آيات 60 تا 74 سوره مباركه مؤمنون
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v"وَجِل"به معناى اضطراب و نگرانى است .
تكامل معنوى انسان در چند مرحله صورت مى پذيرد كه در اين آيات مطرح شده است :
مرحله ى اوّل؛ علم و شناختى كه مايه ى خشيت شود "من خشيةربّهم" مرحله ى دوّم؛ ايمان عميق و دائمى به آنچه درك كرده است "يؤمنون" مرحله ى سوّم؛ دورى از انواع شرك ها، مخفى و آشكار "لايشركون" مرحله ى چهارم؛ انفاق از آنچه خدا عطا نموده است "يؤ تون ..." مرحله ى پنجم؛ مغرور نشدن و دغدغه داشتن كه مبادا كارم ناقص يا عملم مردود ياوظيفه ام چيزى ديگرى باشد و در قيامت پاسخ گو نباشم "قلوبهموَجِلَة".
v در آيه 56 بيان شد كه برخى از مردم تنها داشتن مال و فرزند را مايه ى سعادت و نشانهى سرعت در خير مى دانند، امّا اين آيه(61) مى فرمايد: سرعت در خير، علم و ايمان و اخلاصو انفاق همراه با خوف و خشيت است، نه آنچه آنان مى پندارند.
v فقه قاعده اى به نام قاعده ى "نفى عُسر و حَرَج"وجود دارد، كه مبناى آن همين آيه(62) است. يعنى هرگاه تكليفىموجب سختىِ غير قابل تحمّل گرديد، آن تكليف ساقط مى شود.
v در دو آيه ى قبل، درباره ى فرزانگان مخلص فرمود: "هملها سابقون"در اين آيه(63)، درباره ى گروه منحرف مىفرمايد: "هم لها عاملون" آرى، "هر كس با طينت خود مى تند"و«از كوزه همان برون تراودكه در اوست».
كلمه ى "بل" در آغازكلام، براى انتقال مطلب است. در آيات قبل سخن از نيكان بود، در اين آيه سخن ازكفّار است كه عملشان غير از عمل آنان است .
كلمه ى "غمرة"به معناىغرقاب و آبى است كه تمام انسان را فراگيرد. گويا غفلت همه ى وجود آنان را فراگرفتهاست .
v كلمه ى "يَجئَرون" از«جوار»به معناى زوزه ىسگ وشغال و گرگ هنگام صدمه ديدن است و تشبيه ناله ى مرفّهان غافل، به زوزه ى سگ،نشانه ى تحقير و ذلّتى است كه در برابر بدمستى هاى دنيوى داشته اند.
v "نكوص"به معناى بازگشتبه عقب است و "على اَعقابكم"تاءكيد آن است .
"سامر"از "سَمر" به معناى گفت وگوى شبانه است .
"هَجر"به معناى جدايى و "هُجر"ناسزا و فحش را گويند كهسبب جدايى است .
v اگر حقّ، تابع هوس هاى مردم باشد، نظام هستى فاسد وتباه مى شود، زيرا:1-هوس هاى مردم حتّى هوس هاى يك نفر در زمان هاى مختلف، متضاد است .2-هوس هاى مردم، مفسده دارد.3-خواسته هاى مردم، يك بُعدى است وبه ابعاد ديگر وآثار دور ونزديك توجّه ندارد.
v "خرج"چيزى است كه مصرف مى شود، ولى "خراج"بودجه ى مستمرى است كهتعيين مى شود. كلمه ى "نكب"به معناى انحراف است و "نكبت"، يعنى دنيا به او پشت كرده و بدبخت شده است .
روزى الهى چون خير است،"خراج ربّك خيرٌ"چند مزيّتدارد: بى منّت، دائمى، زياد و مبارك است
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v ترس مؤ من از خداوند به خاطر حضور او در محضر پروردگار در روز قيامت است . ترس از خداوند و قيامت، سبب شتاب در كارهاى خير است .
v نشانه ى ايمان واقعى، سرعت دائمى در كارهاى خير است .سرعت و سبقت در كار خير، يك ارزش است .گرچه سبقت و سرعت در كارهاى خير ارزش دارد، ولى افراط ممنوع است .
v تكليف همه ى انسان ها يكسان نيست.هر كس به مقدار توانِ جسمى، فكرى و ماليش مكلّفاست و خداوند تكليف غنى را از فقير نمى خواهد. در جهان بينى الهى، هيچ كس گرفتار عقده و احساس حقارت نمى شود، چون بيش از توانشتكليفى ندارد). آرى هر كس توانى دارد و وظيفه اى، پس بايد آرامش داشته باشيم(.
v ابتدا روح منحرف مى شود، سپس رفتار تغيير مى كند. بدتر از رفتار زشت، اصرار و تكرار آن است .انسان، ابتدا دست به كار خلاف مى زند، سپس كار خلاف براى او عادت مى شود و او رابه خود جذب مى كند، يعنى در مسير عمل و ارتكاب آن قرار مى گيرد و پس از ارتكاب گناه، اسير آن مى شود.
v كسانى كه با مال و امكانات خود، مردم را يارى نكردند، در قيامت يارى نمى شوند. روز قيامت، روز كيفر است نه التماس .
v كسى كه حرف حساب ندارد، فحش مى دهد. نخستين عامل بدبختى مردم، تعطيل كردن انديشه و تفكّر است .
v قرآن، كتاب تدبّر و انديشه است. (نه فقط تلاوت وتجويد و...و هركس در آن تدبّركند، حقّانيّت آن را مى فهمد) حقّ بايد مطرح شود، اگر چه اكثريّت ناراحت شوند. قرآن وسيله ى تذكّر است) .دين، وسيله بيدارى وشرف ملّت ها ونجات آنان از نابودى است .
v در تبليغ دين، نبايد از مردم پولى طلب كرد؛ اگر خود آنها دادند حساب جدايى دارد. مردم يك بار خرجى مى دهند، ولى خداوند هميشه روزى مى دهد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون