آيات 16 تا 23 سوره مباركه فتح
گلبرگ پانصد و سيزدهم
قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الأعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (١٦)
لَيْسَ عَلَى الأعْمَى حَرَجٌ وَلا عَلَى الأعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا (١٧)
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا (١٨)
وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (١٩)
وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا (٢٠)
وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا (٢١)
وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأدْبَارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا (٢٢)
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلا (٢٣)
16. say to the desert Arabs who lagged behind: "Ye shall be summoned (to fight) against a people given to vehement war: then shall ye fight, or They shall submit. then if ye Show obedience, Allah will grant you a goodly reward, but if ye turn back As ye did before, He will punish you with a grievous penalty."
17. no blame is there on the blind, nor is there blame on the lame, nor on one ill (If He joins not the war): but He that obeys Allah and His Messenger,- ((Allah)) will admit Him to Gardens beneath which rivers flow; and He who turns back, ((Allah)) will punish Him with a grievous penalty.
18. Allah.s good pleasure was on the believers when They swore fealty to Thee under the tree: He knew what was In their hearts, and He sent down tranquillity to them; and He rewarded them with a speedy Victory;
19. and many gains will They acquire (besides): and Allah is Exalted In power, full of wisdom.
20. Allah has promised you many gains that ye shall acquire, and He has given you these beforehand; and He has restrained the hands of men from you; that it may be a Sign for the believers, and that He may guide you to a straight path;
21. and other gains (there are), which are not within your power, but which Allah has compassed: and Allah has power over all things.
22. if the unbelievers should Fight you, They would certainly turn their backs; then would They find neither Protector nor helper.
23. (Such has been) the practice (approved) of Allah already In the past: no change wilt Thou find In the practice (approved) of Allah.
16*به باديه نشين متخلّف بگو: به زودي براي جنگ با گروهي زورمند دعوت خواهيد شد، با آنان بجنگيد يا اسلام آورند، پس اگر اطاعت كنيد و دعوت را قبول كنيد، خداوند پاداش نيك به شما خواهد داد و اگر سرپيچي كنيد، همان گونه كه پيش از اين نافرماني كرديد، شما را به عذابي دردناك عذاب خواهد كرد.
17* بر نابينا گناهي نيست و بر لنگ گناهي نيست و بر بيمار گناهي نيست، (كه به جهاد نروند) و هر كس خدا و رسولش را پيروي كند، خداوند او را در باغ هايي بهشتي كه نهرها از زير آن جاري است، داخل مي كند و هر كس سرپيچي كند، او را به عذابي دردناك، عذاب خواهد كرد.
18* همانا خداوند از مؤمنان راضي شد، آنگاه كه در حديبيّه زير آن درخت با تو بيعت كردند، پس خداوند آنچه را در دل هايشان (از صداقت و ايمان) بود، دانست، بنابراين آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزي نزديكي را پاداش آنان قرار داد.
19* و غنايم بسياري كه به چنگ خواهند آورد، و خداوند عزيز و حكيم است.
20* خداوند، غنيمت هاي بسياري به شما وعده داده است كه آنها را خواهيد گرفت، پس اين (غنايم خيبر) را زودتر براي شما فراهم ساخت و دست مردم را از تعرض بر شما بازداشت، تا براي مؤمنان نشانه و عبرتي باشد و شما را به راهي راست، هدايت كند.
21* و غنايم ديگري نصيبتان مي كند كه شما بر آنها قدرت نداريد، ولي خداوند بر آنها احاطه دارد و خداوند بر هر چيزي توانمند است.
22* و اگر كساني كه كفر ورزيدند با شما كارزار كنند، (توان مبارزه با شما را ندارند و) عقب نشيني و پشت كرده و آنگاه هيچ سرپرست و ياوري نخواهند يافت.
23* (اين پيروزي شما و ترس و شكست كفار،) سنت خداوند است كه از پيش جاري بوده است و هرگز براي سنت هاي خداوند، تغيير و تبديلي نخواهي يافت.
16. Dis à ceux des Bédouins qui restèrent en arrière: ‹Vous serez bientٍt appelés contre des gens d'une force redoutable. vous les combattrez à moins qu'ils n'embrassent l'Islam. Si vous obéissez, Allah vous donnera une belle récompense, et Si vous vous détournez comme vous vous êtes détournés auparavant, il vous châtiera d'un châtiment douloureux›.
17. Nul grief n'est à faire à l'aveugle, ni Au boiteux ni Au malade. et quiconque obéit à Allah et à son Messager, il le fera entrer dans des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux. quiconque cependant se détourne, il le châtiera d'un douloureux châtiment.
18. Allah a Très certainement agréé les croyants quand ils t'ont prêté le serment d'allégeance sous l'arbre. il a su ce qu'il y avait dans leurs coeurs, et a fait descendre sur eux la quiétude, et il les a récompensés par une victoire proche
19. Ainsi qu'un abondant butin qu'ils ramasseront. Allah est Puissant et Sage.
20. Allah vous a promis un abondant butin que vous prendrez, et il a hâté pour vous celle-ci et repoussé de vous les mains des gens, afin que Tout cela soit un signe pour les croyants et qu'il vous guide dans un droit chemin;
21. il vous promet un autre butin que vous ne seriez jamais capables de remporter et qu'Allah a embrassé en Sa puissance, car Allah est Omnipotent.
22. et Si ceux qui ont mécru vous combattent, ils se détourneront, certes; puis ils ne trouveront ni allié ni secoureur.
23. Telle est la règle d'Allah appliquée aux générations passées. et Tu ne trouveras jamais de changement à la règle d'Allah.

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
٭ مرز عذر در ترك جبهه، نابينايي و ناتواني در راه رفتن و مريضي است، نه كوتاه بودن قد و امثال آن. نابينا و لنگ و مريض نمي توانند جست و خيز كنند ولي سايرين مي توانند.
گرچه براي گروهي، جبهه رفتن واجب نيست، اما خيرخواهي براي رزمندگان لازم است، چنان كه خداوند در سوره توبه آيه 91 مي فرمايد: "ليس علي الضعفاء و لا علي المرضي... حرج اذا نصحوا لله و رسوله".
٭ رسم چنين بوده كه پس از آن كه معامله اي صورت مي گرفت، طرفين معامله با يكديگر دست مي دادند كه به آن بيعت مي گفتند، اما پس از آن به هر نوع تعهد و دست دادن، بيعت گفته شده است.
بيعت مردم با پيامبر و امام، منافاتي با تبيين و نصب آنان از سوي خدا ندارد. زيرا خداوند، پيامبر يا امام را تعيين مي كند و مردم براي اعلام اطاعت خود، با او بيعت مي كنند.
مراد از "الشجرة" درختي است در منطقه حديبيه كه مردم پاي آن درخت با پيامبر بيعت كردند و اين بيعت، به دليل اعلام رضايت خداوند از بيعت كنندگان «رضي الله»، بيعت رضوان نام گرفت.
بيعت، يك تعهد شرعي است كه وفاي به آن لازم و شكست آن حرام است و عقاب دارد.
٭ در دو آيه قبل، به كساني كه با پيامبر بيعت كردند، وعده «فتح غريب» داد كه به گفته برخي مفسران، هم چون طبري، شيخ طوسي، زمخشري، مراغي و طبرسي، مراد فتح خيبر است. قلعه خيبر در حدود دويست كيلومتري مدينه بود با حصارهاي بلند و ده هزار نفر يهودي در آن زندگي مي كردند و اطرافش كشاورزي داشتند. اين قلعه بسيار محكم، در سنگين و عجيبي داشت كه چهل نفر آن را حركت مي دادند.
از آن جايي كه خيبر پايگاه دشمنان و لانه جاسوسي مخالفان اسلام شده بود، يك ماه پس از صلح حديبيه، مسلمانان به سراغ آن جا رفتند. ابتدا فرماندهي مسلمين را كساني به عهده داشتند كه نتوانستند كاري را از پيش ببرند، تا آن كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و رسولش از او راضي هستند و او را دوست دارند و روز بعد پرچم را به دست امام علي(ع) داد.
با اين كه خداوند به پيامبر اسلام مي فرمايد: "انّك لمن المرسلين، علي صراط المستقيم" تو از پيامبران و در راه مستقيم مي باشي؛ باز هم آن حضرت، مأمور است كه در نمازهاي خود از خداوند هدايت به راه مستقيم را بخواهد و بگويد: "اهدنا الصراط المستقيم".
با توجه به اين كه نمازهاي نافله نيز بر پيامبر واجب بود و از 51 ركعت نماز واجب و مستحب، در 44 ركعت آن بايد سوره حمد تلاوت و و اين درخواست مطرح شود، آن هم از جانب رسول خدايي كه راه و عمل او از طرف خدا بيمه و تأمين شده، نشان دهنده خطر انحراف و لغزش در همه حالات انسان است.
٭ قرآن بارها مي فرمايد: "انّ مع العُسر يُسرا" همراه سختي، آساني است. سال هاي اول بعثت كه همراه انواع تهمت ها، شكنجه ها و توطئه ها بود و سال هاي اول هجرت كه جنگ ها، كشته ها و مجروحان زيادي به همراه داشت، سال هاي سخت و طاقت فرسايي بود، اما سال هاي آخر عمر پيامبر(ص)، آسايش و پيروزي و عزت بود، چنان كه اين سوره تا كنون به آن اشاره كرده است: "فتحاً قريبا" ، "ينصرك اللله نصراً عزيزا" ، "اثابهم فتحاً قريبا" ، "مغانم كثيرة" و "و اخري لم تقدروا عليها".
٭ اگر اين آيات را مربوط به ادامه ماجراي صلح حديبيه بدانيم، معناي آيه(22) چنين مي شود كه صلح حديبيه بر اساس ضعف رزمي شما نبود، بلكه به خاطر مصلحت نظام بود، شما در حديبيه اگر دست به جنگ مي زديد پيروز بوديد و دشمنانتان فرار مي كردند.
امام حسين(ع) در دعاي عرفه به خداوند مي گويد: "ماذا فَقَد مَن وَجدك و ماذا وَجد مَن فقدك" هر كس تو را دارد چه ندارد و هر كس تو را ندارد چه دارد؟
در قيامت مشخص مي شود كه كافران هيچ ندارند و كسي ولايت و نصرت آنها را نمي پذيرد.
٭ اين آيه(23) نظير آيه 21 سوره مجادله است كه مي فرمايد: "كتب الله لا غلبنّ أنا و رُسلي" خداوند اين گونه مقرر داشته كه ما و پيامبرانمان قطعاً پيروزيم.
تاريخ و حوادث تاريخي، قانون مند بوده و عواملي باعث رشد يا ركورد، عزت يا ذلت و فقر يا غناي آن مي شود و سنت خداوند، پيروزي حق بر باطل است.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
٭ راه هاي بحث و گفتگو را بر مخالفان و متخلفان باز بگذاريد.
٭ يكي از جلوه هاي اعجاز قرآن، خبر دادن از آينده است.
٭ راه بازگشت و جبران را براي متخلفان باز بگذاريم و آنان را براي هميشه بايكوت نكنيم.
٭ دشمن را ساده و ناتوان ننگريد.
٭ رزمندگان بايد آگاهانه بجنگند و دشمن و ساز و برگ او را از قبل شناسايي كرده باشند.
٭ دشمني ها را در بيان حقايق ناديده بگيريم.
٭ توان و قدرت دشمن، مانع انجام تكليف و وظيفه نيست.
٭ مسلمانان بايد از نظر قدرت نظامي در حدي باشند كه دشمن زورمند را به تسليم يا شكست وادارند.
٭ نيكي ها و خيرات، بدي هاي گذشته را محو مي كند.
٭ در تبليغ و تربيت، تشويق و پاداش را بر تهديد و توبيخ مقدم بداريد.
٭ تشويق و تنبيه در كنار هم لازم است.
٭ قانون گذار بايد به تمام جوانب قانون توجه كند و براي موارد خاص (مانند افراد نابينا و عليل و بيمار) قانون ويژه وضع كند.
٭ معلولين، احساس حقارت نكنند، هيچ حرجي بر آنان نيست.
٭ تكاليف الهي، به مقدار قدرت و توان است.
٭ افراد معذور، از بهشت محروم نمي شوند، به شرط آن كه در حد توان، مطيع باشند.
٭ پيامبر معصوم است، زيرا اطاعت او قرين اطاعت خداست.
٭ ملاك اصلي ورود به بهشت، اطاعت است، گرچه شفاعت هم گاهي كارساز است.
٭ ايماني مورد رضايت خداوند است كه همراه با وفاداري نسبت به پيامبرش باشد.
٭ دين از ساست جدا نيست. رضايت خداوند از مؤمناني است كه در مسائل اجتماعي و سياسي با پيامبرشان بيعت نمايند.
٭ براي ثبت حوادث مهم، نام بردن از نشانه لازم است.
٭ الطاف الهي، مخصوص كساني است كه برخوردهايشان از سر اخلاص و صداقت باشد.
٭ آرامش، هديه اي الهي است كه از طرف خدا، تنها بر مؤمنان نازل مي شود.
٭ نيت خالص و صادقانه، منافاتي با كاميابي هاي مادي ندارد.
٭ وفاداري نسبت به فرستاده الهي، رمز دريافت الطاف دنيوي و اخروي است.
٭ نعمت هاي معنوي، بالاتر از نعمت هاي مادي است.
٭ يك حركت خالصانه از انسان، الطاف متعدد الهي را در پي دارد.
٭ آرامش، مقدمه پيروزي است.
٭ پيروزي ها را از لطف خداوند بدانيم.
٭ اگر تلاش كنيم و خود را مستعد و لايق سازيم، وعده هاي خداوند حكيمانه و بر اعطاي وعده ها، قادر است.
٭ در جنگ و جهاد، كسب غنيمت از دشمن، امري مجاز و از وعده هاي الهي است.
٭ گسترش و توسعه اقتصادي مسلمانان، نعمت و موهبتي الهي و سبب ايجاد انگيزه مي شود.
٭ آنچه مسلمين در امثال خيبر، به عنوان غنايم به دست مي آوردند، تمام وعده هاي الهي نيست.
٭ عجله، در بعضي جاها پسنديده است.
٭ غنايم، آنگاه گواراست كه همراه با امنيت باشد.
٭ دست كشيدن دشمن از شما، يك نعمت الهي است.
٭ حوادث و برخوردها را تلخ نپنداريد، بلكه هر يك در جاي خود نشانه قدرت نمايي خداوند است.
٭ غنيمت، امنيت و هدايت، پاداش مؤمنان است.
٭ مال و ثروت، لغزشگاهي خطرناك است و لطف الهي زماني است كه ثروت همراه با هدايت باشد.
٭ درخواست هدايت به راه مستقيم، همواره لازم است، حتي بعد از بيعت با رسول خدا و پيروزي و كسب غنايم و رضاي خداوند.
٭ وعده دست يابي به غنايم در آينده، بر اساس علم و قدرت الهي است.
٭ به دست آوردن غنايم را به زرنگي خود نپنداريد.
٭ در كنار موفقيت ها، از ضعف هاي خود غافل نشويم.
٭ به وعده هاي خدا ايمان داشته باشيم.
٭ آيات قرآن، بستري براي توكل به خدا و تربيت انسان هاي موحد است.
٭ به وعده كسي بايد تكيه كرد كه پشتوانه قوي داشته باشد.
٭ مسلمانان ضعيف، به عزتي رسيدند كه دشمنان، تاب درگيري با آنان را نداشتند.
٭ هر كس خدا را ندارد، هيچ ياوري ندارد.
٭ حوادث تاريخي، جرقه و تصادف نيست، بلكه يك جريان جاري و از پيش برنامه ريزي شده است.
٭ سنت ها و قوانيني الهي، فراتر از زمان و مكان است و براساس آزمون و خطا نيست، لذا جامع و بدون تغيير است.
٭ قوانين الهي، در طول زمان كهنه و ناكارآمد نمي شود.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون