گلبرگ پانصد و نوزدهم

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (١٦)إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ (١٧)مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ (١٨)وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ (١٩)وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ (٢٠)وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ (٢١)لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ (٢٢)وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ (٢٣)أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ (٢٤)مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ (٢٥)الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ (٢٦)قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِنْ كَانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ (٢٧)قَالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ (٢٨)مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ (٢٩)يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلأتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ (٣٠)وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (٣١)هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (٣٢)مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ (٣٣)ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (٣٤)لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (٣٥)

16. it was we who created man, and we know what dark suggestions His soul makes to him: for we are nearer to Him than (His) jugular vein. 17. Behold, two (guardian angels) appointed to learn (his doings) learn (and noted them), one sitting on the right and one on the left. 18. not a word does He utter but there is a sentinel by him, ready (to note it). 19. and the stupor of death will bring truth (before His eyes): "This was the thing which Thou wast trying to escape!" 20. and the trumpet shall be blown: that will be the Day whereof warning (had been given). 21. and there will come forth every soul: with Each will be an (angel) to drive, and an (angel) to bear witness. 22. (it will be said:) "Thou wast heedless of this; Now have we removed Thy veil, and sharp is Thy sight This day!" 23. and His companion will say: "Here is (his Record) ready with me!" 24. (the sentence will be:) "Throw, throw into Hell every contumacious Rejecter (of Allah.!- 25. "Who forbade what was good, transgressed all bounds, cast doubts and suspicions; 26. "Who set up another god beside Allah. throw Him into a severe penalty." 27. His companion will say: "Our Lord! I did not make Him transgress, but He was (himself) far astray." 28. He will say: "Dispute not with Each other In My presence: I had already In advance sent you Warning. 29. "The word changes not before me, and I do not the least injustice to My Servants." 30. one Day we will ask Hell, "Art Thou filled to the full?" it will say, "Are there any more (to come)?" 31. and the Garden will be brought nigh to the righteous,- no more a thing distant. 32. (A voice will say:) "This is what was promised for you,- for every one who turned (to Allah. In sincere repentance, who kept (his law), 33. "Who feared ((Allah)) Most gracious Unseen, and brought a heart turned In devotion (to him): 34. "Enter ye therein In peace and security; This is a Day of eternal Life!" 35. there will be for them therein all that They wish,- and more besides In Our Presence.

16-و همانا ما آدمي را آفريديم و آنچه را نفس او وسوسه مي كند مي دانيم ، و ما به او از رگ گردن نزديكتريم به احاطه علمي. 17-آنگاه كه آن دو فرشته فراگيرنده از جانب راست و از جانب چپ آدمي نشسته اعمال او را فرا ميگيرند.  18-هيچ سخني برزبان نيارد مگر آنكه در نزد او نگهباني آماده است. 19-و بيهوشي مرگ براستي فرا رسد ، اين است آنچه از آن مي گريختي . 20- و در صور دميده شود ، اين است روز وعده عذاب روز رستاخيز-. 21- و هر كسي مي آيد در حالي كه با او فرشته راننده اي و فرشته گواهي دهنده اي هست. 22- خداي فرمايد : هر آينه از اين غافل بودي ،‌پس ما پوشش تو را از ديده تو برداشتيم تا آنچه به خبر مي شنيدي خود ببيني از اين رو امروز چشمت تيز بين است زيرا در آنچه ميبيني شك نمي كني 23- و همنشين او فرشته نگهبان او- گويد : اين است آنچه نزد من آماده است نامه اعمال .- 24- و به آن دو فرشته ندا آيد : هر كافر ستيهنده سركش را در دوزخ افكنيد . 25-هر بازنده از نيكي و تجاوزگر شك دار را. 26- آن كه با خداي يكتا خدايي ديگر گرفت ، پس او را در عذاب سخت بيفكنيد. 27-شيطان همنشين او گويد : پروردگارا، من او را به سركشي و نافرماني وا نداشتم وليكن او خود در گمراهي دوري بود .  28- خدا فرمايد : نزد من ستيزه مكنيد ، كه همانا وعده عذاب را پيش از اين به شما داده بودم. 29- سخن نزد من وعده و وعيد من- دگرگون نشود و من به بندگان هرگز ستم نمي كنم . 30- روزي كه دوزخ را گوييم : آيا پر شدي ؟ و گويد : آيا بيش از اين هم هست ؟ 31- و بهشت را براي پرهيزگاران نزديك آرند و دور نباشد. 32- اين است آنچه نويد داده ميشديد، به هر بازگردنده به خدا نگهدار فرمان خدا  33- آن كسي كه در نهان از خداي رحمان بترسد و با دلي بازگردنده به سوي او آيد . 34- به سلامت در آن (بهشت) در آييد. اين است روز جاوداني 35- ايشان راست در آن هر چه خواهند و نزد ما فزوني است- افزون بر آنچه خواهند .-

16. nous avons effectivement créé l'homme et nous savons ce que son âme Lui suggère et nous sommes plus près de Lui que Sa veine jugulaire 17. quand les deux recueillants, assis à droite et à gauche, recueillent. 18. il ne prononce pas une parole sans avoir auprès de Lui un observateur prêt à l'inscrire. 19. L'agonie de la mort fait apparaître la vérité: ‹Voilà ce dont Tu t'écartais›. 20. et l'on soufflera dans la Trompe: voilà le Jour de la menace. 21. alors chaque âme viendra accompagnée d'un conducteur et d'un témoin. 22. ‹Tu restais indifférent à cela. et bien, nous ٍtons Ton voile; Ta vue est perçante aujourd'hui. 23. et son compagnon dira: ‹Voilà ce qui est avec Moi, Tout prêt›.. 24. ‹Vous deux, jetez dans l'Enfer Tout mécréant endurci et rebelle, 25. acharné à empêcher le bien, transgresseur, douteur, 26. celui qui plaçait à cٍté d'Allah une autre divinité. jetez-le donc dans le dur châtiment›. 27. son camarade (le Diable) dira: ‹Seigneur, ce n'est pas Moi qui l'ai fait transgresser; mais il était déjà dans un profond égarement›. 28. alors [Allah] dira: ‹Ne vous disputez pas devant moi! alors que Je vous ai déjà fait part de la menace. 29. chez Moi, la parole ne change pas; et Je n'opprime nullement les serviteurs›. 30. le Jour où nous dirons à l'Enfer; ‹Es-tu rempli?› il dira: ‹Y en a-t-il encore›? 31. le Paradis sera rapproché à proximité des pieux. 32. ‹Voilà ce qui vous a été promis, [ainsi qu'] à Tout homme plein de repentir et respectueux [des prescriptions divines] 33. qui redoute le Tout Miséricordieux bien qu'il ne le voit pas, et qui vient [vers Lui] avec un coeur porté à l'obéissance. 34. Entrez-y en toute sécurité›. voilà le Jour de l'éternité! 35. il y aura là pour eux Tout ce qu'ils voudront. et auprès de nous il y a davantage encore.

التماس دعا

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      «وسوسه، در لغت به معناي صداي آهسته است و در اصطلاح ،‌كنايه از افكار ناپسندي است كه بر دل انسان مي گذرد.

v      كلمه «وريد» از ريشه ي «ورود» به معناي رفتن به سراغ آب است . از آنجا كه اين رگ ،‌شاهراه گردش خون ميان قلب و ديگر اعضاي بدن است ، آن را «وريد» گفته اند .

v      سرچشمه وسوسه سه چيز است : الف-نفس 2- شيطان ج- بعضي انسان ها و جنيان.

v      علم خداوند به امور ما به دو علت است : الف – چون آفريدگار ماست و خالق ، مخلوق خود را مي شناسد . ب- چون بر ما احاطه دارد ،‌لذا علم خدا دقيق ، گستره و بي واسطه است.

v      ريشه ي شك در معاد دو چيز است : يكي اينكه خدا از كجا مي داند هر كس چه كرده و ذرات او در كجاست؟ ديگر اينكه از كجا مي تواند دوباره بيافريند ؟ آيه 16 به هر دو جواب ميدهد : مي تواند ، چون قبلا انسان را آفريده است ، مي داند چون وسوسه هاي ناديدني را هم مي داند.

v      تعبير «قعيد» كنايه از آن است كه دو فرشته همواره با انسانند و در كمين او نشسته اند ، نه آنكه دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشسته باشند.

v      كلمه « رقيب» به معناي مراقب و ناظر، «عتيد» به معناي آماده به خدمت، «سكره» به معناي حالتي است كه هوش و عقل از انسان زايل شود ، و كلمه «تحيد» به معناي عدول كردن و فرار نمودن است.

v      وحشت و اضطراب انسان در هنگام مرگ به قدري است كه قرآن از آن به «سكره الموت» تعبير نموده است ، چنانكه در قيامت نيز ،‌هول دادگاه الهي ، انسان را دچار چنان حالتي مي سازد كه به تعبير قرآن : مردم را همچون افراد مست، عقل پريده و بي اراده مي بيني.

v      توجه به زير نظر بودن انسان و ثبت كليه اعمال او و توجه به لحظه مرگ و حضور در قيامت، هشداري بزرگ و زمينه ساز تقواي الهي است .

v      در قيامت مراحل طبيعي يك دادگاه طي مي شود تا حكم صادر شود : ابتدا حضور شاهد «سائق و شهيد» پس از آن ، محاكمه و تفهيم جرم و سپس صدور حكم.

v      كلمه «عتيد» اشاره به نظم و ضبط دقيق فرشتگان داردو «عنيد» به معناي لجوج و عنود ،«منّاع» بع معناي بخيل و «مريب» به كسي گويند كه ديگران را به شك مي اندازد، آن هم شكي همراه با بدبيني .

v      واژه «كفار» بيانگر اوج و عمق كفر در وجود يك انسان است كه طبيعتا از عناد و لجاجتي سخت حكايت دارد. كفري كه او را از هر چيزي باز مي دارد، به ستم و تجاوز مي كشاند و در ديگران نيز نسبت به حقانيت راه خدا ترديد ايجاد مي كند . طبيعي است كه پايان كار چنين فردي ، دوزخ و عذاب سخت است.

v      امام صادق(ع) فرمودند: منظور از قرين در اين آيات ، شيطان است ، آري در جاي ديگر نيز مي خوانيم : شيطان ، قرين بعضي از خلافكاران مي گردد.

v      جهنم همواره مي گويد: «هل من مزيد» ، چنانكه جهنميان نيز در دنيا پرستي و مال و مقام و خوردن اموال مردم ،‌«هل من مزيد» مي گفتند.

v      «خشيت» به آن خوف و ترسي گفته مي شود كه برخاسته از معرفت و عظمت خداوند باشد.

v      در قرآن از سه نوع قلب سخن به ميان آمده است : الف- قلب سليم ،‌كه از شرك ،‌نفاق و كينه و عيوب ديگر سالم باشد . ب- قلب منيب، كه بعد از لغزش ، به درگاه خدا انابه ميكند. ، ج- قلب مريض ، كه در آن نفاق و ناباوري نسبت به معارف الهي است و اگر به حال خود رها شود ، مرض او روز به روز گسترده تر مي شود.

v      به دوزخيان وعيد عذاب داده شده و آنان را تهديد مي كنند، ولي به بهشتيان نويد بشارت داده مي شود.

v      با شكستن يك يا چند با توبه از رحمت خدا مايوس نشويم و كنار هر لغزشي يك عذب خواهي جدي كنيم . «اوّاب» كسي است كه پي در پي عذر خواهي و توبه مي كند.

v      رسول خدا(ص) به ابن مسعود فرمود: اي پسر مسعود ! از دا در نهان چنان بيمناك باش كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند.

v      چهار كمال براي متقين بيان شد : «اواب»، توبه كار ، «حفيظ» حافظ خود و حدود الهي ،«خشيت» ترس از خدا، «قلب منيب» داراي دلي خاضع و خاشع و براي بهشت چهار ويژگي عنوان شده است: ( سلام، خلود، ما يشاءون، لدينا مزيد) امنيت  و سلامتي ،ابديت و جاودانگي ، تنوع و كاميابي ، گستردگي و وسعت نعمت ها.

v      نعمت هاي دنيا معمولا داراي آفاتي است كه در بهشت نيست : 1- همراه با دردسر و رنج است ، اما در بهشت هيچ گونه نگراني و رنجي نيست ،‌2- موقت است ، ولي بهشت دائمي است ،‌ 3- نوع آن محدود است ، اما در بهشت هرچه بخواهند هست 4- مقدار آن انتها دارد ، اما در بهشت رو به فزوني است.

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      آفرينش هر موجود ، گواه بر قدرت آفريدگار بر آفرينش مجدد است. اگر آفريدن اول ممكن بود، خلقت دوباره نيز ممكن است.

v      در گفتگو با مخالف ، كوتاهترين و رساترين كلمات را به كار ببريد.

v      كافران، دليلي بر انكار معاد ندارند ، تنها شك و ترديد است.

v      اگر مي خواهيد عقيده اي سالم داشته باشيد بايد وسوسه ها را از خود دور كرده و نفس خود را اصلاح كنيد.

v      علم و احاطه خداوند به بشر، در طول حيات اوست.

v      با اينكه خداوند متعال ، خود شاهد بر اعمال و افكار انسان است ، اما تشكيلات الهي حساب و كتاب دارد و فرشتگاني دائما مشغول ثبت اعمال هستند.

v      انسان،‌نه فقط در برابر كردار ،بلكه در برابر گفتار خود مسئول است و مورد محاسبه قرار ميگيرد.

v      سكرات مرگ براي همه است و فرار از مرگ ويژگي طبيعي انسان است

v      در قيامت ، نه توان فرار و نه توان انكار است.

v      انسان با اعمال خويش ، براي خود پرده غفلت به وجود مي آورد.

v      دنيا ، دار غفلت و آخرت ، سراي هوشياري است.

v      ملاك در قيامت، عملكرد انسان است ، از هر نژاد و قبيله اي كه باشد.

v      كفرو شرك ، سرچشمه ارتكاب مفاسد است .

v      دوزخ، دركات و طبقات مختلفي از عذاب را در خود دارد.

v      دوست و رفيق بد ، انسان را به كجا مي كشاند، انساني كه مي تواسن با ابرار همنشين باشد، همراه و همنشين شيطان گرديده است.

v      ابليس در قيامت از خود سلب مسئوليت مي كند و از منحرفان تبري ميجويد.

v      ابليس كار خود را تنها در محدوده دعوت و وسوسه مي داند ، نه اجبار مردم.

v      دوزخيان در قيامت با ابليس جدال و تخاصم دارند.

v      قهر خدا، بعد از اتمام حجت است.

v      دوزخ داراي نوعي شعور است و مخاطب خداوند قرار مي گيرد و سوال الهي را پاسخ مي دهد.

v      در تربيت ،‌بايد در كنار تهديد ،‌تشويق نيز باشد.

v      گناهكاران را به توبه تشويق كنيد.

v      راه دريافت بهشت ، بازگشت به راه خدا و در راه قرار گرفتن است .

v      انسان غير معصوم ، گرفتار گناه مي شود ، مهم بازگشت و توبه است.

v      رحمت الهي ، نبايد عامل غرور گردد ، بلكه بايد همواره دغدغه و خشيت داشت.

v      سرچشمه انابه به درگاه خداوند، معرفت مقام الهي و خشيت از اوست.

v      بيم و خشيت الهي در دنيا ، سبب ايمني در آخرت است.

v      به دوزخيان فرمان داده مي شود كه نزد خداوند سخني نگويند ، ولي خداوند و فرشتگان به اهل بهشت سلام مي كنند .

v      از بهترين نويد ها ، بشارت به جاودانگي و زوال ناپذيري نعمت ها در بهشت است.

v      كسي كه در دنيا از هوسها گذشت ، در بهشت به آرزو ها و خواسته هايش مي رسد.

v      لطف خداوند به بهشتيان ، فراتر از خواسته ها و انتظارات ايشان است.