ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v   گفته اند: آيه 39 اوّلين آيه اى است كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اجازهجهاد و جنگ مسلحانه داده است ، زيرا كار آن حضرت چند مرحله داشت : 1 دعوت و اصلاحقلبى و خودسازى نيروها. 2 تشكّل و بسيج نيروها. 3 دفاع يا حمله

v   كلمه ى"صَوامِع " جمع "صومعه " به معناى دِير ومحل عبادت و رياضت راهبان در بيابان ها و غارهاست . كلمه ى "بِيَع " جمع "بيعه " محل عبادت مسيحيان استو كلمه ى "صَلوات " جمع "صلاة " همان كنيسه ومحل عبادت يهوديان است

v   خرابى مسجد يعنى : محو اتّحاد و تشكّل ، قطع رابطه با امام عادل ، فراموشى فقرا،عدم آگاهى از اوضاع و غفلت از خدا و لذا اگر دشمن بتواند، اوّل اين مراكز را قلع وقمع مى كند

 

v   اگر قدرت و امكانات ، در دست افراد صالح باشد، بهره بردارى صحيح مى كنند و اگر دراختيار نااهلان قرار گيرد سوء استفاده مى كنند. بنابراين دنيا و قدرت ، براى گروهىنعمت و براى گروهى وسيله ى بدبختى است و قرآن از هر دو نمونه ياد كرده است : اگر مؤمنان به قدرت برسند، به سراغ نماز و زكات و امر به معروف مى روند ولى انسان هاىمنحرف و نااهل ، اگر قدرتمند شوند كارشان طغيان است

v      كلمه "خاوية " از "خواء" به معناى فرو ريختن وسقوط كردن است و كلمه ((مَشيد)) هم به معناى كاخ بلند است و هم كاخ گچ كارى شده

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      نصرت خدا، بعد از بپاخاستن وحركت ماست

v      امداد الهى ، تنها جنبه ى نظامى ندارد و انواع نصرت ها و امدادها را شامل مى شود

v      علاقه به وطن ، حقّ طبيعى انسان واخراج از وطن ، سلب اين حقّ و سبب ظلم است

v      ديندارى ، سختى و ناگوارى دارد

v      براى حفظ مراكز دينى ، گاهى بايد خون داد

v      آنچه مهم است ، دفاع از حريم مساجد است ، خواه با جنگ باشد و وخواه با قلم و بيان ويا برنامه هاى ديگر

v      مهم ترين برنامه ى دشمن ، نابودى مراكز دينى بيدار كننده است

v      مساجدى مورد ستايش قرآن است كه در آنها از خداوند بسيار ياد شود و به حداقل اكتفانشود

v      يارى خداوند از طريق احياى دين اوست

v      پيروزى مؤ منان ، زمينه ى بندگى و تعاون مالى و فرهنگى را فراهم مى كند و غفلت وغرور را از بين مى برد

v      رابطه با خدا و دستگيرى از محرومان و آگاهى دادن به جامعه و جلوگيرى از مفاسد، ازهم جدا نيست

v      اقامه ى نماز و اداى زكات و امر به معروف و نهى از منكر از وظايف و كارهاى قطعىمسئولان حكومت اسلامى است

v   حاكمان مؤ من ، هم در فكر ارتقاى روحى و رشد امور معنوى هستند و هم به دنبال رفاه وحل مشكلات اقتصادى و فقرزدايى و اصلاح جامعه

v      جامعه اى تحت حمايت خداوند است كه اين چهار ارزش محورى را داشته باشد: نماز، زكات ،امر به معروف و نهى از منكر

v      با انجام همه ى وظايف ، باز هم به حسن عاقبت خود و نتيجه ى نهايى كارتان مطمئننشويد و بر خداوند اميد و توكل داشته باشيد

v      امكانات ، بيش از چند روزى در دست شما نيست

v      تبهكاران ، مهلت خداوند را نشانه ى محبت يا غفلت او ندانند

v      قهر خدا بر ستمگران حادثه نيست ، يك جريان است

v      در برابر قهر خدا، نه سقفى مى ماند و نه ستونى

v      سفرهاى علمى و تجربى ، كارى ارزشمند و راهى مطلوب براى گسترش شناخت است

v      زمين و زمان ، كلاس درس است و كسانى كه عبرت نمى گيرند سزاوار توبيخ هستند

v      بدتر از نابينايى چشم ، نابينايى دل است كه با پند گرفتن بينا نمى شود