ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

* جامعه فاسد و افراد مستكبر، انسان را مجبور به انحراف نمي كند.

 

* در روز قيامت، مستكبران نيز مي فهمند كه راه انبيا حق بوده است.

 

* حق به همه مي رسد و هركس خود بايد آن را بپذيرد.

 

* در قيامت نمي توان گناه خود را به گردن ديگران انداخت.

 

* بالاترين رسوايي آن است كه مجرمان بزرگ به انسان هاي زير دست لقب مجرم بدهند.

 

* مستكبران، تلاش شبانه روزي دارند.

 

* پيشوايان كفر، براساس مكر و تدبير فرمان مي دهند.

 

* انحراف فكري و فرهنگي جامعه، نتيجه كار مداوم دشمنان مستكبر است.

 

* برخورد مستكبران با زير دستان خود، برخورد امر و نهي است، نه دعوت و ارشاد.

 

* پشيماني در قيامت سودي ندارد.

 

* عذاب هاي الهي با عملكرد كفار متناسب است.

 

* مخالفت با پيامبر اسلام(ص) تازگي ندارد، با پيامبران ديگر نيز مخالفت مي كردند. (خداوند پيامبرش را دلداري مي دهد).

 

* مرفهان بي درد، در صف اول دشمنان انبيا بوده اند.

 

* رفاه طلبي، انسان را بي تفاوت و سنگدل نموده و به استكبار مي كشاند.

 

* مخالفت با پيامبران، مخالفت با پيام آنهاست، نه با شخص آنان.

 

* حركت انبيا منافع سرمايه داران را به خطر مي اندازد.

 

* كفار بي نيازي در دنيا را سبب بي نيازي در آخرت مي پنداشتند.

 

* سرمايه داران به مال و فرزند خود مي نازند.

 

* ثروتمندان، خود را تافته جدا بافته مي دانند.

 

* پيامبر بايد عقايد انحرافي مردم را اصلاح كند تا گمان نكنند نعمت هاي خداوند هميشه نشانه مهر و لطف اوست.

 

* دادن و گرفتن نعمت، نشانه مهر يا قهر الهي نيست. (ممكن است از مؤمن بگيرد و به كافر بدهد).

 

* دادن و گرفتن روزي، از شئون ربوبيت است.

 

* مردم عامل رزق را واسطه ها، تدبيرها و كار خود مي دانند و از خداوند غافلند.

 

* در جامعه ديني نگاه به اقتصاد نيز بايد جنبه معنوي و الهي داشته باشد.

 

* به تبليغات و تفكرات غلط دشمنان پاسخ دهيد.

 

* قرب به خدا، هميشه براي انسان يك هدف بوده اما گاهي انسان براي رسيدن به آن راه ها و وسايل نادرستي را انتخاب كرده است، نظير بت پرستي.

 

* داشتن مال و فرزند و ساير امكانات، نشانه رشد و كمال نيست، بلكه بهره گيري صحيح از آنها كمال است. (آري، ‌اگر مال و فرزند در راستاي ايمان و عمل صالح باشد، وسيله قرب است).

 

* گرچه پاداش دو برابر داده مي شود ولي باز هم در برابر عمل است.

 

* در انتخاب مسكن علاوه بر امنيت، ويژگي هاي مهم ديگر را هم در نظر بگيريد: داشتن غرفه و طبقه بالا، چشم انداز بهتر، نور بيشتر، هواي لطيف.

 

* در بهشت، هيچ گونه بيماري، ترس، اندوه و اضطرابي وجود ندارد.

 

* سرمايه داراني كه همواره ثروت خود را براي ساقط كردن و ناتوان جلوه دادن حق به كار مي برند كيفر خواهند شد.

 

* دشمن براي از بين بردن حق، همواره تلاش مي كند.

 

* تفاوت رزق به دست او و سبب تربيت و تكامل انسان است. (مقتضاي ربوبيت خداوند قبض و بسط رزق ها است).

 

* انفاق مهم است نه مقدار آن.

