ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

 

* روزي قيامت، عابدها و معبودهاي خيالي يك جا حاضر مي شوند.

 

* در دوره اي از تاريخ، فرشتگان مورد پرستش بودند و چه بسا برخي بت ها تمثال فرشتگان بودند.

 

* خداوند در قيامت علاوه بر توبيخ مشركان، از معبودها مي پرسد: آيا شما مردم را به شرك فراخوانديد؟ تا ثابت شود خود معبودها نيز اين كار را محكوم مي كنند.

 

* ادب سخن گفتن با خداوند را از فرشتگان بياموزيم.

 

* تولي نسبت به خداوند و تبري از غير خداوند در كنار يكديگر است.

 

* در قيامت، حكومت و مالكيت تنها مخصوص خداوند است. (هيچ يك از معبودها –جن و فرشتگان و ديگران- هيچ قدرتي ندارند؛ نه معبود مي تواند براي عابد كاري كند و نه عابد براي معبود).

 

* به سراغ غير خدا رفتن، ظلم به خويش است.

 

* آن چه قهر بزرگ خداوند را به دنبال دارد، تكذيب دائمي و مغرضانه است.

 

* آيات الهي، روشن است و انكار كفار به خاطر لجاجت آنهاست.

 

* شيوه انكار كفار عبارت است از: الف- تحقير رهبر. ب- تهمت. ج- تكيه بر روش پدران و پيشينيان خود.

 

* كفار، با طرح خط فكري و عملي نياكان گمراه، ديگران را تحريك مي كردند تا در برابر انبيا بايستند.

 

* تقليد كوركورانه مانع پيشرفت انسان است.

 

* كفار، هم با پيام مخالفند و هم با پيام آور.

 

* كفار، براي موفقيت خود، از هر نوع تبليغ و تأكيد منفي استفاده مي كنند.

 

* يكي از موانع شناخت، كفر است.

 

* اثبات يا نفي هر مطلبي بايد مستند به علم و وحي باشد و موضع گيري بدون آن هوسي بيش نيست.

 

* كتب آسماني براي تدريس و آموزش است.

 

* آگاهي از تاريخ، مشكلات بزرگ را كوچك جلوه مي دهد و تحمل آنها را آسان مي كند.

 

* گاهي بايد دشمن را تحقير كرد.

 

* كفار با تكيه بر قدرت و ثروت خود، حق را انكار مي كردند و خداوند فرمود: ثروت شما نسبت به ديگران يك دهم است.

 

* جمعيت و تمدن هاي بزرگ، به خاطر تكذيب انبيا نابود شدند. (مشركان مكه چيزي نيستند نگران نباش).

 

* سنت الهي درباره همه اقوام يكسان است.

 

* در تربيت و ارشاد، گاهي بايد از اهرم تهديد (آن هم تهديد مبهم) استفاده كرد.

 

* يكي از وظايف انبيا، موعظه مردم است.

 

* تنها به حرف اكتفا نكنيد، بايد به پا خواست.

 

* آن چه مهم است قيام خالصانه براي خدا است، تعداد و نفرات نقش اصلي را ندارد.

 

* قيام سه عنصر لازم دارد: خلوص، رهبر، فكر و برنامه. حركت ها و انقلاب هايي كه براي خدا نباشد و برخاسته از عقده ها و هوس ها و براي كسب ثروت باشد به جايي نمي رسد. اگر انقلاب همراه با فكر و برنامه جامعه نباشد و يا رهبر الهي همراه و مصاحب با انقلابيون نباشد به نتيجه اي نمي رسد و بقا و بركاتي نخواهد داشت.

 

* پيامبر(ص)، كوچك ترين نقطه ضعف روحي ندارد. او سال ها در ميان شما زندگي كرده و همه او را به عقل و درايت مي شناسيد و نسبت جنون به او ناشي از بي فكري است.

 

* رهبر الهي، هم نشين و هم سخن با مردم است.

 

* خداوند حامي پيامبران است و تهمت ها را از آنان دفع مي كند.

 

* با اين كه كار پيامبران بشارت و هشدار است، اما هشدار بيشتر مورد توجه قرآن است، زيرا افراد غافل به هشدار نياز بيشتري دارند.

 

* هشدار انبيا به سود مردم است.

 

* عذاب، پيش روي شماست، اگر در راه خدا قيام نكنيد، هم در دنيا گرفتار مي شويد و هم قيامت دور نيست.

 

* مبلغان ديني، بايد بي توقعي خود را به مردم اعلام نمايند.

 

* آن چه زشت است سؤال و درخواست مزد است، ولي اگر خود مردم با عشق و بدون اكراه هديه اي به مبلغ دين دادند حساب ديگري دارد.

 

* شرط تأثير سخن آن است كه مردم، رهبر را دلسوز و مخلص بدانند. (اگر رهبر از مردم توقع مادي داشته باشد، جامعه او را تحمل نمي كند).

 

* انتخاب راه خدا و مودت اهل بيت(ع) كه مزد رسالت است، در حقيقت به نفع خود مردم است نه پيامبر اكرم(ص).

 

* كسي كه خدا را ناظر و شاهد اعمال خود بداند به غير او اميدي ندارد.

 

* براي برطرف شدن سوء ظن ها، خدا را بر صداقت خود گواه بگيريم.

 

* تحقق حق و نابودي باطل، از شئون ربوبيت خداست.

 

* حق بايد بر باطل هجوم برد و آن را نابود كند.

 

* پيروزي حق بر باطل از سنت هاي الهي است.

 

* احقاق حق و ابطال باطل به اطلاعات وسيعي نياز دارد.

 

 

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

* برخي از مشركان، فرشتگان را به اميد دريافت خيرات مي پرستيدند ولي اكثر آنان جن را به خاطر امان از شرور مي پرستيدند.

شايد مراد از جن در اين آيه(41)، شيطان باشد، يعني آنها به جاي پرستش فرشتگان، از شيطان پيروي مي كردند.

 

* كلمه "بيّنات" جمع "بيّنة" به دليلي گفته مي شود كه حق بودن آن روشن است و كلمه "اِفك" به چيزي گفته مي شود كه وارونه شده و از صورت اصلي خود برگشته است.

 

* مفهوم آيه(44) اين است كه: ما قبل از تو كتاب و پيامبري به مشركان مكه نداده ايم كه آنان با استناد به آن، حق يا باطل بودن تو را تشخيص دهند. تكذيب آنان تنها براساس جهل و لجاجت و پيروي از هوس هاي خود و نياكان خويش است.

 

* نظير اين آيه(45) را در آيه 21 سوره غافر مي خوانيم كه مي فرمايد: "أولم يسيروا في الارض فينظروا كيف كان عاقبة الّذين كانوا من قبلهم كانوا هم اشدّ منهم قوة و اثاراً" آيا در زمين نگشتند و سير نكردند نا ببينند عاقبت پشيماني كه قدرت و آثارشان بيش تر بود چه شد؟ در آيه 9 سوره روم نيز مي خوانيم: "... كانوا اشدّ منهم قوّة و اثاروا ألارض و عمروها اكثر ممّا عمروها" قدرت آباد كردن پيشينيان بيشتر بود، ولي به خاطر تكذيب پيامبران الهي نابود شدند.

آري، تمدن و قدرت ها و ثروت ها و تحولات هميشه در حال پيشرفت نيست بلكه گاهي امكانات و قدرت گذشتگان بيشتر بوده است.

 

* بارها در قرآن اين سخن به ميان آمده كه انبيا از مردم مزد و پاداشي نمي خواستند، در سوره شعرا از آيه 100 تا 180 اين مطلب از قول پيامبران مختلف تكرار شده است، اما پيامبر اسلام(ص) در دو مورد تقاضاي اجر و مزد كرده است: يك بار فرمود: "قل لا اسئلكم عليه اجراً الاّ المودّة في القربي" من مزدي جز مودت اهل بيتم از شما نمي خواهم و بار ديگر در آيه 57 سوره فرقان فرمود: "قل لا اسالكم عليه من اجر الاّ مَن شاء أن يتّخذ الي ربّه سبيلا" من براي رسالتم از شما مزدي نمي خواهم، جز آن كه مي خواهد راهي به سوي خدا انتخاب كند.

آيه مورد بحث، جمع بين آيات فوق است كه پيامبر اكرم(ص) مي خواهد اعلام كند: اگر من از شما مزدي درخواست مي كنم و مي گويم اهل بيتم را دوست بداريد، به خاطر آن است كه فايده اين مزد به خود شما بر مي گردد "فهو لكم" زيرا كسي كه به اهل بيت معصوم پيامبر اكرم(ص) علاقمند باشد از آنان پيروي مي كند و هركس از رهبران معصوم پيروي كند از راه خدا پيروي كرده است "الاّ من شاء أن يتّخذ الي ربّه سبيلا"، پس فايده اين مزد به خود ما برمي گردد مثل معلمي كه به شاگردش بگويد من مزدي از شما نمي خواهم جز آن كه درس مرا خوب بخوانيد كه فايده اين امر به خود شاگرد برمي گردد.