آيات 48 تا 56 سوره مباركه زمر
گلبرگ چهار صد و شصت و چهارم
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٤٨)
فَإِذَا مَسَّ الإنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٤٩)
قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٥٠)
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلاءِ سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ (٥١)
أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٥٢)
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٥٣)
وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ (٥٤)
وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ (٥٥)
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ (٥٦)
48. for the evils of their deeds will confront them, and They will be (completely) encircled by that which They used to mock at!
49. now, when trouble touches man, He cries to us: but when we bestow a favour upon Him As from ourselves, He says, "This has been given to me because of a certain knowledge (I have)!" Nay, but This is but a trial, but Most of them understand not!
50. Thus did the (generations) before them say! but all that They did was of no profit to them.
51. Nay, the evil results of their deeds overtook them. and the wrong-doers of This (generation)- the evil results of their deeds will soon overtake them (too), and They will never be able to frustrate (Our Plan)!
52. know They not that Allah enlarges the provision or restricts it, for any He pleases? Verily, In This are Signs for those who believe!
53. say: "O My servants who have transgressed against their souls! despair not of the Mercy of Allah. for Allah forgives all sins: for He is Oft-forgiving, Most Merciful.
54. "Turn ye to Our Lord (in repentance) and bow to His (Will), before the penalty comes on you: after that ye shall not be helped.
55. "And follow the best of (the courses) revealed to you from your Lord, before the penalty comes on you - of a sudden while ye perceive not!-
56. "Lest the soul should (then) say: 'Ah! woe is me!- In that I neglected (my duty) towards Allah, and was but among those who mocked!'-
48*و در آن روز براي آنان بدي آن چه در دنيا كسب كرده اند روشن خواهد شد و آن عذابي كه به مسخره مي گرفتند آنان را فرا خواهد گرفت.
49* پس چون سختي و ضرري به انسان رسد ما را مي خواند، سپس همين كه از جانب خود نعمتي به او عطا كنيم گويد: براساس علم و تدبيرم نعمت ها به من داده شده. چنين نيست بلكه آن نعمت و سيله آزمايش است، ولي بيشتر مردم نمي دانند.
50* و به راستي كساني كه قبل از آنان بودند نيز اين سخن را گفتند، ولي آن چه در دنيا كسب مي كردند كاري برايشان نكرد.
51* پس نتيجه اعمال بدي كه مرتكب شده بودند به آنان رسيد و كساني از اينان (كافران مكه) كه ستم كردند به زودي بدي آن چه را انجام داده اند به ايشان خواهد رسيد و آنان نمي توانند ما را درمانده كنند و از ما بگريزند.
52* آيا هنوز ندانسته اند كه خداوند روزي را براي هر كه بخواهد گسترده يا تنگ مي سازد؟! البته در اين امر براي كساني كه ايمان مي آوردند نشانه هايي از حكمت و قدرت الهي است.
53* بگو: اي بندگان من كه بر نفس خويش اسراف و ستم كرده ايد! از رحمت خداوند مأيوس نشويد، همانا خداوند همه گناهان را مي بخشد، زيرا كه او بسيار آمرزنده و مهربان است.
54* و پيش از آن كه عذاب به سراغ شما آيد و ديگر ياري نشويد، به سوي پروردگارتان باز گرديد و توبه كنيد و تسليم او شويد.
55* و از بهترينِ آن چه از پروردگارتان به سوي شما نازل شده است پيروي كنيد، پيش از آن كه عذاب، ناگهاني و در حالي كه از آن بي خبريد به سراغ شما آيد.
56* تا مبادا در قيامت كسي بگويد: دريغا بر من بر آن چه در كاري كه جهت الهي داشته كوتاهي كرده ام و همانا من از مسخره كنندگان آيات او بودم.
48. et leur apparaîtront les méfaits qu'ils ont commis, et ce dont ils se raillaient les enveloppera.
