آيات 41 تا 47 سوره مباركه زمر
گلبرگ چهار صد و شصت و سوم
إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ (٤١)
اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (٤٢)
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلا يَعْقِلُونَ (٤٣)
قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (٤٤)
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (٤٥)
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (٤٦)
وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ (٤٧)
41. Verily we have revealed the Book to Thee In truth, for (instructing) mankind. He, then, that receives guidance benefits His own soul: but He that strays injures His own soul. nor art Thou set over them to dispose of their affairs.
42. it is Allah that takes the souls (of men) at death; and those that die not (He takes) during their sleep: those on whom He has passed the Decree of death, He keeps back (from returning to life), but the rest He Sends (to their bodies) for a term appointed Verily In This are Signs for those who reflect.
43. What! do They take for intercessors others besides Allah. say: "Even if They have no power whatever and no intelligence?"
44. say: "To Allah belongs exclusively (the right to grant) intercession: to Him belongs the dominion of the heavens and the earth: In the end, it is to Him that ye shall be brought back."
45. when Allah, the one and only, is mentioned, the hearts of those who believe not In the Hereafter are filled with disgust and horror; but when (gods) other than He are mentioned, Behold, They are filled with joy!
46. say: "O Allah. Creator of the heavens and the earth! knower of all that is hidden and open! it is Thou that wilt judge between Thy servants In those matters about which They have differed."
47. Even if the wrong-doers had all that there is on earth, and As much more, (in vain) would They offer it for ransom from the pain of the penalty on the Day of Judgment: but something will confront them from Allah, which They could never have counted upon!
41*همانا ما براي هدايت مردم كتاب آسماني قرآن را به حق بر تو نازل كرديم، پس هر كه هدايت را پذيرفت به يود خود اوست و هر كه گمراه شد، بي شك بر ضرر نفس خويش قيام كرد و گمراهي را برگزيد و تو وكيل بر مردم نيستي تا با اجبار آنان را هدايت كني.
42* خداوند است كه جان ها را به هنگام مرگشان به طور كامل مي گيرد و جان آن را كه نمرده است در هنگام خواب مي گيرد، پس آن را كه مرگ بر او قطعي شده نگاه مي دارد و جان هاي ديگر را كه مرگش فرا نرسيده براي مدتي معين به جسم آنان باز مي گرداند. بي شك در اين (گرفتن و دادن روح هنگام خواب و بيداري)، براي گروهي كه فكر مي كنند نشانه هايي بزرگ از قدرت خدا وجود دارد.
43* آيا مشركان به جاي خدا بت ها را شفيعان گرفته اند؟! بگو: آيا اگر مالك هيچ چيز نباشند و قدرت تعقل نداشته باشند باز هم شفيع شما خواهند بود؟
44* اي پيامبر! به آنان بگو: تمام شفاعت ها در دنيا و آخرت براي خداست، براي اوست حكومت و فرمانروايي آسمان ها و زمين، سپس به سوي او برگردانده مي شويد.
45* و هر گاه خداوند به تنهايي ياد شود، دل هاي كساني كه به آخرت ايمان ندارند متنفر مي شود، ولي هرگاه از غير او ياد شود، بي درنگ شادمان مي شوند.
46* بگو: خداوندا! اي آفريدگار آسمان و زمين! و اي داناي غيب و شهود! تويي كه در ميان بندگانت در آن چه همواره اختلاف مي كنند داوري خواهي كرد.
47* و كساني كه ستم كرده اند اگر تمام آن چه را در زمين است و مانند آن را با آن مالك باشند، در روز قيامت براي نجات از عذاب سخت الهي همه آن را فديه خواهند داد (ولي چه سود؛ در آن روز) براي آن ستمگران از سوي خداوند چيزهايي روشن و ظاهر مي شود كه هرگز در محاسباتشان پيش بيني نمي كردند.
41. nous t'avons fait descendre le Livre, pour les hommes, en toute vérité. quiconque se guide [le fait] pour son propre bien; et quiconque s'égare, s'égare à son détriment. Tu n'es nullement responsable [de leurs propres affaires].
42. Allah reçoit les âmes Au moment de leur mort Ainsi que celles qui ne meurent pas Au cours de leur sommeil. il retient celles à qui il a décrété la mort, tandis qu'il renvoie les autres jusqu'à un terme fixé. il y a certainement là des preuves pour des gens qui réfléchissent.
43. Ont-ils adopté, en dehors d'Allah, des intercesseurs? Dis: ‹Quoi! même s'ils ne détiennent rien et sont dépourvus de raison?›
44. Dis: ‹L'intercession toute entière appartient à Allah. a Lui la royauté des cieux et de la terre. puis C'est vers Lui que vous serez ramenés›
45. et quand Allah est mentionné seul (sans associés), les coeurs de ceux qui ne croient pas en l'au-delà se crispent et quand on mentionne ceux qui sont en dehors de Lui, voilà qu'ils se réjouissent.
46. Dis: ‹ Allah, Créateur des cieux et de la terre, Connaisseur de Tout ce que le monde ignore comme de ce qu'il perçoit, C'est Toi qui jugeras entre Tes serviteurs ce sur quoi ils divergeaient›.
47. Si les injustes possédaient Tout ce qui se trouve sur la terre, - et autant encore, - ils l'offriraient comme rançon pour échapper Au pire châtiment le Jour de la Résurrection; et leur apparaîtra, de la part d'Allah, ce qu'ils n'avaient jamais imaginé;

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
* برخلاف كساني كه گمان مي كنند مطالبي بر پيامبر اسلام(ص) القا مي شد و آن حضرت آن مطالب را با عبارات خود به مردم القا مي كرد، قرآن، عين كلمات كتاب را، نازل شده از غيب مي داند "انا انزلنا عليك الكتاب".
* "يَتوفّي" از "وَفي" به معناي اداي كامل امري است و در مورد مرگ به معني گرفتن جان به طور كامل است.
سؤال: در آيه 61 سوره انعام مي فرمايد: "توفّته رسلنا" فرشتگان ما جان را مي گيرند و در آيه 11 سوره سجده مي فرمايد: "يتوفّاكم ملك الموت" ملك الموت جان شما را مي گيرد و اين آيه(42) مي فرمايد: خدا جان ها را مي گيرد، كدام صحيح است؟
پاسخ: امام صادق(ع) فرمود: خداوند براي عزرائيل "ملك الموت" ياوراني از فرشتگان قرار داده است كه جان مردم را مي گيرند و تحويل او مي دهند و او جان ها را با آن چه شخصاً قبض كرده به خدا تحويل مي دهد.
در حديث مي خوانيم: به هنگام خواب روح در بدن مي ماند ولي نفس به آسمان مي رود و رابطه ميان نفس و روح مثل رابطه خورشيد و شعاع خورشيد است. اگر خدا بخواهد و مرگش رسيده باشد روح نيز از بدن جدا و به نفس مي پيوندد وگرنه نفس از آسمان نازل و به روح ملحق مي شود.
سؤال: هنگام مرگ كه روح از بدن جدا مي شود كجا مي رود؟
پاسخ: هنگام مرگ، روح به بدني مثل همين بدن كه نامش قالب مثالي است ملحق و در برزخ با آن بدن، كامياب يا عذاب مي شود و در خواب نيز، روح با همان بدن سبك و قالب مثالي رؤيا مي بيند و به اطراف مي رود.
جسم انسان در حكم يك اتومبيل و روح در حكم راننده آن است:
گاهي ماشين روشن است ولي راننده پياده مي شود و مي رود كه اين حالت خواب است. زيرا قلب و معده و كليه كار مي كنند ولي روح جدا مي شود و به بدني مشابه ملحق شده و به اطراف مي رود. اين همان بدني است كه ما در رؤياهاي خود با آن سير و سفر مي كنيم و قالب مثالي نام گذاري شده و به قدري سبك و چابك است كه بدون واسطه مي تواند در آسمان ها پرواز و در اقيانوس ها شنا و در يك لحظه به اطراف دنيا برود.
گاهي هم ماشين خاموش و راننده جدا مي شود كه اين حالت مرگ است.
در سخنان پيشوايان ديني نيز مرگ و قيامت، به خواب وبيداري مثال زده شده است. در حديث مي خوانيم: "كما تنومون تموتون" همان گونه كه مي خوابيد مي ميريد و همان گونه كه بيدار مي شويد زنده مي گرديد.
لقمان حكيم به فرزندش مي گفت: اگر قدرت داشتي خواب و بيداري را از خود دور كني خواهي توانست مرگ و معاد را هم از خود دور نمايي.
* شفيع بايد براي شفاعت، از جانب خدا اجازه داشته باشد "مَن ذا الّذي يشفع عنده الاّ باذنه"، اما بت ها چه اجازه اي دارند؟ شفيع بايد محبوب و مورد رضاي خدا باشد و بت ها نه محبوبند و نه مورد رضايت الهي.
در آيه 18 سوره يونس مي خوانيم كه مشركان مي گويند: "هؤلاء شفعائنا" اين بت ها شفيعان ما هستند و در آيه 3 همين سوره خوانديم كه مي گويند: "ما نعبدهم الاّ ليقرّبونا الي الله زلفي" پرستش بت ها به خاطر آن است كه بت ها ما را به خدا نزديك كنند و شفيعان ما باشند. اين آيه(43) مي فرمايد: چگونه از موجوداتي كه نه عقل دارند و نه قدرت، انتظار كمك داريد؟! "كانوا لا يَملكون شيئا و لا يعقلون".
ما كه به امامان معصوم(ع) متوسل مي شويم و از آنان استمداد و شفاعت مي طلبيم به خاطر آن است كه فهم و درك آنان را از آيات و رواياتي كه حيات برزخي را براي اولياي خدا ثابت مي كند فهميده ايم و قدرت آن بزرگواران را از ديدن هزاران نمونه عملي در استجابت دعا و معجزات و كرامات باور كرده ايم.
*سؤال: مگر مهر و محبت ديگران بيش از خداوند است كه خداوند اراده عذاب كند ولي شفاعت كنندگان مانند دايه مهربان تر از مادر شفاعت نمايند؟
پاسخ: اين آيه(44) مي فرمايد: همه شفاعت ها مخصوص خداست و اگر پيامبر و امامي شفاعت و دلسوزي و مهرباني مي كند، سرچشمه همه لطف ها و مهر ها ذات مقدس او و به اذن اوست "ما من شفيع الا من بعد اذنه" و مسير آن لطف ها از طريق اولياي الهي است "قل لله الشفاعة جميعا".
* گرچه مخاطبان اين آيه(45) كساني هستند كه به آخرت ايمان ندارند، اما در ميان مسلمين نيز افرادي هستند كه از اسلام ناب نگراني و تنفر دارند، همين كه مي گوييم: «قصاص، قانون الهي است» چهره شان در هم مي شود، ولي همين كه مي گوييم: «حقوق بين الملل» لبخند مي زنند. هرگاه به نماز مي ايستد كه تنها مخاطبش خداست؛ روح او متنفر است، ولي هرگاه سخنراني يا تدريس مي كند كه مخاطبش غير خداست با تمام توجه و نشاط سخن مي گويد.
در آيه 46 سوره اسراء نيز مشابه اين آيه آمده است: "و اذا ذكرت ربك في القرآن وحده و لَوا علي ادبارهم نفورا" هنگامي كه پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد مي كني، آنها پشت مي كنند و از تو روي بر مي گردانند.
* در قيامت، براي مؤمنان سحر خيز پاداش هايي ظاهر خواهد شد كه اَحَدي بر آن آگاه نيست "فلا تعلم نفس ما اخفي لهم قرّة اعين"، و براي ستمكاران نيز مسايلي ظاهر مي شود كه هرگز فكرش را نمي كردند "و بدا لهم من الله مالم يكونوا يحتسبون"، و در آن روز به انسان گفته مي شود: تو غافل بودي و امروز پرده را برداشته ايم و تيز بين شده اي.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
* قرآن در زمان پيامبر به صورت كتاب بوده است.
* نزول كتاب براي همه مردم است.
* هم مطالب قرآن سرا پا حق است و هيچ گونه تحريف و باطلي در آن راه نيافته است و هم نزول چنين كتابي، لازم و سزاوار حق است.
* انسان در انتخاب راه آزاد است.
* خدا و رسول به ايمان ما نيازي دارند.
* وظيفه پيامبر ابلاغ است، نه اجبار. (حتي انبيا حق تحميل عقيده ندارند).
* هدايت واقعي و كامل تنها در سايه كتاب آسماني است.
* خداوند پيامبرش را در برابر سرسختي كفار، دلداري و تسلي مي دهد.
* جسم و روح، دو حقيقت مستقل هستند و به هنگام مرگ يا خواب از هم جدا مي شوند و روح پس از مرگ باقي مي ماند.
* مرگ و خواب، برادر يكديگرند.
* اگر بدانيم كه هر شب جان مي دهيم، از غرور و غفلت و گناه فاصله مي گيريم.
* مرگ و حيات ما به دست خداست.
* هيچ كس براي هميشه زنده نمي ماند.
* خواب و بيداري براي همه انسان هاست، ولي تنها اهل فكر از آن درس مي گيرند.
* برخي مشركان، بت ها را خدا نمي دانستند، بلكه شفيع و واسطه درگاه خدا مي شمردند.
* واسطه ميان انسان و خدا بايد نياز را بفهمد و قدرت كمك كردن داشته باشد كه بت ها هيچ كدام را ندارند.
* روش تربيتي قرآن، آن است كه تمام انگيزه هاي فاسد را از بين ببرد و همه انگيزه ها را در خداجويي متمركز كند. لذا به كساني كه اطراف اين و آن مي روند تا عزيز شوند مي فرمايد: تمام عزت ها از آنِ خداست، چرا گرد ديگري مي گرديد؟!
* هستي و همه عوامل دخيل در آن به دست خداست.
* مقدار باور و ايمان خود را نسبت به آخرت، از طريق تنفر يا توجه خود نسبت به احكام خداوند بيازماييم.
* ميان توحيد و معاد رابطه تنگاتنگي است.
* ذكر خدا كه مايه آرامش دل هاست، براي گروهي مايه آزار و اذيت است.
* مبلغان دين و رهبران الهي كه در برابر كفار سرسخت قرار مي گيرند، بايد همواره با ياد خدا از او استمداد بگيرند.
* در برابر افرادي كه به غير خدا دل سپرده اند و از بردن نام خدا تنفر دارند، به خدا توجه كنيم.
* آغاز و پايان هستي از اوست، چرا بعضي به غير او دلشادند؟
* داوري خداوند در قيامت، براساس علم او به آشكار و نهان است.
* آفرينش آسمان ها مهم تر از آفرينش زمين است. (هميشه نام آسمان قبل از زمين برده شده است).
* علم خداوند به غيب و شهود يكسان است.
* مردم با همه اختلافاتي كه دارند بنده او هستند.
* اختلاف ميان مشركان و موحدان هميشه خواهد بود.
* در قيامت هيچ كس صاحب مال و ثروتي براي نجات خود نيست.
* در دادگاه الهي، هيچ چيز مانع محكوميت مجرمان نيست.
* غريزه حبّ ذات بر حبّ مال غالب است.
* اگر امروز براي يك درهم خلاف مي كنيم، بدانيم كه فردا دو برابر تمام سرمايه هاي زمين هم براي نجات ما كارساز نيست.
* داوري خداوند همراه با ظاهر كردن لغزش ها براي خود انسان است، تا جايي براي انكار نباشد.
* محاسبات انسان، جامع و واقع گرا نيست.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون