاى قرآن ، يك واقعه ى تمام شده نيست ، يك جريان و سنّت دائمى است
v هرگز از رحمت الهى ماءيوس نشويم
v ذكر كلمه ى "ربّ" و تكرارآن در دعا، درخواست ها را با اجابت مقرون مى سازد
v در هنگام دعا، خداوند را با آن صفتى كه با خواسته ما تناسب بيشترى دارد ياد كنيم
v ايمان به "خيرالوارثين " بودن خداوند، با آرزوهاى طبيعى مثل علاقه به فرزند و طلب آن از پروردگار، منافاتىندارد
v دست خداوند بسته نيست و مى تواند زن نازا را هم شايسته ى بارورى گرداند
v سعادت كامل ، زمانى است كه همه ى اعضاى خانواده در انجام كار خير، با يكديگر شريك ،همفكر و همگام باشند
v بيم و اميد نسبت به خداوند (خوف و رجا)، دو عنصر ارزشمند، حتّى براى پيامبران است
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون