آيات 56 تا 67 سوره مباركه فرقان
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v در اين آيه ى كوتاه ، هم به توحيد اشاره شده است ، "ارسلنا" هم به نبوّت ، "ك " و هم به معاد، "مبشّرا و نذيرا"
v قرآن درباره ى پاداش زحمات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چند نوع تعبير دارد كهدر دعاى ندبه ، همه ى آيات اين موضوع در كنار هم آمده است: پاداش من بر خداست ، پاداش من محبّت اهلبيت من است ، پاداش من قرار گرفتن شما در خط خداست ، پاداش من قرار گرفتن شما در خط خداست
v واژه ى "توكّل " با مشتقّاتش هفتاد بار در قرآن آمده است . توكّل به معناىتكيه كردن بر خدا و وكيل گرفتن او در كارها است
v درباره آفرينش جهان در شش روز، در قرآن شش مرتبه سخن به ميان آمده است
v كلمه ى "رحمن " رمز رحمتدائمى و بى پايان و از صفات اختصاصى پرودگار است
v به فرموده ى امام باقر عليه السلام ، مراد از "بروج " ستارگانند
v "سراج " به معناى خورشيداست كه نورش از خودش مى باشد، چنانكه مى خوانيم : (وجعلناالشمس سراجا( و اگر نورش ازبيرون باشد به آن "مُنير" گفته مى شود
v كلمه ى "خلفة " به معناىجايگزينى دو چيز به جاى يكديگر است
v امام صادق عليه السلام فرمود: هر چه از نمازهاى نافله ى شب از تو فوت شد، مى توانىدر روز جبران كنى
v درس توحيد گرفتن از نظام حاكم بر هستى ، به اراده ما بستگى دارد
v "هَوْن " هم به معناىتواضع و مدارا و نرمخويى است و هم به معناى سكينه ووقار
v امام صادق عليه السلام فرمود: مراد از "هوناً" زندگى كردن بر اساس فطرت و هماهنگ با روحيه اى است كهخداوند آفريده است . يعنى بندگان خدا، خود را به تكلّف و رنج و تعب نمى اندازند
v كلمه ى "سلام " در اين جابه معناى سلامِ وداع با ياوه ها و برخورد مسالمت آميز است
v كلمه ى "غَرام " در اصلبه معناى مصيبتى است كه انسان در برابر آن راه فرار ندارد و نوعى التزام وتعهّد بردوش او قرار مى دهد كه در زبان فارسى به آن تاوان مى گويند
v كلمه ى "قَوام " به معناىحد وسط و كلمه ى "قِوام " به معناى وسيله ى قيام است
v امام صادق عليه السلام فرمود: بخشش در راه باطل ، اسراف است (گرچه كم باشد) و بخلدر راه حقّ، اِقتار است
v امام صادق عليه السلام مقدارى سنگريزه از زمين برداشت و مشت خود را بست و فرمود اين اِقتار (سختگيرى و بخل ورزيدن ) است ، سپس مشت ديگرى برداشت و دست خود را چنانگشود كه همه ى سنگريزه ها به زمين ريخت ، آن گاه فرمود: اين اسراف است . بار سوّممشت ديگرى برداشت و دست خود را كمى باز كرد به طورى كه مقدارى از سنگريزه ها ريخت ومقدارى در دستش باقى ماند، سپس فرمود: اين ، قَوام و اعتدال و حد وسط است
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v انبيا ضامن وظيفه ى خود هستند، نه نتيجه
v در ارشاد و تبليغ ، هشدار و مژده در كنار هم كارساز است
v رهبرى موفّق است كه بى توقّعى خود را به مردم اعلام كند
v انسان ، زمانى به اخلاص مى رسد كه هيچ گونه پاداش مادّى و عنوانى و زبانى نخواهد
v انسان در انتخاب راه و عقيده آزاد است
v مزد انبيا اين است كه مردم خدا را بندگى كنند
v حيات ابدى مخصوص خداست
v خدايى را وكيل بگير كه براى هميشه زنده است و اگر امروز به دشمن مهلت داد تا شايداز كارشكنى و كفر دست بردارد، فردا فرصت و مهلت دارد تا از او انتقام گيرد
v توكّل قلبى بايد با تسبيح و حمد عملى همراه باشد
v خداوند به كارهاى جزئى مردم علم دقيق دارد
v ايمان انسان به اين كه خداوند بر گناهانش آگاه است ، بهترين اهرم براى پيدايشتقواست
v آفرينش هستى ، به تدريج صورت گرفته است
v خداوند هم جهان را آفريد و هم بر آن سلطه ى كامل دارد
v سؤ ال كردن عيب نيست ، ندانستن عيب است
v سجده ، مظهر يكتاپرستى و روح اديان توحيدى است
v در امر به معروف ، به دليل امر خود اشاره كنيد
v آفرينشِ ستارگان ، خورشيد وماه ، جلوه اى از بركات الهى است
v اراده و خواست انسان ، زمينه ى رشد اوست
v هم شناخت ، اراده مى خواهد و هم عمل و شكر
v شب و روز، نعمتى شايسته ى شكر و سپاسگزارى است
v ياد خدا زمانى ارزش دارد كه بر اساس آگاهى و بصيرت باشد
v بالاترين مدال براى انسان ، مدال بندگى خداست
v رفتار هر كس ، نشان دهنده ى شخصيّت اوست
v اسلام ، دين جامعى است كه حتّى براى چگونه راه رفتن برنامه دارد
v سرچشمه ى مدارا و نرمخويى بندگان خدا، ايمان است ، نه ترس و ضعف آنان، مُدارا و حلم و حوصله ، از صفات بارز مؤ منان است
v بهترين وقت عبادت ، شب است و بين شب ونماز ومناجات ، رابطه محكمى است، شب زنده دارى و استمرار و تداوم عبادت ، نشانه ى بندگان خاصّ خداوند است،اگر شب زنده دار هم هستيد، مغرور نشويد
v بندگان خاصّ خداوند، بيش از آنكه طمع بهشت داشته باشند، از آتش دوزخ خوف دارند
v انفاق براى عبادالرحمن ، يك وظيفه ومساءله ى قطعى است
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون