سيماى سوره ى حج 

اين سوره هفتاد و هشت آيه دارد و در مدينه نازل شده است .

كلمه ى "حج " در لغت به معناىقصد و آهنگ انجام كارى است ، ولى در شريعت اسلامى به مراسم خاصّى كه هر ساله درمكّه برگزار مى گردد گفته مى شود. از آنجا كه حدود سيزده آيه از اين سوره (از آيه 25 تا 37) درباره ى كعبه و تاريخ آن و آثار سياسى و اجتماعى حج سخن مى گويد، اينسوره ، "حج " ناميده شدهاست .

البتّه در اين سوره دعوت پيامبران الهى نسبت به اقوام بسيارى مطرح گرديدهو سرنوشت آنها نيز بيان شده است . طبق روايات ، پيامبر گرامى اسلام فرمودند: هركسسوره حج را بخواند، خداوند به تعداد كسانى كه در گذشته و آينده حج و عمره به جاآوردند، به او پاداش حج و عمره مى دهد.

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      "مَريد" به معناى بى خيراست ، به بيابان بى گياه مريد مى گويند و به نوجوان بى مو "اَمرَد" گفته مى شود

v   آنچه كه اين آيه از آن نهى مى كند، بحث و جدال بدون داشتن آگاهى هاى لازم است ،وگرنه جدال با مخالفان اگر با منطق صحيح و يا منطق خودشان باشد، بسيار هم بجاست

v   در معناى "كُتِبَ" جبرىعليه شيطان وجود ندارد، زيرا در آيات ديگر مى خوانيم : شيطان با اراده ى خود ولجاجت با حقّ، سجده نكرد و به كار خداوند اعتراض نمود و سوگند ياد كرد كه مردم راگمراه كند. بنابراين ، "كُتِبعليه " يعنى براساس اراده و تصميمى كه شيطان گرفت ،گمراه كردن پيروانش براى او حتمى شده است

v      كلمه ى "يُتَوفّى " كه ازريشه ى "وفاة " است ، بهمعناى گرفتن كامل روح از وجود انسان و بيانگر بقاى روح بشر پس از مرگ است

v   كلمه ى "بَهيج " از ريشهى "بهجة " به معناىشادابى و خرّمى است . چنانكه نگاه به سبزه و گياه مايه ى ابتهاج و شادابى انسان مىشود

v   گرچه در اين آيه ، دوران پيرى و كهنسالى ، پست ترين دوران عمر انسان شمرده شده ،امّا علّتى كه براى آن بيان گرديده ، اختصاص به پيران ندارد، بلكه هر زمان كه قواىعقلانى انسان ضعيف و ناتوان گردد، دوران پستى است ، گرچه در جوانى باشد

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      مخاطبين قرآن ، همه ى مردمند

v      با غافلان بايد صريح سخن گفت وبه آنان هشدار داد

v      راه نجات از خطرهاى قيامت ، تقواست

v      ياد قيامت ، عامل ايجاد تقواست

v      تمام هستى متاع قليل است ، ولى زلزله ى قيامت بزرگ است

v      نظام موجود هستى ، با زلزله اى از هم فرومى پاشد

v   قرآن در معرفى سيماى قيامت ، تعبيرات تكان دهنده اى دارد، از جمله : روزى كه كودكان را پير مى كند ، روزى كه عبوس و سخت است ، روزى كه عذابش گسترده است

v   علاقه ى مادر به فرزند، قوى ترين علاقه هاست . لذا خداوند در بيان سختى قيامت ، بهقطع رابطه ى مادر شيرده و مادر باردار با فرزندش مثال زده است . و گرنه در قيامت ،هيچ مادر باردار يا شيردهى وجود ندارد

v      تمثيلات قرآن ، با گذشت زمان كهنه نمى شود

v      پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از خطرهاى قيامت بيمه و مصون است

v      عذاب قيامّت ، كسانى را هدف مى گيرد كه با ايجاد شبهه و ترديد، به عقايد دينى مردمضربه مى زنند

v      گفتگوها بايد براساس منطق وعلم باشد، نه جدال وتعصّب

v      بحث وجدال بدون علم ، پيروى از شيطان است

v      جهل و تعصب ، مانع پذيرفتن حقّ است

v      كسى كه از خدا و راه او جدا شود، هر لحظه در دام شيطانى اسير است

v      شيطان ها بسيارند و هر يك به نحوى وسيله ى انحراف مردمند

v      انتخاب راه شيطان و پيروى از او جز عذاب قطعى الهى ، هيچ نتيجه اى ندارد

v      شيطان تنها كسانى را گمراه مى كند كه از او پيروى كنند، نه هر كه را بخواهد

v      تمام شيطان ها، انسان را به يك راه مى برند: آتش سوزان

v      سرچشمه ى شك غفلت از قدرت خداوند است

v      با كفّار، مستدلّ، منطقى وقابل فهم سخن بگوييم

v      از راه محسوسات ، مى توان با معقولات آشنا شد

v      معاد، هم جسمانى است و هم روحانى

v      انسان ، پيش از مرگ ، هفت مرحله را طى مى كند. (تراب ، نطفه ، علقه ، مضغه ،طفوليّت ، بلوغ ، پيرى(

v      دوران مُضغه (كه انسان در رحم مادر به شكل لخته گوشتى است ) دوران شكل گيرى انساناست

v      كسى كه در دنيا از خاكِ بى جان انسان آفريد، پس در قيامت هم مى تواند

v      زندگى داراى دو منحنى صعود و نزول است . صعود از خاك تا رسيدن به مرحله )اشدّكم (و منحنى نزول رسيدن به مرحله )اءرذل العُمُر(

v      تمام مراحل خلقت ، از استقرار نطفه تا تولد طفل ، به دست خداست

v      تولّد انسان ، به اراده ى خداوند است

v      همه ى انسان ها روز اوّل يكسانند

v      ارزش انسان و زندگى او در پرتو علم و آگاهى و عقل اوست

v      زوجيّت و نر و ماده بودن ، در گياهان نيز مطرح است