آيات 12 تا 20 سوره مباركه فرقان
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vكلمه ى "تَغيُّظ"بهمعناى اظهار غيظ و شدّت خشم است كه گاهى با سر و صدا همراه است . "زَفير" صداى نفس كشيدن در حالگرفتگى سينه از شدّت غم را گويند. "مُقرَّنين"بستن با غُل و زنجير است و" ثُبور" به معناى واويلا گفتناست .
غفلت از خدا در دنيا وآخرت، تنگناهايى سخت بدنبال دارد، امّا در دنيا خداوند سينه او راتنگ قرار مى دهد، هر كس از ياد منروى بگرداند، قطعا براى او زندگى تنگى است ودر آخرتدر جهنّم در مكانىتنگ انداخته شوند و بر عكس، توجّه وايمان به خدا، هم در دنيا مايه ى گشايش است درهاى بركات آسمان وزمين را بر روى آنان مىگشاييم. هم در آخرتهنگام ورود به بهشت، درهاى آن گشوده مىشود.
امام صادق عليه السلام فرمود: مراد از "مكان بعيد"، فاصله ى يك سال راه است .
v خواسته هاى اهل بهشت، همچون خواسته هاى خداوند در چهارچوب حكمت است. يعنى همانگونه كه"يفعل ما يشاء"از طرف خداوند در قالب كار حكيمانه است."لهم فيها مايشاؤ ن" نيز از سوى مؤ منان در قالب تقاضاى حكيمانهاست و چنين نيست كه مؤ منان بخواهند اهل دوزخ رها شوند، يا درخواست كنند كه بهدرجات انبيا راه يابند، زيرا اين گونه تقاضاها حكيمانه نيست .
v در قرآن، عوامل گمراهى و انحراف چنين معرّفى شده اند:
1- رفيق بد.2- هوى و هوس . (از هوسهاى خود پيروى نكن، زيرا تو را از راهخدا منحرف مى كند(.3- دانشمندان منحرف . (مطالبى را با دستخود مى نويسند و مى گويند اين از طرف خداوند است(.4- رهبران گمراه. (فرعون قوم خود را گمراه كرد(.5- شيطان) .قطعا شيطان گمراه كننده آشكارى است( .6- اكثريّت گمراه . (اگر از اكثريّتكسانى كه در زمين هستند پيروى نمائى، تو را از راه خدا منحرف مى كنند(.7- والدين گمراه . (همانا ما والدين خود را بت پرست يافتيم و بهآنان اقتدا كرديم .)
v كلمه ى "بُور"به معناىهلاكت و فساد است. به زمينى كه خالى از درخت، گل وگياه باشد،"باير"گويند. در اين آيه(18) ممكناست جمع "بائر"باشد وممكن است مصدر باشد، يعنى قومى كه سراسر بورند.
كلمه ى "سبحانك"در دومورد بكار مى رود؛ يكى در مورد تعجّب و ديگرى در مورد برخورد با عقائد و سخنانانحرافى .
عوامل نسيان وغفلت در قرآن متعدّد است و برخى از آنها عبارتند از:
الف: مال و ثروت كه در اين آيه آمده است .ب: فرزند و خانواده .ج: تجارت .د: شيطان، تفرقه، قمار و شراب .
v خداوند در قرآن براى ظلم آثارى بيان كرده است از جمله :
1- ناكامى .خداوند توطئه هاى ستمگران را به جايى نمى رساند.2- محروميّت از الطاف الهى .3- عذاب .4- نپذيرفتن جايگزين براى عذاب .5- نپذيرفتن عذر. ولى بدتر از بى فايده بودن عذر، اجازه ندادن براى عذرخواهى است .
v در آيه ى هفتم اين سوره ، بهانه جويى كفّار درباره ى زندگى عادى پيامبر اسلام عنوانشد. خداوند در اين آيه(20) مى فرمايد: همه ى انبيا غذا مى خوردند و با مردم و در ميانآنان بودند و در بازارها رفت و آمد داشتند.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v معاد جسمانى است . دوزخيان با غل و زنجير بسته مى شوند. دوزخيان با تحقير به دوزخ پرتاب مى شوند. ناله و فرياد دوزخيان از راه دور به گوش مى رسد. در قيامت، براى كفّار فرياد رسى نيست .
v بهشت، جاودانى است . وعده ى بهشت، قطعى است .انسان، تنها در بهشت به همه ى آرزوهاى خود مى رسد. در بهشت، هر چه بخواهند هست .ولى در مورد دوزخيان مى خوانيم،ميان اهل دوزخ و آن چه مى خواهند حايلى قرار مى گيرد.
v خطر مال در جايى است كه سبب فراموشى خدا شود، نه اين كه مال مطلقا بد و خطرناكباشد. به مال و جلوه گرى هاى مرفّهين نگاه نكنيد، همه ى آنان تباه شدنى هستند.
v زندگى ساده انبيا، براى مردم آزمايش است .( آرى، اگر پيامبران، زندگى مرفّه و كاخ و طلا داشتند، مردم به خاطر دنياطلبى، گردآنان جمع مى شدند كه چنين گرايشى ارزش نداشت. ارزش در اين است كه انسان از فردى درظاهر عادّى، اطاعت كند). يكى از وسايل آزمايش مردم، خود مردم اند. گاهى كسى ثروتمند است تا معلوم شود شكر مى كند يا طغيان وكسى فقير است تا آزمايش شود كه آيا صبر مى كند يا بر ثروتمند حسد مى ورزد.
v كليد موفّقيّت در آزمايش هاى الهى صبر است .فلسفه ى آزمايش هاى الهى، پرورش انسان هاست .در آزمايش هاى الهى، مساءله اى براى خداوند كشف نمى شود، زيرا او به همه چيز آگاهاست .( آزمايش هاى او براى شكوفا شدن خصلت هاى درونى انسان است، زيرا كيفر و پاداش براساس بروز و ظهور خصلت ها است). علم به اين كه زير نظر خداوند هستيم، عامل پيداش صبر است .
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون