ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

 

* سرگذشت كشور سبأ عبرت انگيز است.

 

* سرسبزي باغ هاي منطقه سبأ، استثنايي بوده است.

 

* يكي از آيات الهي، زيبايي هاي طبيعي است.

 

* منطقه سبأ از هر گونه كمبود، آفات، ناامني، فحشا و قحطي پاك بود.

 

* در برابر نعمت هاي الهي بايد شاكر بود، ولي انسان هرگز حق شكر را ادا نمي كند و خداوند او را مي بخشد.

 

* در انتخاب مسكن، به عنصر آباداني، پاكي و پاكيزگي شهر توجه كنيد.

 

* روزي دادن و آمرزيدن از شئون ربوبيت است.

 

* اعراض و ناسپاسي، قهر الهي را به دنبال دارد.

 

* سيل، زلزله، طوفان و رعد و برق، تصادفي نيست.

 

* طبيعيت، مأمور قهر الهي مي شود.

 

* نعمت ها گاهي اضافه مي شود، گاهي كم مي شود، گاهي تبديل مي شود.

 

* سرچشمه بدبختي ها، عملكرد منفي خود ماست.

 

* كيفرهاي الهي، يك سنت و قانون براي تبهكاران است و به قوم سبأ اختصاص ندارد.

 

* آن چه قهر الهي را به دنبال دارد، اصرار در كفر و استمرار آن است.

 

* قوم سبأ به خداوند معتقد بودند و در دعا از كلمه ربنّا استفاده كردند.

 

* ناسپاسي، ظلم به خويش است.

 

* متلاشي و تار و مار شدن قوم سبأ قصه مجالس و ضرب المثل ميان مردم شد.

 

* ناسپاسي، سبب فروپاشي زندگي انسان مي شود.

 

* افراد و ملت هايي مي توانند از تاريخ عبرت بگيرند و پايدار بمانند كه بسيار بردبار و سپاسگزار باشند.

* كفران نعمت، راه نفوذ و موفقيت ابليس است.

 

* ابليس به موفقيت خود در انحراف كشاندن مردم يقين ندارد.

 

* شيطان نمي تواند انسان را مجبور كند و پيروي مردم از ابليس براساس اختيار و تصميم خود آنهاست.

 

* ايمان به قيامت، سدي است در برابر شيطان.

 

* فلسفه وجود شيطان و وسوسه هاي او، ايجاد چند راه پيش روي انسان و قدرت انتخاب و آزمايش اوست.

 

* انسان با ترديد و تزلزل، راه وسوسه شيطان را بر روي خود باز مي كند.

 

* انسان در انتخاب راه و عمل، اختيار دارد.

 

* شك هر چه كم باشد مقدمه انحراف مي شود.

 

* در علم خداوند، نسيان و سهو راه ندارد.

 

* غير خدا، خيالي بيش نيست.

 

* مشرك، منطق ندارد.

 

* غير خدا، نه مالك آسمان ها و زمين هستند، نه شريك و ياور خداوند.

 

 

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

 

* "سبأ" نام سرزمين حاصلخيز يمن است. سبأ نام شخصيت بزرگ منطقه بوده كه روي آن سرزمين گذاشته اند.

مردم در رسيدن به تمدن و بهره گيري از نعمت هاي الهي دو نوع برخورد دارند:

برخي مانند سليمان(ع) با داشتن آن همه قدرت، از خداوند توفيق شكرگزاري مي خواهد "اوزعني ان اشكر".

گروهي مانند قوم سبأ كه با داشتن شهري پاكيزه و دلنشين كفران ورزيدند.

در قرآن هر كجا فرمان خوردن آمده، در كنارش مسئوليتي آمده است:

"كلوا... واشكروا" ، "فكلوا... اطعموا" ، "كلوا... واعملوا صالحا" ، "كلوا... لاتسرفوا".

 

* كلمه "عَرِم" يا به معناي خشونت است و "سيل العَرِم" به معناي سيل بنيان كن، يا به معناي سد است يعني سيلي كه از شكسته شدن سد به راه افتاد.

"اُكُل" به معناي "مأكول" و خوراكي است. "خَمط" گياه تلخ را گويند و "اَثل" درخت گز و خاردار است.

در قرآن بارها از اعراض مردم سخن به ميان آمده است:

گاهي اعراض از ذكر خدا "و مَن أعرض عن ذكري".

گاهي اعراض از آيات خدا "و اِن يَروا آية يعرضوا".

گاهي از نعمت هاي خدا (همين آيه16) و آيه "اذا انعمنا علي الانسان اعرض".

گاهي اعراض از پيامبر خدا "هو نباً عظيم انتم عنه معرضون".

 

* كلمه جزا هم در پاداش نيكو به كار مي رود و هم در كيفر، لكن كلمه مجازات تنها در كيفر به كار مي رود.

 

* "احاديث" جمع "اُحدوثه" به معناي خبري است كه مردم يا براي سرگرمي و يا به عنوان مثال براي يكديگر نقل مي كنند.

خداوند به قوم سبأ چند نعمت ويژه داده بود:

الف- مناطق پربركت و حاصلخيز "باركنا فيها".

ب- خانه ها و مناطق مسكوني نزديك به هم و قابل رؤيت "قَري ظاهرةً".

ج- آسان بودن سفر، به گونه اي كه شب و روز امكان رفت و آمد بود "سيروا فيها ليالي و ايّاما".

د- نعمت امنيت "آمنين".

 

* با توجه به اين كه خداوند به هر چيز عالم و حافظ و مراقب و گواه است، مراد از جمله "لنعلم..." متمايز ساختن و مشخص كردن است، يعني تا بر انسان و ديگران معلوم كنيم كه مؤمن كيست و كافر كيست، يا جدا كنيم پيروان ابليس را از مؤمنان.