آيات 33 تا 43 سوره مباركه فرقان
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
vقرآن كريم در اين آيه(33) خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: حرف مخالفان،يا باطل است كه ما در برابر آن براى تو سخن حقّ مى آوريم و يا حقّ است كه ما سخنبهتر و جامع تر از حقّ آنان براى تو بازگو مى كنيم .
v كلمه ى "تَدمير" از "دمار"، به معناى هلاكت اعجابانگيز است .
شيوه هاى تبليغ و تربيت در قرآن متفاوت است ؛ در يك جا مى فرمايد: بايد به سراغمنحرفان رفت،"ِذهبا" و در جاى ديگر مى فرمايد: بايدفرمان داد تا آنان خود حاضر شوند و غرورشان شكسته شود. چنانكه حضرت سليمان به ملكهى سباء چنين فرمان داد: "و آتونى مسلمين"يعنى با تسليم كامل، در برابر ما حاضرشويد.
v "قُرون " جمع "قَرن"، در اصل به معناى جمعيّتى است كه در يك زمان با هم زندگىمى كنند و به چهل تا صد سال هم يك قرن گفته اند. "تتبير" از دست دادنِ بزرگى وسرنگون شدن است، به صورتى كه به نابودى و هلاكت كشيده شود.
v مراد از قريه اى كه باران بلا بر آن باريده، قريه ى قوم لوط است كه بارانى از سنگبر آن باريد، و به فرموده ى امام باقر عليه السلام نام منطقه ى آنان،"سدوم"بوده است .
v به هر معبودى غير از حقّ، هوى گفته مى شود.
هوى پرستى از نظر قرآن و روايات :
* هواپرستى، سرچشمه غفلت است . * هواپرستى، سرچشمه ى كفر است .* هواپرستى، بدترين انحراف است .* هواپرستى، مانع قضاوت عادلانه است .* هواپرستى، سرچشمه ى فساد است .* هواپرستى، سرچشمه ى غصّه هاست .* هواپرست، ايمان ندارد.* هواپرست، بى عقل است .* آغاز فتنه ها پيروى از هوسها و ايجاد بدعت ها مى باشد.* هوا وهوسها انسان را كر وكور كرده وقدرت تشخيص حقّ از باطل را مى گيرد.* شجاع ترين مردم كسانى هستند كه بر هوس هاى خود غلبه كنند.* پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هوى را بدان سبب هوى ناميده اند كه صاحب خود رافرو مى افكند.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v قرآن، كتاب جامعى است و به همه ى ايرادها پاسخ مى دهد.
v حقّ بر باطل پيروز است .سخن بايد منطقى و حقّ باشد. علم و سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از جانب خداست .
v تحقير انبيا، سبب تحقير خود در قيامت است .گمراه ترين مردم كسانى اند كه در برابر انبيا اشكال تراشى مى كنند.
v تا با كتاب آسمانى اُنس نگيريم، حقّ تبليغ به ديگران را نداريم .اتمام حجّت با گمراهان لازم است .
v تكذيب پيامبر، تكذيب خداست . نتيجه ى تكذيب حقّ، قلع و قمع شدن است .تكذيب انبيا، هم قهر دنيوى دارد،هم عذاب اُخروى .
v نقل تاريخ و سرگذشت كفّار قبل و بيان هلاكت آنان، زمينه اى براى هشدار و نهى ازمنكر كفّار امروز است .سرنوشت انسان ها به دست خودشان است .
v قهر و غضب خداوند بر كفّار، يكى از سنّت هاى الهى است .
v آثار باستانى مى تواند وسيله ى عبرت باشد. نقل تاريخ و بيان سرگذشت گمراهان، زمينه اى براى تبليغ، تربيت و نهى از منكر است .
v گردنكشى در برابر حقّ و استمرار بر كفر، مانع دريافت حقّ است .تنها كسانى كه نور اميد در دل دارند وقيامت را باور دارند، از حوادث و جرقه هااستفاده مى كنند.
v كسى كه لجاجت و غرور دارد، حقّ را نمى پذيرد. تمسخر وتحقير انبيا، شيوه ى دائمى كفّار است . برنامه هاى اسلام، انسان هاى غير لجوج را جذب مى كند وتنها لجوجان محروم مى مانند.
v گاهى انسان چنان واژگون فكر مى كند كه هدايت را گمراهى مى پندارد.
v كسانى كه يك خداى با شعور را نپذيرند، چندين بت بى شعور را به عنوان خدا خواهندپذيرفت .صبر و مقاومت در همه جا ارزش نيست، گاهى يكدندگى و لجاجت است، همچون صبر و مقاومتدر گمراهى و انحراف .
v ريشه ى بت پرستى، هواپرستى است .تربيت و ايمان بايد بدون اجبار و اكراه باشد.
v خداجويى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و يافتن حقّ گرفتار اشتباهمى شود.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون