ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v"وَجِل"به معناى اضطراب و نگرانى است .

تكامل معنوى انسان در چند مرحله صورت مى پذيرد كه در اين آيات مطرح شده است :

مرحله ى اوّل؛ علم و شناختى كه مايه ى خشيت شود "من خشيةربّهم" مرحله ى دوّم؛ ايمان عميق و دائمى به آنچه درك كرده است "يؤمنون" مرحله ى سوّم؛ دورى از انواع شرك ها، مخفى و آشكار "لايشركون" مرحله ى چهارم؛ انفاق از آنچه خدا عطا نموده است "يؤ تون ..." مرحله ى پنجم؛ مغرور نشدن و دغدغه داشتن كه مبادا كارم ناقص يا عملم مردود ياوظيفه ام چيزى ديگرى باشد و در قيامت پاسخ ‌گو نباشم "قلوبهموَجِلَة".

v در آيه 56 بيان شد كه برخى از مردم تنها داشتن مال و فرزند را مايه ى سعادت و نشانهى سرعت در خير مى دانند، امّا اين آيه(61) مى فرمايد: سرعت در خير، علم و ايمان و اخلاصو انفاق همراه با خوف و خشيت است، نه آنچه آنان مى پندارند.

v فقه قاعده اى به نام قاعده ى "نفى عُسر و حَرَج"وجود دارد، كه مبناى آن همين آيه(62) است. يعنى هرگاه تكليفىموجب سختىِ غير قابل تحمّل گرديد، آن تكليف ساقط مى شود.

v در دو آيه ى قبل، درباره ى فرزانگان مخلص فرمود: "هملها سابقون"در اين آيه(63)، درباره ى گروه منحرف مىفرمايد: "هم لها عاملون" آرى، "هر كس با طينت خود مى تند"و«از كوزه همان برون تراودكه در اوست».

كلمه ى "بل" در آغازكلام، براى انتقال مطلب است. در آيات قبل سخن از نيكان بود، در اين آيه سخن ازكفّار است كه عملشان غير از عمل آنان است .

كلمه ى "غمرة"به معناىغرقاب و آبى است كه تمام انسان را فراگيرد. گويا غفلت همه ى وجود آنان را فراگرفتهاست .

v كلمه ى "يَجئَرون" از«جوار»به معناى زوزه ىسگ وشغال و گرگ هنگام صدمه ديدن است و تشبيه ناله ى مرفّهان غافل، به زوزه ى سگ،نشانه ى تحقير و ذلّتى است كه در برابر بدمستى هاى دنيوى داشته اند.

v "نكوص"به معناى بازگشتبه عقب است و "على اَعقابكم"تاءكيد آن است .

"سامر"از "سَمر" به معناى گفت وگوى شبانه است .

"هَجر"به معناى جدايى و "هُجر"ناسزا و فحش را گويند كهسبب جدايى است .

v اگر حقّ، تابع هوس هاى مردم باشد، نظام هستى فاسد وتباه مى شود، زيرا:1-هوس هاى مردم حتّى هوس هاى يك نفر در زمان هاى مختلف، متضاد است .2-هوس هاى مردم، مفسده دارد.3-خواسته هاى مردم، يك بُعدى است وبه ابعاد ديگر وآثار دور ونزديك توجّه ندارد.

v "خرج"چيزى است كه مصرف مى شود، ولى "خراج"بودجه ى مستمرى است كهتعيين مى شود. كلمه ى  "نكب"به معناى انحراف است و "نكبت"، يعنى دنيا به او پشت كرده و بدبخت شده است .

روزى الهى چون خير است،"خراج ربّك خيرٌ"چند مزيّتدارد: بى منّت، دائمى، زياد و مبارك است

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v ترس مؤ من از خداوند به خاطر حضور او در محضر پروردگار در روز قيامت است . ترس از خداوند و قيامت، سبب شتاب در كارهاى خير است .

v نشانه ى ايمان واقعى، سرعت دائمى در كارهاى خير است .سرعت و سبقت در كار خير، يك ارزش است .گرچه سبقت و سرعت در كارهاى خير ارزش دارد، ولى افراط ممنوع است .

v تكليف همه ى انسان ها يكسان نيست.هر كس به مقدار توانِ جسمى، فكرى و ماليش مكلّفاست و خداوند تكليف غنى را از فقير نمى خواهد. در جهان بينى الهى، هيچ كس گرفتار عقده و احساس حقارت نمى شود، چون بيش از توانشتكليفى ندارد). آرى هر كس ‍ توانى دارد و وظيفه اى، پس بايد آرامش داشته باشيم(.

v ابتدا روح منحرف مى شود، سپس رفتار تغيير مى كند. بدتر از رفتار زشت، اصرار و تكرار آن است .انسان، ابتدا دست به كار خلاف مى زند، سپس كار خلاف براى او عادت مى شود و او رابه خود جذب مى كند، يعنى در مسير عمل و ارتكاب آن قرار مى گيرد و پس از ارتكاب گناه، اسير آن مى شود.

v كسانى كه با مال و امكانات خود، مردم را يارى نكردند، در قيامت يارى نمى شوند. روز قيامت، روز كيفر است نه التماس .

v كسى كه حرف حساب ندارد، فحش مى دهد. نخستين عامل بدبختى مردم، تعطيل كردن انديشه و تفكّر است .

v قرآن، كتاب تدبّر و انديشه است. (نه فقط تلاوت وتجويد و...و هركس در آن تدبّركند، حقّانيّت آن را مى فهمد) حقّ بايد مطرح شود، اگر چه اكثريّت ناراحت شوند. قرآن وسيله ى تذكّر است) .دين، وسيله بيدارى وشرف ملّت ها ونجات آنان از نابودى است .

v در تبليغ دين، نبايد از مردم پولى طلب كرد؛ اگر خود آنها دادند حساب جدايى دارد. مردم يك بار خرجى مى دهند، ولى خداوند هميشه روزى مى دهد.