آيات 16 تا 24 سوره مباركه روم
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
* بعضي معتقدند اين آيات(19-16) به اوقات نمازهاي پنجگانه در صبح و ظهر و شام اشاره دارد.
ممكن است جمله "فسبحان الله" و جمله "له الحمد" فرمان به تسبيح و حمد باشد كه در قالب خبر آمده است.
* براي خارج شدن مرده از زنده و زنده از مرده، مصاديق و نمونه هاي زيادي در تفاسير بيان شده، از جمله: ايجاد انسان از نطفه و ايجاد نطفه از انسان. فرزند مؤمن از والدين كافر و بالعكس. كه همه اينها نشانه قدرت مطلقه خداوند در جهان و توانايي او در برپايي قيامت و حشر موجودات است.
* در قرآن، يازده مورد تعبير "و من آياته" به كار رفته كه هفت موردش در اين سوره است.
در آيه قبل(19)، خروج مرده از زنده و بالعكس به طور كلي و سربسته مطرح شد و اين آيه نمونه آن مطلب كلي است.
* ياد خداوند مايه آرامش دل و روح است "بذكر الله تطمئن القلوب" و همسر مايه آرامش جسم و جان است "ازواجاً لتسكنوا اليها".
* در اين آيه(24) و آيات قبل، چهار تعبير به چشم مي خورد: "يتفكّرون" ، "للعالمين" ، "يسمعون" و "يعقلون".
براي عملي شدن اين چهار تعبير، چهار مرحله طبيعي بيان شده است:
1- انسان در آغاز، فكر مي كند "يتفكّرون". 2- سپس مي فهمد و عالم مي شود "للعاليمن". 3- كسي كه آگاه شد، حرف ها را با دقت گوش مي دهد و نكته سنجي مي كند "يسمعون". 4- در اثر شنيدن عميق، به تعقل و انديشيدن مي رسد "يعقلون".
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
* با بيان سرنوشت خوبان و بدان، ديگران را به خوبي ها تشويق و از بدي ها پرهيز دهيم.
* تكذيب آيات و قيامت، از كفر و عناد انسان سرچشمه مي گيرد.
* سرنوشت انسان، در گرو اعمال خود اوست.
* در اوقات پنجگانه نماز، ذات مقدس الهي نيز سبحان الله گفته است.
* بعضي زمان ها، براي ذكر خداوند مناسب تر است.
* تنزيه خداوند و پاك دانستن او از عيب ها، بر ستايش او تقدم دارد.
* تسبيح و حمد، در همه مكان ها (آسان ها و زمين) و همه زمان ها يك ارزش است.
* در معاد شك نكنيد، زيرا كار خداوند ميراندن و برانگيختن است. (با ارائه نمونه ها، ابهامات و ترديدها را از بين ببريد).
* بهترين راه خداشناسي، تفكر در آفرينش است.
* نشانه هاي الهي قابل شمارش نيست، آنچه گفته مي شود اندكي از بسيار است.
* در ميان آفريده ها، انسان بارزترين آنهاست. (آياتي كه درباره نشانه هاي قدرت الهي است، از انسان شروع مي شود).
* خودشناسي، مقدمه خدا شناسي است.
* منشأ وجودي همه انسان ها خاك است. (تفاخرهاي بي ارزش را كنار بگذاريم).
* در خاك، حس و حركت نيست، ولي در انسان هست و اين، نشانه قدرت و عظمت پروردگار است.
* آفرينش، هدفدار است.
* زن و مرد از يك جنس هستند. (برخلاف پاره اي عقايد خرافي و تحقيرآميز كه زن را موجودي پست تر يا از جنس ديگر مي پندارد).
* همسر بايد عامل آرامش باشد نه مايه تشنج و اضطراب.
* هدف از ازدواج، تنها ارضاي غريزه جنسي نيست، بلكه رسيدن به يك آرامش جسمي و رواني است.
* نقش همسر، آرام بخشي است.
* محبت، هديه اي الهي است كه با مال و مقام و زيبايي بدست نمي آيد. (مودت و رحمت، هديه خدا به عروس و داماد است).
* هركس با هر عملي كه آرامش و مودت و رحمت خانواده را خدشه دار كند، از مدار الهي خارج و در خط شيطان است.
* رابطه زن و مرد، بايد براساس مودت و رحمت باشد. (مودت و رحمت، عامل بقا و تداوم آرامش در زندگي مشترك است).
* مودت و رحمت، هر دو با هم كارساز است. (مودت بدون رحمت و خدمت، به سردي كشيده مي شود و رحمت بدون مودت نيز دوام ندارد).
* تنها اهل فكر مي توانند به نقش سازنده ازدواج پي ببرند.
* آفرينش آسمان ها و زمين، از نشانه هاي قدرت بي پايان الهي است.
* تفاوت نژادها و زبان ها، راهي براي شناخت خداست.
* هر زباني براي خودش ارزش و اصالت دارد و تغيير آن نه كمال است و نه لازم. (هيچ كس حق ندارد نژادها و زبان هاي ديگر را تحقير نمايد).
* يكسان بودن شكل و زنگ همه انسان ها با ابتكار و نوآوري و بديع بودن خداوند سازگار نيست.
* انسان عالم و فهميده، از اختلاف رنگ ها و زبان ها به معرفت الهي مي رسد ولي جاهل، رنگ و زبان را وسيله تحقير و تفاخر قرار مي دهد.
* نعمت هاي الهي را ساده ننگريم، خواب نيز يك نعمت بزرگ است.
* خواب، مقدمه تلاش است.
* كار و تلاش براي كسب معاش، امري پسنديده و نشانه الهي است.
* اصل خواب براي شب است و خواب در روز، براي استراحت جزيي است.
* فضل الهي گسترده است ولي تلاش ما براي كسب آن لازم است.
* نعمت هايي كه دريافت مي كنيم، به خاطر استحقاق نيست، بلكه لطف و فضل الهي است.
* بيم و اميد، در كنار هم سازنده است.
* برق آسمان، بارش و سبز شدن زمين تصادفي نيست، بلكه براساس يك برنامه دقيق و حساب شده است.
* نظام آفرينش، براساس اسباب و علل پايه ريزي شده است.
* پاييز و بهار، ريزش و رويش گياهان، از نشانه هاي قدرت خداوند در آفرينش است.
* خداشناسي بايد براساس علم و فكر و تعقل باشد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون