آيات 47 تا 55 سوره مباركه حج
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v در برابر هشدار انبيا، كفّار بارها از آنان مى پرسيدند: آن قهر الهى كه از آن سخنمى گوييد، چه زمانى مارا فرا خواهد گرفت ؟ آيه 47 به آنان پاسخ مى دهد كه عجله نكنيد، وعده ى الهى حتمى است
v مردم در برابر وسوسه هاى شيطان چند دسته اند: 1-افرادى وسوسه ى شيطان در روحشان كارساز است 2- بعضى ها شيطان با آنان تماس مى گيرد، ولى فوراً متوجّه مى شوند و او را طرد مى كنند 3- گروهى ، شيطان هميشه با آنهاست
v پيامبران الهى جزء هيچ يك از اين سه دسته نيستند، آنان معصومند و شيطان نه قرينآنهاست ، نه در روحشان وسوسه مى كند و نه با آنان تماس مى گيرد، شيطان در طرح وبرنامه و آرزوى آنان القائاتى دارد و ناگفته پيداست كه حساب طرح پيامبران و برنامهها و اهدافشان ، از حساب شخصى آنان جداست
v القائات شيطان ، در برنامه هاى انبيا و نسخ آنها از طرف خداوند، دو اثر دارد: 1- وسيله ى آزمايش براى بيمار دلان و سنگدلان است 2- خنثى شدن القائات شيطان ، سبب نورانيّت دل وايمانِ اهل علم و آگاهى است
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v مهلت دادن خدا را نشانه ى غفلت او و رها شدن خود ندانيم
v درخواست هاى بيجا و جوسازى ها و سؤ ال هاى بى ربط، ما را تحت تاءثير قرار ندهد
v زمان در نزد ما با نزد خداوند متفاوت است
v يكى از سنّت هاى الهى ، مهلت دادن به ستمگران است پس عجله ما بيهوده است
v پيامبران ، از پيش خود سخن نمى گفتند
v پيامبر، بر مردم تحكّم و سيطره و حقّ اجبار ندارد
v نياز مردم به انذار، بيش از تبشير است
v پاداش معنوى ، بر پاداش مادّى مقدّم است
v هيچ كس نمى تواند مانع تحقّق اهداف الهى شود، گرچه كافران تلاش مى كنند
v كفّار، نه حرف تازه دارند و نه منطق ، تنها كارشان ، تلاش براى خنثى كردن راه حقاست
v دوزخ ، براى گروهى از مردم دائمى است
v پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آخرين پيامبر است
v تضاد ميان حقّ و باطل ، يك جريان دائمى است
v انبيا براى اهداف خود طرح و برنامه دارند
v شيطان در انبيا اثرى ندارد ولى در اهداف آنان وسوسه مى كند
v وسوسه هاى شيطان ، بهترين برنامه ها را نيز تهديد مى كند
v در تضادّ ميان حقّ و باطل ، خداوند باطل را محو و حقّ را تثبيت مى كند
v در پيروزى حقّ بر باطل عجله نكنيد
v القائات شيطان ، وسيله ى آزمايش افراد سنگدل و بيمار دل است
v با اين كه سنگدلى ، نوعى بيمارى روحى است ، ولى جداگانه مطرح شده تا اهميّت آن مشخصشود
v علم آن است كه به انسان قدرت تشخيص حقّ از باطل را بدهد
v علم ، يك موهبت الهى است كه به افراد داده مى شود
v اهل علم نبايد سنگدل و بيمار دل باشند
v علم ، ايمان وخضوع از مراحل تكامل انسان است
v اگر شك و ترديد، مقدّمه ى تحقيق و ايمان شود ارزشمند است . شك و ترديد دائمى است كهپايانش انحراف و عذاب است
v از همه ى مردم انتظار ايمان نداشته باشيد، زيرا براى گروهى از آنان هيچ دليل وبرهانى مؤ ثّر نيست
v چون مرگ و قيامت ناگهانى است ، هرگز غافل نباشيم
v بعد از برپايى قيامت ، فرصتى نيست كه گذشته ى خود را جبران كنيم
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون