آیات 24 تا 28 سوره مبارکه فتح
گلبرگ پانصد و چهاردهم
وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا (٢٤)
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَئُوهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (٢٥)
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (٢٦)
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا (٢٧)
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا (٢٨)
24. and it is He who has restrained their hands from you and your hands from them In the midst of Makka, after that He gave you the victory over them. and Allah sees well all that ye do.
25. They are the ones who denied Revelation and hindered you from the sacred Mosque and the sacrificial animals, detained from reaching their place of sacrifice. had there not been believing men and believing women whom ye did not know that ye were trampling down and on whose account a crime would have accrued to you without (your) knowledge, ((Allah) would have allowed you to force your way, but He held back your hands) that He may admit to His Mercy whom He will. if They had been apart, we should certainly have punished the unbelievers among them with a grievous punishment.
26. while the unbelievers got up In their hearts heat and cant - the heat and cant of ignorance,- Allah sent down His tranquillity to His Messenger and to the believers, and made them stick close to the command of self-restraint; and well were They entitled to it and worthy of it. and Allah has full knowledge of all things.
27. truly did Allah fulfil the vision for His Messenger. ye shall enter the sacred Mosque, if Allah wills, with minds secure, heads shaved, hair cut short, and without fear. for He knew what ye knew not, and He granted, besides this, a speedy victory.
28. it is He who has sent His Messenger with guidance and the Religion of truth, to proclaim it over all religion: and Enough is Allah for a witness.
24*و او کسی است که بعد از آن که شما را (در حدیبیه) بر آنان ÷یروز ساخت، در درون مکه نیز دست آنان را از شما و دست شما را از آنان کوتاه کرد و خداوند به هر کاری که می کنید بیناست.
25* آنان کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام و قربانی های نگاه داشته شده را از رسیدن به محل قربانگاه باز داشتند و اگر مردان و زنان با ایمانی در مکه نبودند که به خاطر فرمان حمله آنان را نشناخته پایمال کنید و ناآگاهانه از سوی مسلمین، کشته شده و به شما ضرر برسد (ما فرمان جنگ و حمله به مکه و مبارزه با این کفار را صادر می کردیم، ولی این فرمان را ندادیم) تا خداوند هر کس را بخواهد، در رحمت خود داخل کند. اگر مؤمنان و مشرکان از هم جدا بودند، قطعاً کسانی از اهل مکه را که کفر ورزیدند، به عذاب دردناکی معذب می کردیم.
26* آنگاه که کافران، تعصب، آن هم تعصب جاهلیت را نسبت به شما در قلب های خود جا داده بودند. پس خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و آنان برای صلح آماده شدند و خداوند آنان را به حقیقت تقوی ملزم ساخت که به آن سزاوار و اهل آن بودند و خداوند به همه چیز آگاه است.
27* همانا خداوند، آن رویا را برای پیامبرش به حق تحقق بخشید. شما مسلمین ان شاءالله آسوده خاطر، در حالی که سرهای خود را تراشیده اید و از هیچ کس ترس و وحشتی ندارید، به مسجد الحرام داخل خواهید شد. خداوند چیزی را دانست که شما نمی دانستید، پس غیر از این، پیروزی نزدیکی (در خیبر) برای شما قرار داد.
28* او کسی است که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز کند و کافی است که خداوند گواه این موضوع باشد.
24. C'est Lui qui, dans la vallée de la Mecque, a écarté leurs mains de vous, de même qu'il a écarté vos mains d'eux, après vous avoir fait triompher sur eux. et Allah voit parfaitement ce que vous oeuvrez.
25. ce sont eux qui ont mécru et qui vous ont obstrué le chemin de la Mosquée sacrée [Et ont empêché] que les offrandes entravées parvinssent à leur lieu d'immolation. s'il n'y avait pas eu des hommes croyants et des femmes croyantes (parmi les Mecquoises) que vous ne connaissiez pas et que vous auriez pu piétiner sans le savoir, vous rendant Ainsi coupables d'une action répréhensible... [tout cela s'est fait] pour qu'Allah fasse entrer qui il veut dans Sa Miséricorde. et s'ils [les croyants] s'étaient signalés, nous aurions certes châtié d'un châtiment douloureux ceux qui avaient mécru Parmi [les Mecquois].
26. quand ceux qui ont mécru eurent mis dans leurs coeurs la fureur, [la] fureur de l'ignorance... puis Allah fit descendre Sa quiétude sur son Messager Ainsi que sur les croyants, et les obligea à une parole de piété, dont ils étaient les plus dignes et les plus proches. Allah est Omniscient.
27. Allah a été véridique en la vision par laquelle il annonça à son Messager en toute vérité: vous entrerez dans la Mosquée sacrée Si Allah veut, en toute sécurité, ayant rasé vos têtes ou coupé vos cheveux, sans aucune crainte. il savait donc ce que vous ne saviez pas. il a placé en deçà de cela (la trêve de Hudaybiya) une victoire proche.
28. C'est Lui qui a envoyé son Messager avec la guidée et la religion de vérité [l'Islam] pour la faire triompher sur toute autre religion. Allah suffit comme témoin.

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
٭ ظاهراً مقصود از دست کشیدن هر دو طرف از جنگ، همان صلح حدیبیه است. زیرا مشرکان مکه خود را آماده جنگ کرده بودند و پیامبر اسلام(ص) نیز از مسلمین، بیعت وفاداری گرفته بود و هر دو طرف، دشمن سرسخت یکدیگر بودند.
در صلح حدیبیه، خداوند از یک سو دست تجاوز مشرکین را قطع کرد و از سوی دیگر مؤمنان را از کشتن مشرکان بازداشت که این نیز به دو دلیل، در آن تاریخ نعمت بود: یکی حفظ قداست حرم و مکه که نباید به دست مسلمین ضایع شود و دیگری آتش بس ده ساله ای بود که در قرارداد صلح آمد و در این مدت، جمع بسیاری به مسلمین پیوستند و به خاطر آنکه مسلمانان کسی از آنان را نکشته بودند، در سال بعد، عمره دسته جمعی انجام دادند و سال بعد با هیبت هر چه تمام، مکه را فتح کردند، که تمام این ها از برکات آن صلح بود.
اگر در حدیبیه، نفراتی از مشرکین کشته شده بودند، راه صلح، آتش بس بود و راه عمره در سال های بعد و راه حفظ قداست مکه و شاید راه فتح مکه در آینده بسته شده بود، به همین دلیل، صلح حدیبیه را فتح مبین و راه گشای نفوذ با عزت اسلام و زمینه ساز رشد سریع اسلام دانسته اند.
٭ "معکوف" یعنی حیوانی که برای قربانی نگهداری می کنند. معتکف نیز به کسی گفته می شود که برای هدف مقدسی، خود را پایبند مکان یا چیزی می کند.
"مَعرّه" به معنای ضرر و زیان است و "تَزیّلوا" به معنای تفکیک و جداسازی است.
دلیل پذیرش صلح حدیبیه این بود که اگر خداوند برای نابود کردن کفاری که مانع شما و رسیدن قربانی شما به قربانگاه شدند، فرمان حمله می داد، شما به مکه هجوم برده و مسلمانان بی دفاعی که در آن جا مقیم بودند و شما آنان را نمی شناختید، در زیر هجوم و حمله شما، خونشان به ناحق ریخته می شد و در این صورت شما گرفتار خون بها می شدید، پس یکی از دلایل صلح حدیبیه، حفظ خون مسلمین مقیم در مکه بود.
امام حسن(ع) در مورد دلیل پذیرش صلح با معاویه این چنین فرمود: "فانی ترکته لصلاح الاُمّة و حقن دمائها" من جنگ را رها کردم به خاطر مصلحت امت و حفظ خون آنان.
حساب مسلمانان مستضعف که شما نشناخته آنان را بکشید، از حساب مسلمانانی که آگاهانه خود را در جبهه کفر و سپر کفار قرار داده اند جداست، در بخش اول آیه(25) می فرماید: نباید حمله کرد، اما در بخش دوم، کشتن مسلمانانی که خود را سپر کفر قرار داده اند، جایز است.
٭"حمیّت" به معنای گرمی و داغی است و به خشم و تعصب داغ نیز اطلاق می شود. تعصب اگر براساس جهالت باشد، نکوهیده ولی اگر براساس غیرت دینی و پافشاری بر حق و منطق باشد نیکوست.
در ماجرای صلح حدیبیه، حضرت علی(ع) به فرمان پیامبر(ص) صلح نامه را با "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز کردند، مشرکان گفتند که ما قبول نداریم و حضرت، آن را به "بسمک الّلهم" تغییر دادند، سپس مشرکان از کلمه «رسول الله» ایراد گرفتند که باید حذف شود. بار دیگر پیامبر(ص) این برخورد را با آرامش پذیرفت و لقب «رسول الله» را حذف کردند، این نمونه حمیت مشرکان و نزول سکینه بر حضرت و یارانش بود.
اسلام به فرهنگ جاهلیت مبارزه می کند؛ "ظنّ الجاهلیّة" ، "تبرّج الجاهلیّة" و "حمیّة الجاهلیّة".
دل انسان، هم مرکز ارتباط با خدا و رشد و فضایل است و هم بستر رشد مفاسد:
رشد معنوی: "تطمئنّ قلوبهم بذکر الله" ، "انزل السکینة فی قلوب المؤمنین" و الّف بین قلوبکم".
رشد منفی: "سنلقی فی قلوب الّذین کفروا الرُعب" ، "یطبع الله علی قلوب الکافرین" و "اشمأزت قلوب الّذین لا یؤمنون".
گاهی چند نفر خود را برای کاری کاندید می کنند، در این جا ممکن است یکی نسبت به دیگری اولویت داشته باشد، در حالی که هیچ کدام اهلیت آن کار را نداشته باشند، اما گاهی یکی هم اهلیت دارد و هم اولویت "احقّ بها و اهلها".
در حدیث می خوانیم که مراد از "کلمة التقوی" ایمان است.
٭در سال ششم هجری پیامبر اکرم(ص) در خواب دیدند که مسلمانان، آسوده خاطر وارد مسجد الحرام شده، در حالی که سرهای خود را تراشیده و کوتاه کرده اند مراسم عمره انجام دادند. بعد از این خواب بود که پیامبر همراه مسلمانان به قصد انجام مراسم حرکت کرده و تا پشت دروازه های مکه در حدیبیه رفتند. کفار از ماجرا آگاه شده و راه را بر آنان بستند و تصمیم بر کشتار مسلمین گرفتند. پیامبر(ص) نیز از مسلمین پیمان وفاداری گرفتند، خداوند برای مسلمانان، صلح پیش آورد، زیرا در این هجوم، بعضی از مسلمانان مقیم مکه که ناشناخته بودند، به ناحق کشته می شدند و مسلمانان ناخواسته گرفتار پرداخت دیه و زخم زبان کفار شده و بسیاری در آتش فتنه می سوختند، در این صلح برکاتی بود و در این مدت گروه زیادی به اسلام ملحق شدند.
اما بعضی از مسلمانان نگران بودند که چرا خواب پیامبر اکرم(ص) تعبیر نشد؟ حضرت(ع) فرمودند: لازم نیست این خواب در این سال تعبیر و محقق شود.
به هر حال مسلمین به مدینه بازگشتند و طبق قرار داد صلح نامه، در سال بعد سه روز مکه را خالی کردند و مسلمانان را آسودگی خاطر اعمال عمره را با شکوه فراوان انجام دادند. البته کفار پیمان شکستند و در سال هشتم هجری مکه را بدون خون ریزی فتح کردند.
آیات 11، 15، 16 با جملات "سیقول المخلّفون" و "ستدعون" از آینده خبر داد، همان گونه که این خواب نیز از آینده خبر می دهد.
"فتح قریب" می تواند فتح خیبر یا مکه باشد و می تواند صلح حدیبیه باشد که در حقیقت برای مسلمین یک پیروزی به حساب می آمد.
در حدیث می خوانیم که حضرت علی(ع) فرمود: خداوند تراشیدن سر را مقدم بر کوتاه کردن مو ذکر کرد، بنابراین تراشیدن از کوتاه کردن بهتر است.
٭وعده غلبه اسلام بر همه ادیان، بارها در قرآن تکرار شده است. این غلبه، هم می تواند از جهت علمی و منطقی و غلبه در استدلال باشد، که همیشه بوده و هم می تواند اشاره ای به آینده تاریخ باشد که اسلام جهان را فراخواهد گرفت و وارثان زمین، بندگان صالح خواهند بود، چنان که قدرت اسلام در نیم قرن اول هجری، بخش بزرگی از زمین را فراگرفت.
آینده تاریخ از نظر ما بسیار روشن و قطعی است و با ظهور حضرت مهدی(ع) و آخرین امام معصوم، از اهل بیت پیامبر(ص)، دنیا پر از عدل و داد خواهد شد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
٭ سنت خداوند در مورد لطف به مؤمنان، قطعی و حتمی است.
٭ تمام پیروزی ها و پیشرفت ها، به تدبیر و اراده الهی است.
٭ در امام ماندن از دشمن، آن هم در میان دشمن، نعمتی بزرگ است.
٭ گاهی صلح، نشانه پیروزی است.
٭مشرکان مکه با آن همه کفر و عناد، به صلح با مسلمانان تن دادند.
٭ قربانی در مناسک حج، جایگاه ویژه ای دارد. (یکی از جرم های کفار، جلوگیری از رسیدن قربانی به قربانگاه ذکر شده است).
٭ فلسفه جنگ یا صلح خود را برای پیروان بیان کنید. (فرمان های الهی دارای دلیل و فلسفه است و دلیل صلح حدیبیه این بود که مسلمانان ناشناخته کشته نشوند).
٭ رعایت مسئله اهم و مهم، یک قانون عقلی، شرعی و عرفی است. (آری، در شرایطی حفظ خون مسلمانان، مهم تر از حمله به کفار است).
٭ خون مسلمان محترم است و مرد و زن ندارد.
٭ آسیب رساندن به مسلمین حتی از روی ناآگاهی، دارای مسئولیت است.
٭ خداوند، خواهان دور ماندن ساحت مؤمنان از هر لکه ننگ و بد نامی است.
٭ حمله به گروهی که در میان آنان بی گناهانی هستند، جایز نیست.
٭ رهبری جامعه اسلامی باید همه جوانب و آثار و عوارض فرمان خود را محاسبه کند. (فرمان شتاب زده سبب شنیدن زخم زبان از دیگران می شود).
٭ بهانه به دست دشمن ندهید.
٭ گاهی صلح، زمینه گسترش اسلام می شود.
٭ کفار، مستحق عذاب حتمی الهی هستند.
٭تعصب جاهلیت، عامل بستن راه مسجد بر مؤمنان است.
٭ آن چه انسان را در برابر تعصب های جاهلی حفظ می کند، سکینه و آرامش است.
٭ مفاسد اخلاقی، در بستر کفر رشد و نمو می کند و ایمان به خدا مانع رشد غرایز منفی است.
٭ تعصب و ایستادگی، اگر همراه با استدلال و منطق باشد، ارزش دارد، آن چه مورد انتقاد است، خشم و تعصب برخاسته از جاهلیت است.
٭ در مقابل رفتار جاهلانه، نباید مقابله به مثل کرد.
٭ خداوند مؤمنین را در برابر کینه ها و تعصب ها، تنها نمی گذارد.
٭ آرامش و سکینه را با مال و مقام و تعداد و نفرات، نمی توان تحصیل کرد، بلکه هدیه الهی است.
٭ همین که خدا و رسول، صلح را در حدیبیه از هجوم و جهاد بهتر دانستند، مؤمنان باید به آن ملتزم و پایبند باشند.
٭ تقوایی ارزش دارد که دائمی باشد نه موسمی.
٭ برای دریافت الطاف الهی، باید اهلیت و لیاقت توسط خود افراد به وجود آید.
٭ اولویت ها، با شعار و توقع نیست، بلکه باید از سرچشمه علم انتخاب شود.
٭خواب انبیا، از خواب هایی است که حتماً محقق می شود.
٭ ورود حتمی مسلمانان به مسجد الحرام در حال آرامش، یک پیشگویی بود که به تحقق پیوست و از جلوه های اعجاز قرآن است.
٭ با این که رویا از پیامبر است، اما در خبر دادن از هر امری که در آینده واقع می شود، گفتن «ان شاء الله» لازم است.
٭تراشیدن سر و کوتاه کردن مو و ناخن، از اعمال حج و عمره است.
٭ امنیت ظاهری کافی نیست، آرامش درونی نیز لازم است.
٭ انسان، از آثار و برکات، یا خطرات و عوارض تصمیم های خود آگاه نیست و باید مطیع فرمان خدا باشد.
٭ چه بسا صلحی که مقدمه پیروزی باشد.
٭غلبه حق بر باطل، آرمانی است که تنها خداوند می تواند آن را محقق سازد.
٭ رمز پیروزی اسلام، هدایت الهی و حقانیت راه است.
٭ در شرایط سخت، نوید و امید دادن لازم است.
٭ تمام ادیان گذشته، برای برهه ای از زمان بوده است.
٭ قرآن از آینده تاریخ خبر می دهد.
٭ پذیرش مردم مهم نیست، گواهی خداوند کافی است.
٭ اگر به الوهیت او ایمان دارید، به وعده های او نیز اعتماد کنید.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون