ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      وعده ى پاداش و اجر و ثواب با تعابير گوناگونى در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است

v   در اينكه مراد از عدم بازگشت كفّار چيست ، از امام صادق عليه السلام نقل است كهفرموده اند: براى افرادى كه (به قهر الهى ) در دنيا هلاك شده اند، ديگر رجعت دنيوىممكن نيست ، ولى براى كفّارى كه هلاك نشده اند (و به مرگ طبيعى از دنيا رفته اند( اين رجعت به دنيا امكان پذير است

v   كلمه ى "شاخصة " از مادهى "شخوص " به معناى خارجشدن از مكانى بسوى مكان ديگر است و چون در هنگام تعجّب ، چشم حالتى پيدا مى كند كهگويا مى خواهد از حدقه خارج شود، لذا به اين حالت چشم نيز شخوص مى گويند

v      گرچه قيامت در نظر دور مى نمايد، ولى در حقيقت نزديك است

v   معمولاً بيان صداها در زبان عرب بر وزن فعيل است ، مثل : زفير، شهيق ، زئير و هرير،و زفير به صدايى گفته مى شود كه با بازدم همراه است

v   منظور از جمله "لا يسمعون " اين نيست كه اهل دوزخ هيچ صدايى نمى شنوند، بلكه مراد آنستكه هر چه فرياد مى زنند پاسخ نجات بخشى دريافت نمى كنند، زيرا در قرآن آياتى است كهبر شنيدن اهل جهنّم دلالت مى كند، آنجا كه از ماءمور عذاب ، مهلت مى خواهند و يا ازخداوند، درخواست نجات مى كنند و يا زمانى كه از آنان سؤ ال مى شود پاسخ مى دهند

v   در روايات آمده است كه عدّه اى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند: اگرقرآن جايگاه عابد و معبودِ غير خدا را آتش دوزخ قرار داده است ،پس حال عيسى عليه السلام و مريم عليها السلام كهناخواسته معبود ديگران واقع شده اند چگونه است ؟ حضرت صلى الله عليه و آله در پاسخآنان ، آيه ى شريفه  101 را تلاوت فرمودند

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      محور در بيان مطالب قرآنى ، ارائه الگوها و كمالات انسانى است و زن و مرد در آنفرقى ندارند

v      الطاف الهى زمانى نازل مى شود كه قابليّتى موجود باشد

v      پاكدامنى از برجسته ترين كمالات زن است

v      وجود يك كمال در انسان ، بركت هاى زيادى را به همراه مى آورد

v      پاكدامنى مادر مى تواند او وفرزندانش را به بالاترين مقام ها برساند

v      مقام زن تا بدانجا مى رسد كه خداوند، او را همچون انبيا مى ستايد و نشانه و آيتخويش در ميان جهانيان قرار مى دهد

v      همه ى اديان الهى ، در مقصد و هدف يكى هستند

v      توحيد و وحدت كلمه ، اساس كار اديان الهى است

v      ربوبيّت مقتضى پرستش است

v      منشاء تفرقه در اديان الهى و دين اسلام ، خود مردم هستند

v      حفظ وحدت از اعمال صالح است

v      اسلام ، مكتب معيارها و ارزشهاست و هر ارزشى را از هر شخصى و در هر زمان مى ستايد

v      اگر توفيق همه ى كارهاى خير را بدست نياورديد، لااقل هر مقدار از آن را كه برايتانممكن است ، انجام دهيد

v      انگيزه ها و هدف هاى الهى به كارها ارزش مى دهد

v      در جهان بينى الهى ، تلاش مثبت هيچ كس بى پاسخ و نتيجه نمى ماند

v      رجعت و آرزوى بازگشت اقوام هلاك شده تنها در زمان ظهور ياءجوج و ماءجوج محقّق خواهدشد

v      هجوم فتنه گران (ياءجوج و ماءجوج ) نشانه ى پايان عمر دنيا و نزديكى قيامت است

v      قيامت ، روز بُهت و حيرت است

v      غفلت از قيامت ، از نشانه هاى بارز كفر و كافران است

v      پرستش غير خدا، عابد ومعبود را به دوزخ مى كشاند

v      به غير خدا دل نبنديم و سرنوشت خود را به خدايان دروغين وعاجز گره نزنيم

v      عجز و محكوميّت با جايگاه خداوندى سازگار نيست

v      بى پاسخى ناله ها و فريادها، خود شكنجه ديگرى براى اهل دوزخ است

v      خداوند، به وعده هايى كه به اهل ايمان و تقوى داده است وفا مى كند

v      كسى كه به بهشت وارد شود، ديگر وارد جهنّم نمى شود