49. quand un Malheur touche l'homme, il nous invoque. quand ensuite nous Lui accordons une faveur de Notre part, il dit: ‹Je ne la dois qu'à [ma] science›. C'est une épreuve, plutٍt; mais la plupart d'entre eux ne savent pas.
50. Ainsi parlaient ceux qui vécurent avant eux. mais ce qu'ils ont acquis ne leur a servi à rien;
51. ils furent donc atteints par les mauvaises conséquences de leurs acquis. ceux des ces gens [les Mecquois] qui auront commis l'injustice seront atteints par les mauvaises conséquences de leurs acquis et ils ne pourront s'opposer à la puissance [d'Allah].
52. ne savent-ils pas qu'Allah attribue ses dons avec largesse ou les restreint à qui il veut? il y a en cela des preuves pour des gens qui croient.
53. Dis: ‹ Mes serviteurs qui avez commis des excès à votre propre détriment, ne désespérez pas de la miséricorde d'Allah. car Allah pardonne tous les péchés. Oui, C'est Lui le Pardonneur, le Très Miséricordieux›.
54. et Revenez Repentant à votre Seigneur, et Soumettez-vous à Lui, avant que ne vous vienne le châtiment et vous ne recevez alors aucun secours.
55. et suivez la meilleure révélation qui vous est descendue de la part de votre Seigneur, avant que le châtiment ne vous vienne soudain, sans que vous ne [le] pressentiez;
56. avant qu'une âme ne dise: ‹Malheur à Moi pour Mes manquements envers Allah. car J'ai été Certes, Parmi les railleurs›;

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
* در قرآن بارها از اين مطلب سخن به ميان آمده است كه انسان هنگام خطر به خداوند رو مي كند ولي همين كه از خطر رهايي يافت، خدا را فراموش مي كند كه اين نشانه ناسپاسي انسان است.
* آيه 50 به طور كلي مي فرمايد: آن چه مجرمان در دنيا كسب كرده اند، در قيامت به كارشان نمي آيد ولي در آيات ديگر قرآن مصاديق آن چه كسب كرده اند بيان شده است، از جمله:
"لن تغني عنهم اموالهم" هرگز اموالشان كارساز نيست.
"ما اغني عنكم جمعكم" هرگز جمعيتشان كارساز نيست.
"لا يغني عنهم كيدهم" هرگز تدبيرشان كارساز نيست.
قارون نيز سرمايه خود را نتيجه دانش و تفكر و سياست اقتصادي خود مي دانست و مي گفت: "انّما اوتيته علي علم عندي" لذا قرآن در اين آيه مي فرمايد: "قد قالها الّذين من قبلهم" اين سخن تازگي ندارد.
* در آيه 49 خوانديم كه انسان نعمت هاي الهي را به علم و تخصص خود نسبت مي دهد. اين آيه(52) مي فرمايد: اين نسبت به خاطر ناآگاهي انسان است.
در روايات ميخوانيم: گاهي خداوند رزق افراد تيز هوش را تنگ و رزق افراد كم هوش را زياد قرار مي دهد تا ثابت كند همه چيزها با زرنگي نيست.
* آيات قبل تهديدي براي افراد مغرور بود و اين آيه(53) به گناهكاران پشيمان بشارت مي دهد.
در تمام كلمات اين آيه لطف و مهر الهي نهفته است:
1- پيام بشارت را رسول خدا صريحاً اعلام كند "قل".
2- خداوند انسان را مخاطب قرار داده است "يا".
3- خداوند همه را بنده خود و لايق دريافت رحمتش دانسته است "عبادي".
4- گناهكاران بر خود ستم كرده اند و به خدا ضرري نرسانده اند "اسرافوا علي انفسهم".
5- يأس از رحمت، حرام است "لا تقنطوا".
6- رحمت او محدود نيست "رحمة الله" ( "رحمة الله" به جاي "رحمتي" رمز جامعيت رحمت است، چون لفظ "الله" جامعه ترين اسم اوست).
7- وعده رحمت قطعي است "ان الله".
8- كار خداوند بخشش دائمي است "يغفر".
9- خداوند همه گناهان را مي بخشد "الذنوب".
10- خداوند بر بخشش همه گناهان تدكيد دارد "جميعاً".
11- خدا بسيار بخشنده و رحيم است "انه هو الغفور الرحيم".
خداوند با اين همه رأفت و مهرباني اعلام مي كند كه تهديدهاي آيات قبل، براي تربيت انسان هاست نه براي انتقام و كينه.
در فرهنگ قرآن، اسراف معناي وسيعي دارد كه علاوه بر اسراف در مال، شامل اسراف در نفس و جان نيز مي شود. بدين معني كه انسان در بهره گيري از استعدادها و ظرفيت هاي وجودي خود از حدّ اعتدال خارج شده و دچار افراط و تفريط مي شود.
مراد قرآن از اين كه مي فرمايد: خداوند همه گناهان را مي بخشد، آن نيست كه انسان گناه كند و بگويد خدا مي آمرزد، بلكه مراد آن است كه همه گناهان هر قدر هم بزرگ باشند قابل آمرزش است و نبايد از رحمت الهي مأيوس بود و طبيعتاً راه دريافت آمرز الهي، توبه و جبران گناه است كه در آيه بعد(54) آمده است.
* آيه قبل، از رحمت و مغفرت الهي خبر داد تا زمينه را براي بازگشت مردم فراهم كند و اين آيه(54) فرمان توبه و انابه مي دهد و براي آن كه ضرورت توبه و بازگشت را بيان كند خطر عذاب را مطرح كرده است.
* خداوند تمام كارهاي خود را به احسن وجه انجام داده است: هر چه را آفريده به بهترين وجه آفريده است "احسن كلّ شيء خلقه" ، "احسن الخالقين" ، " في احسن تقويم"، داستان هاي او بهترين است "احسن القصص"، حكم او بهترين است "و من احسن من الله حكما".
از ما نيز خواسته است كارمان به نحو احسن باشد. از بهترين سخن پيروي كنيم "فيتبعون احسنه"، بهترين سخن را بگوييم "ادفع بالتي هي احسن"، پاسخ احترام مردم را بهتر بدهيم "فحيّوا باحسن منها"، با مال يتيم به بهترين وجه برخورد كنيم "لا تقربوا ما اليتيم الاّ بالتي هي احسن"، به مردم با بهترين شيوه جدال و گفتگو كنيم "جادلهم بالتي هي احسن".
* "حسرت" به معناي پشيماني شديد و "تفريط" به معناي كوتاهي كردن و "جَنب" به معناي جهت و ناحيه است.
در روايات مي خوانيم كه: امامان معصوم(ع) "جنب الله" هستند و در بيش از ده حديث آمده كه كوتاهي در جنب الله، حمايت نكردن از امير المؤمنين(ع) است.
امام باقر(ع) مي فرمايد: شديدترين حسرت در قيامت براي علمايي است كه به علم خود عمل نكردند.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
* روز قيامت، روز كشف و ظهور است و تمام اسرار آشكار مي شود.
* ظاهر شدن جرم در برابر مجرم، اولين شكنجه روحي اوست.
* با قدرت الهي، اول آن چه در محاسبات ستمگران نبود كشف مي شود، سپس آن خود بد مي شمرند.
* خلاف، زماني جرم مي شود كه همراه با ستم، استهزا، و تعمّد و استمرار باشد.
* انسان موجودي آسيب پذير است.
* انسان به قدري عاجز است كه به مجرد رسيدن خطر فرياد مي زند.
* تلخي ها، نتيجه عملكرد انسان و مايه آزمايش است، ولي نعمت ها لطف الهي است.
* فشارها و حوادث انسان را به ناتواني خود معترف و فطرت خداجويي را در انسان بيدار و شكوفا مي كنند.
