ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      "اِثم " گناه و "اثام " كيفر گناه است

v      در اين آيه شرك ، قتل و زنا مطرح شده است كه در روايات از بزرگ ترين گناهان شمردهشده اند

v   قتل نفس ، از گناهان كبيره است ، ولى جمله ى"الاّبالحقّ" مى گويد: قتل ، در مواردى لازم و حقّ است ازجمله : 1 قصاص قاتل . 2 زناى با محارم . 3 زناى كافر با زن مسلمان . 4 زناكارى كهزن را مجبور كند. 5 زناى كسى كه همسر دارد. 6 مدعى نبوّت . 7 سَبّ و توهين و دشنامبه پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام . 8 مسلمان ساحر. 9 مُفسدو محارب . 10 مرتد. 11 كسى كه بر امام عادل زمان خروج كند. 12 مشركِ محارب

v   چند برابر شدن عذاب مجرمين كه در جمله ى"يضاعف" آمده است ، با عدل الهى مخالفتى ندارد، زيرا عذاب مضاعف درشرايطى است كه گناه ، آثار شوم و چند برابر داشته باشد

v   از آنجا كه به اتّفاق همه ى علما ومفسّران ، زنا به تنهايى سبب جاودانگى در دوزخنمى شود، بنابراين مسئله ى خلود و جاودانگى در دوزخ تنها براى مشركانى است كهزناكار باشند. آرى ، عقيده ى حقّ و باطل و جهان بينى كفر و شرك ، در كيفرهاتاءثيرگذار است

v   امام رضا عليه السلام فرمود: به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد: فلانى انسانبدبختى است ، زيرا بسيارى از گناهان را مرتكب شده است . پيامبر فرمود: هرگز چنيننيست كه شما مى گوييد، بلكه او نجات يافت و به حسن عاقبت رسيد و گناهانش از بين رفتو به حسنات تبديل شد. زيرا او روزى از راهى مى گذشت ، مؤ منى را ديد كه عورتش پيدابود و خود متوجّه نبود. (گويا خواب بوده است ) اين شخص بدن او را پوشاند و براى آنكه خجالت نكشد او را با خبر نكرد، وقتى آن مؤ من متوجّه شد، در حقّ او چنين دعاكرد: خداوند به تو پاداش بسيار عطا كند، آخرت تو را با خير همراه سازد و در حساب باتو مناقشه و سختگيرى نكند. خداوند دعاى آن مؤ من را در حقّ آن شخص ، مستجاب فرمود واو خوش عاقبت شد

v      عواملى وجود دارد كه كيفر را چند برابر مى كند. برخى از آن عوامل به اين شرح است

ü       گاهى داشتن شخصيّت اجتماعى ، كيفر مجرم را دو برابر مى كند

ü    گاهى زمان ، گناه را دو برابر مى كند. مثل گناه در روز جمعه ، چنانكه در رواياتآمده است كه كار خير و يا شر در روز جمعه دو برابر سنجيده مى شود

ü       گاهى گناهِ كليدى است ، يعنى علاوه بر انحراف شخص ، ديگران را نيز منحرف مى كند

v   كلمه "شَهِد" دو معنادارد؛ يكى حضور يافتن است و ديگرى خبر و گواهى دادن . در اين آيه هر دو معنا را مىتوان استفاده كرد. يعنى آنان نه در مجالس بد حاضر مى شوند و نه بر باطل گواهى مىدهند. كلمه ى "زور" بهمعناى كار باطلى است كه در قالب حقّ باشد و در تفاسير به معناى گواهى باطل ، دروغ وغنا آمده است

v      در روايتى از امام صادق عليه السلام مراد از "زور" در "لايشهدون الزور" غنا شمرده شده است

v   در تفسير "مجمع البيان " مى خوانيم : مرور با كرامت ، آن است كه هرگاه ناچار شدند نام چيز زشتى را ببرند، باكنايه نام مى برند. چنانكه در روايتى از امام باقر عليه السلام مى خوانيم : آنانهرگاه خواستند نام عورت را ببرند، با كنايه از آن نام مى برند. البتّه اين ، يكى ازمصاديق رفتار كريمانه است

v      امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند بر گوش واجب نمود كه از شنيدن هرچه حرام استدورى نمايد

v      ايمان بايد بر اساس آگاهى وبصيرت باشد

v      "غُرفة " به اتاقى گويندكه از كف زمين بالاتر باشد و چشم انداز داشته باشد

v   كلمه ى "عَباء" به معناىوزن و سنگينى است و جمله ى "ما يعباء بكم ربّى " يعنى خداوند براى شما وزن و ارزشى قائل نيست ، مگر در سايهدعا و عبادت شما

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      خطرناك ترين غريزه اى كه انسان را به گناه وادار مى كند، غريزه غضب و شهوت است ومؤمن بايد بر غرائز خود مسلط باشد

v      دستور قرآن در زمينه ى دورى از شرك ، زنا وقتل ، تنها يك موعظه نيست ، قانونى استكه تخلّف از آن كيفرى شديد دارد

v      در هنگام ارتكاب گناه ، ايمان از كف مى رود، و هنگام توبه باز مى گردد

v      توبه ، يك انقلاب همه جانبه است ، نه يك حركت سطحى ولفظى ، عمل صالح نشانه ى توبهواقعى است

v      توبه و ايمان واقعى ، كارهاى انسان را تغيير مى دهد و رفتار ناپسند او را اصلاح مىكند

v      همان گونه كه خداوند در آفرينش هستى از خاك وكود، گُل مى سازد، سيّئات انسان ها رابه حسنات تبديل مى كند

v      توبه ى واقعى آن است كه با عمل صالح همراه باشد ، توبه كننده ، مهمان خداست

v      نه تنها انجام گناه حرام است ، بلكه شركت در جلسه ى گناه و شاهد بودن بر گناه نيزممنوع است

v      حاضر نشدن در مجلس گناه و بى اعتنايى به گناهكاران ، نوعى نهى از منكر است

v      تعبّد وبصيرت ، از اوصاف عباد الرّحمن است

v      انسان در برابر همسر و فرزند و نسل خود متعهّد است و بايد براى عاقبت نيكوى آنهاتلاش و دعا كند

v      در تربيت علاوه بر علم وتلاش بايد از خدا نيز كمك خواست

v      تشكيل خانواده وداشتن همسر و فرزند و دعا براى بدست آوردن آنها، مورد توجّه اسلاماست

v      در دعا به حداقل اكتفا نكنيد، بلند همّت باشيد

v      بندگان خدا، وحدت هدف و وحدت كلمه دارند

v      بهشت را به بها دهند، نه بهانه

v      دعا وسيله ى تحصيل ارزش هاست

v      انسان منهاى هدايت و عبادت ناچيز است

v      دعوت به حقّ، از شئون ربوبيّت خداوند است