ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

vكلمه ى  "ثانِى"به معناىپيچاندن و "عِطف"بهمعناى پهلو است و پيچاندن پهلو، كنايه از تكبّر و غرور است .

v شايد به خاطر آن كه ظلمِ كم نيز از خداوندِ عادل، ظلمِ بسيار محسوب مى شود، در آيهى شريفه(10)، كلمه ى "ظَلاّم"آمده است .

v بعضى آيه(15) را مخصوص به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ندانسته و اين گونه ترجمهكرده اند: هر كس گمان مى كند كه خداوند او را يارى نمى كند...

شايد معناى آيه اين باشد كه فضانوردى نيز انسان بى خدا را آرام نمىكند. كلمه"سبب الى السماء"مراد وسيله فضانوردى و كلمه "ليقطع"به معناى پيمودن راه است، كه در اين صورت اينآيه از معجزات علمى و پيش گوئى هاى قرآن است. به هرحال مشكل روحى بشر حتّى باتكنولوژى پيشرفته و فضانوردى نيز حل نمى شود "هل يُذهبنّكَيده ما يغيظ".

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v آفرينش انسان و گياه، نشانه ى حقانيّت خداوند است . كسى كه يك بار آفريد، باز هم مى تواند بيافريند.

v خداوند هرگز آفرينش را با مرگ و مير رها نمى كند زيرا كسى كه حقّ است، هرگز كارلغو و باطل از او سر نمى زند. پس بايد آفريده هاى خود را به مقصد و هدف نهائىبرساند و پس از مرگ مرحله ى ديگرى باشد.

v معاد، جسمانى است .

v سعى كنيم كه در انتقاد، همه را توبيخ نكنيم . جدال اگر از روى علم باشد مانعى ندارد.

v راههاى شناخت انسان متعدّد است، گاهى از راه فكر و تعقّل و تحصيل بدست مى آيد.

v سرچشمه جدال ناآگاهان ، غرور و تكبّر است .

v كيفر با گناه تناسب دارد. كيفر متكبّر خوارى است . متكبّر، در همين دنيا بد عاقبت است

v خداوند عادل است و قهر يا مهر او نتيجه ى عملكرد ماست . ديگران را عامل گناه و خلاف خودمان ندانيم، كه هرچه هست از خودماست .

v ايمان بعضى ها موسمى و سطحى است و حوادث تلخ و شيرين آن را تغيير مى دهد.

v حساب عقيده و عملى كه بر اساس منطق است، از حساب فراز و نشيب هاى مادّى جداست . (دين را براى نان نخواهيم).

v انسان در معرض هجوم حوادث تلخ و شيرين است . فقر و ناملايمات وسائل آزمايشند.

v ارتداد و بازگشت از راه خداوند، قهر شديد الهى و عذاب دوزخ را به دنبال دارد.

v تمام سود و زيان ها به دست خداست و غير او هيچ نقشى ندارد.

v شرك و دلبستگى به غير خدا، بزرگ ترين انحراف است . شرك، پايگاه عقلى و منطقى ندارد. زيرا پرستش، يا براى رسيدن به سودى است و يا جلوگيرى از شرّى، كه بت ها هيچ كدامرا ندارند. شرك، به تمامى انواعش (معبودهاى عاقل و بى عقل ) محكوم است .

v به خاطر منافع زودگذر دنيا، ضرر دائمى آخرت را نخريم .

v با كسى كه تورا از خداوند باز مى دارد و به سوى خود دعوت مى كند معاشرت مكن و او راسرپرست و رهبر خود قرار مده . ضرر طاغوت ها براى مردم بيش از چيزى است كه به آنان مى دهند.

v ايمان و اميد به وعده هاى حقّ، بزرگ ترين عامل براى رها كردن غير اوست . ايمان همراه با عمل، كليد نجات است و هيچ يك به تنهايى كارساز نيست .

v خداوند بر اساس تمايلات بشر پاداش مى دهد. (انسان از باغ و نهر لذّت مى برد، دربهشت هم باغ ها و نهرهاست).

v خداوند، قادر مطلق است و در انجام كارهايى كه اراده مى كند، به هيچ مانع و بن بستىنمى رسد. )همين قدرت سبب تضمين عمل بهوعده هاى اوست).

v امداد و نصرت الهى، در دنيا و آخرت قطعى است . نااميدى از قدرت و نصرت الهى، تعادل انسان را از بين مى برد.

v خودكشى هرگز راه نجات نيست.(تنها وسيله ى آرام بخش ، ايمان و توكّل به خداست و هرگونه طرح وبرنامه ى ديگرى،منهاى اراده ى الهى و ايمان به او بيهوده است).

v به كارگيرى زمين و آسمان، صعود و سقوط و هر اقدامى كه فاقد ايمان باشد، بى اثراست.