 

* انفاق، تنها با مال نيست بلكه از هر نعمتي كه خدا به انسان داده مي توان انفاق كرد.

 

* يقين به پرداخت عوض، عامل سخاوت است.

 

* يكي از دلايل اختلاف رزق، امتحان افراد است.

 

* انفاق ها جبران مي شود و خداوند ضامن جبران است.

 

* انفاق ها به بهترين صورت جبران مي شود.

 

 

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

* در اين آيه(33) مي خوانيم كه مجرمان ندامت خود را پنهان مي كنند، در حالي كه در آيات و روايات ديگر آمده كه آنان ندامت خود را آشكار مي كنند. اين تفاوت به خاطر آن است كه مواقف قيامت متفاوت است.

گرچه به گفته راغب در مفردات خود، "اسرّوا النّدامة" هم به معناي اظهار ندامت است و هم به معناي مخفي كردن ندامت، ولي با توجه به حديثي كه از امام صادق(ع) در پاسخ اين سؤال كه نگاه داشتن ندامت در دل براي چيست؟ فرمود: براي آن كه از سرزنش ديگران دور بمانند.

 

* خداوند، ايمان و عمل صالح و انفاق و اخلاص را وسيله قرب به خود قرار داده است، ولي گروهي مال و فرزند و نژاد را عامل قرب و سعادت مي پندارند.

در آيه 15 سوره تغابن مي خوانيم: "انّما اموالكم و اولادكم فتنة و الله عنده اجر عظيم" همانا اموال و فرزندان، وسيله آزمايش شما هستند و خداست كه نزد او پاداش بزرگ است. البته ذكر مال و فرزند، از باب مثال است وگرنه جز ايمان و عمل صالح هرچه باشد وسيله قرب نخواهد بود.

كساني كه به مال و فرزند زياد افتخار مي كنند بدانند كه كثرت مال و فرزند هميشه نشانه گشايش رزق نيست، بلكه گاهي خداوند افرادي را با سرمايه عذاب مي دهد "فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انّما يريد الله ليعذّبهم بها".

 

* شخصي از امام صادق(ع) پرسيد: اگر خداوند جاي آنچه را انفاق شده پر مي كند، پس چرا من هر چه انفاق مي كنم جايگزينش نمي رسد؟! حضرت فرمود: اگر مال حلال باشد و براي مصرف حلال انفاق شود حتماً جبران مي شود.

علاوه بر اين ممكن است جبران آن در آخرت باشد يا از طريق دفع بلا يا رسيدن عوض آن به نسل بعدي در همين دنيا و يا از طريق غير مال جبران شود.

كلمه "يقدر" از "قدر" هم به معناي اندازه گيري است و هم به معناي سخت گيري. ولي در اين جا به قرينه كلمه "يبسط" به معناي سخت گيري است.

در آيه 36 نيز مسأله گشايش و تنگي رزق مطرح شد ليكن مخاطب آن كفار و مخاطب اين آيه مؤمنين هستند.

تاجري كه مي بيند سرمايه اش در معرض تلف شدن است، حاضر است جنس خود را ارزان يا نسيه بفروشد و اگر مشتري خوبي برايش پيدا شد و نفروخت، كم عقل است. عمر ما هم سرمايه اي است كه در معرض تلف شدن است و خداوند آن را به بهاي گران مي خرد، معامله نكردن با خدا كم عقلي است.

رسول خدا(ص) فرمود: هر شب منادي ندا مي دهد: "هب للمنفق خلفاً و هب للمسك تلفا" (خدايا!) به انفاق كننده عوض و پاداش بده و ثروت خسيس و بخيل را تلف كن.

خداوند بهترين رازق است "خير الرّازقين" چون:

الف- همه چيز به دست اوست و مي تواند ببخشد.

ب- به همه مي بخشد.

د- بخشش او، بي منت و بي توقع است.

ه- دائمي است.

و- نيازها را مي اند.

ز- چيزهايي مي بخشد كه ديگران توان بخشيدن آن را ندارند.