سيماي سوره مباركه صافّات

نام اين سوره، از آيه اول آن برگرفته شده كه با سوگند به «صافّات»، گروهي فرشتگان كه در انجام فرمان الهي در صف هستند، آغاز مي شود، همچنين آيه 165 كه در آن كلمه "الصّافون" آمده است.

مشابه اين سوره از نظر نام، سوره «صف» است كه اشاره به صفوف محكم رزمندگان در صحنه هاي جنگ دارد.

اين سوره، نخستين سوره از قرآن كريم است كه با سوگند آغاز مي شود.

همانند ديگر سوره هاي مكي، بيشتر آيات اين سوره نيز درباره مبدأ و معاد و با تذكر و انذار همراه است.

همچنين به تاريخ پيامبراني چون نوح، ابراهيم، اسحاق، موسي ، هارون، الياس، لوط و يونس(ع)، اشاره شده و در اين ميان زندگي حضرت ابراهيم(ع) مشروح تر آمده است.

عقايد باطل مشركان در مورد رابطه خداوند با جن يا فرشتگان به شدت محكوم شده و پيروزي نهايي حق بر كفر و شرك و نفاق مطرح گرديده است.

بر قرائت سوره صافّات در روزهاي جمعه تأكيد شده و تلاوت آن، اسباب گشايش در رزق و دفع بلا شمرده شده است.

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

 

* اين سوره با سه سوگند خداوند آغاز شده است. گرچه خداوند نيازي به سوگند ندارد و مؤمنان بدون سوگند سخن او را مي پذيرند، اما سوگند، نشانه اهميت و عظمت سوگند و توجه داده به آن است. لذا خداوند به امور مختلف سوگند خورده است.

مراد از "صافّات" ، "زاجرات" و "تاليات"، فرشتگاني هستند كه در صفوفي منظم اوامر الهي را اجرا مي كنند، مردم را از وسوسه باز مي دارند و پيوسته به ياد خدا هستند. البته گروهي گفته اند: مراد، رزمندگاني هستند كه در صف هاي منظم از حريم حق دفاع مي كنند و با تلاوت آيات الهي و ياد خدا روحيه و نيرو مي گيرند.

كلمه "زاجرات" هم مي تواند از "زجر" به معناي بازداشتن باشد كه مراد بازداشتن از وسوسه ها و گناهان است و هم مي تواند از "زجره" به معناي فرياد باشد، يعني سوگند به فريادگران تاريخ.

 

* "مارد" به چيزي گفته مي شود كه هيچ خير و بركتي ندارد و خبيث است، مثلاً به درخت بي برگ، شجر أمرد گفته مي شود.

"قَذف"‌به معني پرتاب چيزي به نقطه اي دور و "ملأ اعلي" اشاره به جايگاه والاي فرشتگان است.

 

* "دحوراً" به معناي راندن با قهر و به نحو ذلت و خواري، "واصب" به معناي دائم است، "خَطفة" به معناي ربودن با سرعت، "ثاقب" به معناي نافذ و سوراخ كننده است.

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: در شب معراج فرشته اي را ديدم كه مأمور تعقيب ربايندگان اخبار بود و هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بود كه هر كدام از آنها هفتاد هزار فرشته ديگر را تحت فرمان داشتند.

 

* "داخر" به معناي ذلت و حقارت و "زجرة" به معناي صيحه و بانگ بزرگ است.

سؤال: ‌با اين كه مردگان در ابتدا به صورت استخوان هستند و سپس به خاك تبديل مي شوند چرا در آيه(16)، اول نام خاك و بعد نام استخوان آمده است؟

پاسخ: شايد مراد از خاك، نياكان دور و مراد از استخوان، افراد تازه مرده باشد. شايد هم به دليل آن كه تبديل خاك به انسان زنده مهم تر است و شايد هم به دليل آن كه در قبر، ‌اول گوشت تبديل به خاك مي شود و بعد استخوان.

بيمار دلان در گسترش شبهات تلاش مي كنند. با اين كه يك سؤال كافي بود، سه سؤال پي در پي كردند "ءاذا- ءانا- أو اباءنا"، فرعون نيز در برابر موسي(ع) براي تحريك مردم پرسيد: "فما بال القرون الاولي" يعني وضع نياكان گذشته چه مي شود؟ او مي خواست كه موسي(ع) بگويد: نياكان شما در دوزخند و با اين جواب مردم را عليه موسي(ع) بشوراند ولي موسي(ع) فرمود: "علمها عند ربّي" سرنوشت گذشتگان نزد خداست.

 

* "ازواج" هم مي تواند به معناي همفكران باشد و هم به معناي همسران مشرك باشد.

در روايات شيعه و سني آمده كه از مصاديق سؤال در آيه "وقفوهم انهم مسئولون" سؤال از ولايت و رهبري علي بن ابي طالب(ع) است.

در روايات آمده است كه در قيامت از چند چيز سؤال مي شود: ‌رهبري امام معصوم(ع)، عمر و جواني، درآمد و خرج و مصرف و رسيدگي به فقرا و بدعت ها.

 

 

 

 

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

 

* در زندگي، به نظم هاي هدفدار ارج نهيم.

 

* نظم، وحدت، قدرت، هم فكري و همكاري كه در صف متجلي است، از نشانه هاي كارگزاران الهي است.

 

* وجود عوامل بازدارنده از گناه و ناهي از منكر، در جامعه لازم است.

 

* انرژي گرفتن از ياد خدا از طريق تلاوت قرآن و دفاع از حريم حق، همراه با نظم و آمده باش، ضرورت يك نظام الهي است.

 

* انجام هر كاري بايد با كيفيتي عالي همراه باشد. بهترين نظم، بهترين قدرت و بهترين ياد خدا.

 

* شعار توحيد را هم محكم بگوييم، هم زيبا و هم قبل از هر چيز ديگر.

 

* براي هر چيزي سوگند ياد نكنيم. (معمولاً سوگندهاي قرآن براي مسائل اساسي و مهم مانند مبدأ و معاد است).

 

* مشركان ميان الوهيت و ربوبيت خداوند تفاوت قايل بودند.

 

* همه هستي تحت تربيت و رشد الهي است.

 

* براي هر چيزي ربّ النوعي نپنداريد، زيرا كه پروردگار هستي يكي بيش نيست.

 

* از نشانه ها و دلايل توحيد، هماهنگي ميان زمين و آسمان و ديگر مخلوقات جهان هستي است.

 

* زمين، كروي شكل است.

 

* خورشيد و نور آن، نقش مؤثري در زندگي انسان دارد.

 

* تزيين آسمان ها، پرتوي از ربوبيت الهي است.

 

* گرايش به زينت و زيبايي، از تمايلات فطري انسان است و قرآن آن را مورد تأييد قرار داده است.

 

* زينت در معماري يك اصل است. آفريده هاي الهي همه زيباست.

 

* در عالم بالا اسراي است كه شياطين به فكر دستبرد زدن به آن ها هستند، ولي قادر به انجام آن نيستند.

 

* جن و شياطين جني قدرت دستيابي به غيب را دارند اما از آن منع شده اند.

 

* اطلاعات و اخبار اهل زمين در اختيار فرشتگان عالم بالا قرار دارد كه در آن با يكديگر گفتگو مي كنند و شياطين مي توانند گفتگوي آنان را بشنوند.

 

* استراق سمع، كاري شيطاني است و بايد با آن مقابله كرد.

 

* سپاه خدا همه جا حضور دارد.

 

* با شياطين جامعه بايد برخورد انقلابي شود.

 

* شياطين موجوداتي مكلف و مورد كيفر و بازخواست خداوند هستند.

 

* بر حفظ اسرار، اصرار داشته باشيد.

 

* مطلع شدن شياطين از اسرار بالا به قدري برايشان مهم است كه با آن كه از هر سو مورد هدف قرار مي گيرند باز هم به صورت دزدانه به استراق سمع دست مي زنند.

 

* شهاب ها و سنگ هاي آسماني مأموران الهي هستند كه با هدف پرتاب مي شوند نه تصادفي و بي هدف.

 

* شياطين پيش از استفاده از اخبار غيبي آسمان، نابود مي شوند.

 

* شياطين موجوداتي جسماني و قابل هدف گيري هستند.

 

* مقايسه و سؤال، راهي براي به فكر واداشتن افراد است. (آفرينش انسان كجا و حفاظت از آسمان هاي پهناور كجا؟)

 

* انجام نظر سنجي يك امر معقول و منطقي و زمينه وجود اطمينان براي هر مدير است، پيامبر(ص) با اين كه نظر كافران و مشركان را مي دانست، دستور گرفت كه از آنان نظر خواهي نمايد.

 

* افراد مغرور و مسخره كننده را با يادآوري منشأ آفرينش خود تعديل كنيد.

 

* نصيحت اشرف مربيان براي افراد سنگدل مؤثر نيست.

 

* فاسد بودن، زمينه به فساد كشاندن ديگران مي شود.

 

* گاهي دشمن به جاي قبول حق و منطق، مسخره مي كند.

 

* دشمن در تبليغات خود سعي مي كند با اصرار و اطمينان سخن بگويد.

 

* مخالفان به اثر گزاري خارق العاده قرآن اقرار دارند. (مشركان قرآن را سحر مي دانستند و سحر به كار خارق العاده گفته مي شود).

 

* تمسخر و به بازي گرفتن مقدسات، مقدمه كفر و انكار حقايق است.

 

* منكران معاد به جاي استدلال فقط استبعاد مي كنند.

 

* مشركان، زنده شدن نياكان را بعيدتر از زنده شدن خود مي پنداشتند.

 

* سؤالات و شبهات گرچه با لجاجت و سوء نيت همراه باشد ولي بايد با صراحت جواب داده شود.

 

* خاك شدن انسان، مانعي براي زنده شدن دوباره او نيست.

 

* انكار لجوجانه معاد سبب خواري در قيامت است.

 

* پيدايش قيامت با صوت و صيحه است.

 

* پيدايش قيامت دفعي است نه تدريجي.

 

* ايجاد قيامت براي خداوند آسان است.

 

* مشركان، در قيامت بهت زده به حال زار خود نظاره گرند.

 

* انكار معاد سبب حسرت كفار خواهد بود.

 

* قيامت، روز حسرت و اقرار منكران است ولي اين حسرت ها سودي ندارد و فرمان هدايت به دوزخ صادر خواهد شد.

 

* در قيامت علاوه بر دوزخ، تحقير و انتقاد و شكنجه روحي نيز هست.

 

* كفار به كيفر مي نگرند، ولي خداوند به داوري مي نگرد.

 

* بدتر از تكذيب حق، تداوم تكذيب است.

 

* تكذيب معاد، ظلم به خويش است. همان گونه كه شرك ظلم بزرگ است. (آري، بزرگ ترين مشخصه دوزخيان است).

 

* فرشتگان، دست اندر كار جمع آوري و روانه كردن مشركان به دوزخند.

 

* هركس با هم فكر و محبوب خويش محشور و همراه مي شود.

 

* معبودهاي باطل نه تنها گره گشا نيستند بلكه خود نيز گرفتارند.

 

* براي بدبختي انسان همين بس كه با بت هاي بي جان محشور شود.

 

* كسي كه هدايت الهي را در دنيا نپذيرد، در قيامت به دوزخ هدايت مي شود.

 

* پايان شرك و كفر دوزخ است.

 

* با اين كه پايان راه و سرنوشت منكران معاد، دوزخ است لكن از نعمت ها و تكاليف نيز بازپرسي مي شود.

 

* حق به مجرمان نيز بايد ثابت شود تا كيفر شوند.