* نيايش خالصانه سبب جلب رحمت خداست.
* رفاه و آسودگي، بستر غفلت و غرور است.
* انسان، موجودي ناسپاس است.
* آن چه مورد انتقاد است ناديده گرفتن خداست، نه آن كه علم و دانش در رشد و توسعه زندگي بي اثر است.
* بيشتر مردم نمي دانند كه نعمت ها و تلخي ها وسيله آزمايش هستند تا سپاسگزار و ناسپاس از هم شناخته شوند.
* از نمونه هاي تاريخي براي هدايت و تربيت بهره گيريم.
* تاريخ، بهترين گواه است كه مال و ثروت به هنگام قهر الهي، نه در دنيا انسان را نجات مي دهد و نه در آخرت. (وقتي قارون به زمين فرو رفت، هيچ گروهي نتوانست او را نجات دهد).
* سنت هاي الهي قانونمند است و زمان و مكان در آن اثري ندارد. نسبت به گذشتگان و نسبت به آيندگان.
* اسباب نجات در قيامت، اموري غير از ثروت و قدرت است.
* سرنوشت انسان به دست خود اوست.
* مجرمان از دور كردن قهر خداوند نسبت به خود عاجزند.
* گرچه سعي و تلاش و دنش بشري، شرط لازم براي كسب رزق است، ولي شرط كافي و علت نهايي نيست. (به امكانات و توانايي ها و اطلاعات خود تكيه نكنيم كه قدرت ديگري در كار است).
* از آن جا كه مهر الهي بر قهرش سبقت دارد، گسترش رزق قبل از تنگي روزي آمده است.
* قوانين و احكام الهي در حد اعتدال است و نافرماني مردم، تجاوز از حدّ اعتدال است.
* در بخشش الهي نوع گناه و مقدار آن تفاوتي ندارد.
* يأس از رحمت الهي جايز نيست.
* آمرزش گناه اقتضاي رحمت خداوند است.
* اميد به مغفرت زمينه آمرزش است.
* اين خداوند است كه همه لغزش ها را مي بخشد.
* توبه، شرط بهره مند شدن از آمرزش الهي است.
* توبه بايد همراه با تسليم باشد وگرنه نفاق است.
* مغفرت الهي، مشروط به تسليم شدن و پيروي از دستورات الهي است.
* فرصت ها را غنيمت شمريم كه توبه پيش از آمدن عذاب پذيرفته مي شود.
* جز بازگشت به درگاه خدا هيچ راهي بر اي نجات و رسيدن به نصرت الهي در كار نيست.
* در شيوه تبليغ، فلسفه دعوت نيز گفته شود. (از قرآن پيروي كنيد، براي آن كه بهترين راه و از طرف پروردگار است).
* انابه و تسليم به تنهايي كافي نيست، عمل لازم است.
* چون عمر و ظرفيت انسان محدود و دستورات كمال بخش بسيار است، قهراً بايد انتخاب احسن در كار باشد.
* قرآن جامع ترين و كامل ترين نازله هاي خداوند براي انسان است.
* دستورات الهي وسيله رشد و تربيت انسان است.
* علاج واقع پيش از وقوع بايد كرد. (توبه، پيش از آمدن عذاب).
* قهر الهي خبر نمي كند.
* قهر الهي فوق محاسبات بشري است.
* قيامت، روز حسرت است.
* ترك انابه و تسليم و پيروي از وحي، كوتاهي كردن است.
* از آن چه در كنار خداست بايد پيروي كرد. (كتاب خدا، اولياي خدا، پيامبر خدا).
* نتيجه تمسخر حق در دنيا، تحقير خويش در قيامت است.
* قيامت، روز اقرار و اعتراف است.
* ريشه كوتاهي ها، سبك شمردن دستورات الهي و بدتر از آن مسخره كردن آنهاست.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون