ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v"حُنفاء" جمع حنيف، بهمعناى كسى است كه پيرو دين حقّ باشد.

"خَطَف"به معناى ربودن سريع و "سَحيق"به معناى دوراست .

v قرآن كريم در آيات ديگر، با صراحت دو مورد از مراسم و برنامه هاى حج را جزء شعائرالهى شمرده است: يكى «صفا و مروه»و ديگر  «شتران قربانى»، ولى شعائر الهى در اين دو خلاصه نمى شود و تمام عبادت هاىدسته جمعى از شعائر خداوند است، مانند نماز جمعه وجماعت وهمه ى مراسم حج .

تقوا، از حالت هاى روحى است كه از آثار و نشانهها به وجود آن پى برده مى شود، زيرا در كارهاى ظاهرى، بين گناه و ثواب فرق چندانىنيست، مثلاً: نماز خالصانه با نماز رياكارانه در ظاهر يكى است وآنچه يكى راارزشمند وديگرى را ضدارزش مى كند، همان روح وباطن كار است كه مربوط به قلب هاست"تقوى القلوب".

v كلمه  "مُخبتين" از "خَبت"يعنى زمين وسيع وهمواركه خالى از فراز و نشيب است و مخبت به انسان آرام ومطمئن گفته مى شود كه از هرگونهپندار شرك دور باشد.

كلمه ى "مَنسَك" يا مصدر، يا اسم زمانويا اسم مكان است.لذا معنا چنين است: ما براى هر اُمّتى برنامه عبادت يا زمانى رابراى قربانى يا مكانى را براى آن قرار داديم .

v ياد خدا هم آرام بخش است وهم براى اهل ايمان، خوف آور، همانند كودكى كه با يادوالدين، هم آرام مى گيرد وهم از آنان پروا مى كند وحساب مى برد.

v "بُدن" جمع "بُدنَة"است به معناى شترسالم و فربه و  "صَوافّ"حيوانى است كه زانوى خود را صاف نگاه داشته است .

جمله ى "وَجَبتْ جنوبها"يعنى استقرار به پهلو و كنايه از جان دادن حيوان است "قانع" فقيرى است كه قانع استو "مُعتَرّ"فقيرى راگويند كه نيازمند است امّا حرفى به زبان نمى آورد، ولى به قصد كمك گرفتن از كنارشما عبور مى كند.

در اسلام، هرجا مساءله خوردن مطرح است ، در كنارش وظيفه ديگرى نيز ذكر شده است :

"كُلوا... ولاتسرفوا"بخوريد ولى اسرافنكنيد."كُلوا... واطعموا"بخوريد و به ديگران بخورانيد. "كُلوا... واعلموا" بخوريد و عمل صالحانجام دهيد. "كُلوا... واشكروا" بخوريد و سپاس گزاريد.

v يكى از وعده ها و سنّت هاى الهى، نصرت و دفاع از مؤ منين است و خداوند اين دفاع وحمايت را به عنوان يك حقّ، بر خود لازم فرموده است: "و كانحَقّاً علينا نَصرالمؤ منين".البتّه معناى دفاع ونصرت الهى، هميشه دفاع و نصرت فورى و كوتاه مدّت نيست ، بلكه دفاع دراز مدّت رانيز شامل مى شود، زيرا در آيات ديگر مى فرمايد" : والعاقبةللمتّقين".

"خَوّان" و "كَفور"به معناى كسى است كه كفر و خيانت، كار و سيره ى اوباشد.

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v مقدّس ترين كارها (طواف)، در مقدّس ترين مكان ها (مسجدالحرام) و در مقدّس ترينايّام (عيد قربان)، اگر با اخلاص همراه نباشد، عاقبتش سقوط است نه رشد. اخلاص، انسان را در برابر بادها و طوفان ها بيمه ونداشتن اخلاص انسان را در مسيرطوفان ها قرار مى دهد.

v ترس از خدا و پرواى درونى، يك ارزش است . تقوا، بر همه ى كمالات مقدّم است .

v زيربناى انجام وظيفه بعد از تقوا، مقاومت و صبر است . صبرى ارزش دارد كه در برابر مشكلات دوام بياورد.

v رابطه با خدا، از رابطه با محرومان جدا نيست . بخشش، مخصوص مال نيست، از علم و آبرو و هنر نيز مى توان انفاق كرد. انفاقى ارزش دارد كه دائمى باشد. در انفاق نيز اعتدال و ميانه روى لازم است . اموال و دارائى هاى انسان رزق الهى است .

v بهترين روشِ قربانىِ شتر، نحر آن در حال ايستاده است .تا جان در بدن حيوان هست، مصرف گوشتش ممنوع است . گوشت قربانى بايد تقسيم شود. (بين خود و ديگران) قربانى در مكانى انجام گيرد كه محل عبور فقرا باشد.

v رام بودن و مسخّر بودن حيوانات، خوردن گوشت قربانى واطعام به ديگران ، ذِبح ونَحرحيوانات در مراسم حج واخلاص ورنگ الهى داشتن، نعمت هايى است كه بايد شكرگزارى شود.

v خداوند به تكاليفى كه انجام مى دهيم ، نيازى ندارد. در وراى مسائل ظاهرى دين، اهداف والاترى وجود دارد. (به ظاهر دستورات دينى بسندهنكنيم، داشتن اخلاص و روح تعبّد و تسليم در برابر فرمان خداوند، باطن احكام الهىاست).

v رابطه ى انسان با خداوند از راه تقواست . خدا را به بزرگى يادكردن، يك نوع شكر الهى است . نعمت هدايت، از نعمت هايى است كه براى شكر آن سفارش ويژه اى شده است .

v تحقّق وعده ى الهى در دفاع از مؤ منان ، حتمى است . مؤ منان، تنها و بى مدافع نيستند. مؤ منان، از حريم خدا دفاع مى كنند وخدا از حريم مؤ منان .

v كسى كه ايمان ندارد به خود و خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله خيانت كرده است . بدتر از خيانت، خيانت پيشگى ؛بدتر از كفر، كفرپيشگى است . عنصرى كه نصرت و دفاع خدا را جلب مى كند، ايمان است .