آيات 75 تا 89 سوره مباركه مؤمنون
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vدر تفسير "كنزالدّقائق"و "روح البيان"مىخوانيم: زمانى در مكّه قحطى شد، ابوسفيان از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آلهدرخواست دعا كرد، حضرت دست به دعا برداشت و قحطى برطرف گرديد، سپس آيه ى 75 نازلشد.
طغيان در افراد مختلف، تفاوت دارد:
# طغيان عالمان، در علم است كه به وسيله ى تفاخر و مباهات جلوه مى كند. # طغيان ثروتمندان در مال است كه به وسيله ى بخل خود را نشان مى دهد.#طغيان صالحان در عمل نيك است كه به وسيله ى ريا وسُمعه (خودنمايى وشهرت طلبى)نمايان مى شود.#طغيان هواپرستان در پيروى از شهوت ها جلوه مى كند.
v در حديث مى خوانيم: "اِستكانت"خضوع است و "تضرّع"دست ها را به دعا بلند كردن .
v "مُبلس"از مادّه ى "اِبلاس"به معناىاندوهى است كه پس از وقوع حادثه ى تلخ و شديد به انسان دست مى دهد و غالباً او رابه سكوت و حيرت و ياءس مى كشاند.
v "اساطير"جمع "اسطوره"و به معناى افسانه هاى دروغين است. اين كلمه نُهبار در قرآن، از زبان كفّار در برابر انبيا به كار رفته است .
v "ربّ"به مالكى گفته مى شود كه درصدد حفظ وتدبير ملكخود باشد.
"عرش"مركز فرماندهى خداوند و غير از آسمان هاىهفتگانه است .
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v رفاه و آسايش ، جلوه ى رحمت الهى است .
v خدمت و محبّت به افراد بى شخصيّت، بى ثمر است .طغيانگرى، انسان را سرگردان مى كند.
v انسان هاى بى ايمان، از فرصت ها و مهلت ها سوء استفاده مى كنند.
v هدف از قهر الهى در دنيا، بيدارى غافلان است .گاهى كافران وگمراهان، در دنيا نيز به كيفرهاى الهى مبتلا مى شوند. كافران لجوج، نه با رحمت خداوند هدايت مى شوند و نه با قهر و عذاب الهى .بدترين نوع تكبر، استكبار در برابر ربّ است.(انسان سنگدل به جايى مى رسد كه در برابر خداى بزرگ، هرگز خضوع و تضرّع و ناله نمىكند).
v درهاى عذاب، ابتدا به روى ما بسته است امّا سرسختى و لجاجت ما در برابر حقّ، سببمى شود كه خداوند آن درها را باز كند.
v خداوند در مراحل تربيت، اصولى را اجرا مى كند:اوّل: با رحمت ومهربانى رفتار مى كند.دوّم: با عذاب تنبيهى.سوّم: با عذاب نهايى كه مايه ى بيچارگى و درماندگى است .در عذاب نهايى، جايى براى توبه و نجات نيست و عذاب شدگان ماءيوس مى شوند.
v راه هاى شناخت، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى اند. راه شناخت، در محسوسات منحصر نيست، بلكه دل نيز ابزار شناخت است .
v شكر مُنعم واجب است و كسى كه از نعمت ها درست استفاده نكند، ناسپاس و مورد توبيخاست .ياد نعمت هاى الهى، زمينه ى شناخت و شكر است .انديشه و تعقّل، انسان را به توحيد مى رساند.
v كفّار، منطق و استدلال ندارند و تنها حربه ى آنان در برابر حقّ، تعجب همراه باانكار است .عدم تعقّل، ريشه ى انكار حقّ است.(توجّه به مرگ و حيات و گردش شب و روز، زمينهساز ايمان به معاد مى شود).
v ريشه ى شرك، جهل و غفلت است .علم مفيد آن است كه انسان را خداشناس كند. هر انسان آگاهى مى داند كه زمين و همه ى كسانى كه در آن هستند، بى صاحب و بى حسابنيست . وجدان، بهترين داور است .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون