سيماي سوره نجم

اين سوره شصت و دو آيه دارد و در مكه نازل شده و از سوره هايي است كه داراي سجده واجب مي باشد .

نام اين سوره برگرفته از آيه اول است كه خداوند به ستارگان ياد مي كند.

دراين سوره به جايگاه وحي و شيوه نزول آن بر دل پيامبر اشاره شده و همچون سوره اسراء ،‌معراج پيامبر به آسمان ها مطرح شده است . بخش ديگري از سوره ، به رسوم خرافي مشركان در مورد بت ها و عبادت فرشتگان پرداخته و آنها را محكوم كرده است.

اما روح حاكم بر سوره ، توجه به قيامت و حالات نيكان و بدان است كه معيار كيفر و پاداش الهي واقع مي شود.

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      «هوي» به معناي تمايل به سقوط است و هواي نفس ، همان خواسته هايي است كه انسان را به سقوط مي كشاند. «ضلّ» به معناي انحراف از مسير مستقيم است و «غَوي» به انحرافي گفته ميشود كه از عقيده باطل برخاسته باشد.

v      «صاحب» به معناي دوست و ياور است . اين واژه در قرآن ، چندين بار درباره پيامبر اسلام(ص) آمده است ، زيرا برخورد پيامبر با مردم ، صميمي ،‌دلسوزانه و دوستانه بود.

v      آخرين كلمه در سوره قبل (طور) ،‌«نجوم» بود و اولين كلمه اين سوره ، «نجم» است .

v      به مظاهر طبيعت چون نشانه خدا هستند ، مي توان سوگندياد كرد.

v      مراد از (والنجم اذا هوي) ،‌يا هنگام طلوع خورشيد در هر صبح است كه نور ستارگان بي فروغ مي شود و يا هنگام برپايي قيامت است كه ستارگان سقوط كرده و افول مي كنند.

v      در مدار توحيد ،‌خداوند و پيامبرانش در مقام تاييد يكديگرند . خداوند ،‌پيامبر را از هر گونه انحراف منزه مي داند، و پيامبر نيز خدا را تنزيه مي نمايد.

v      خداوند در معرفي قران فرمود :(ذلك الكتاب لاريب فيه) و در معرفي پيامبر فرمود :(ماينطق عن الهوي) ، تاحجت بر مردم تمام شده و جاي هيچ گونه ترديد باقي نماند.

v      قران،‌خطاب به منحرفان مي فرمايد : شما مدت زيادي همنشين و مصاحب پيامبر بوديد و خوب ميدانيد كه او انحراف ندارد.

v      امتياز رهبران الهي از رهبران بشري در چند چيز است : سابقه انحراف فكري ندارند ،‌سابقه ي گناه و فسق در عمل ندارند،‌دلسوز و مردمي هستند ، مغلوب هوسهاي خود و ديگران نيستند.

v      مرحوم صدوق در امالي ، در مورد اينكه رضايت همه مردم كسب نمي شود و زبان مردم قابل كنترل نيست ، مي فرمايد : بعضي از مردم حتي به رسول اكرم(ص) نسبت هوي و هوس مي دادند و خداوند از حضرت دفاع كرد و فرمود : ماينطق عن الهوي

v      در حديث ميخوانيم كه حمزه از پيامبر اكرم(ص) پرسيد : چرا تمام درهايي كه به مسجد باز بود مسدود كردي جز در خانه علي را؟ حضرت آيات اول سوره نجم را تلاوت فرمود: (ان هو الا وحي يوحي)‌،يعني من بر اساس فرمان الهي چنين كردم.

v      در پاسخ كفار كه ميگفتند : (ان هذا الا اساطير الاولين) قرآن جز افسانه هاي پيشينيان نيست، خداوند با قاطعيت مي فرمايد :(ان هو الي وحي يوحي ) سخنان او جز وحي نيست .

v      گرچه قرآن ، كتاب شعر نيست و آيات آن ، حكم بيت هاي شعر را ندارد ،‌اما از نظم خاصي در كلمات و عبارات برخوردار و قرائت آن زيبا و موزون است.

v      «مِرَّه» به معناي تابيده شده و محكم است و در قدرت و توانايي به كار مي رود ، چنانكه رسول خدا (ص) فرمود : صدقه بر «مره» و «سوي» حلال نيست ، يعني بر افراد توانمند ،‌ صدقه روا نيست .

v      «دني» يعني نزديك شد ، ولي «تدلي» يعني خيلي نزديك شد تا جايي كه از شدت نزديكي وابسته شد.

v      «قاب» معادل كلمه مقدار و «قوس» به معناي كمان است. تعبير به «قاب قوسين » كنايه از شدت نزديكي و تقرب پيامبر به خداوند به هنگام نزول وحي است.

v      در اينكه مراد از «شديد القوي» خداوند است يا جبرئيل ،‌بحث و گفتگو است ، ولي اين عنوان در موراد ديگر فقط براي خدا آمده است .

v      در تفسير روح المعاني آمده است : در جاهليت ، هنگامي كه دو نفر هم قسم ميشدند ، كمانهاي خود را در كنار هم قرار مي دادند و زه آن را مي كشيدند و هر دو يك تير مي انداختند ،‌كنايه از آن كه هر دو يكي شده اند.

v      فرشته ، در افق اعلي نيست ،‌بلكه در افق مبين است و پيامبر مي تواند او را مشاهده كند.

v      خداوند مكان ندارد و منظور از افق اعلي (ناحيه برتر)‌،مكان خاصي نيست ، بلكه مراد اوج بلند مرتبگي و كنايه از احاطه و تسلط همه جانبه است.

v      وحي در زمين با واسطه است ، جبرئيل ،‌قرآن را بر قلب تو نازل كرد . اما در اينجا كه سخن از معراج پيامبر است فرمود : (فاوحي الي عبده ما اوحي) يعني در آسمان ها ديگر خبري از واسطه نيست.

v      از امام سوال كردند : آيا پيامبر در معراج پروردگارش را ديد؟ حضرت فرمودند : خدا را به قلبش مشاهده كرد .

v      «تمارونه» از «مراء» به معناي جدال همراه با شك و ترديد و «نزله» به معناي يكباره نازل شدن است . «سدره المنتهي» نام مكاني نزديك بهشت موعود است كه مالامال از الطاف الهي است و به گفته روايات جز شخص پيامبر اسلام كسي از آن بالاتر نرفته است.

v      در حديث مي خوانيم كه رسول خدا(ص) فرمودند : من جبرئيل را نزد سدره المنتهي ديدم . جبرئيل به پيامبر گفت : انتهاي حدي كه خداوند براي من گذارده همين جاست و اگر بيشتر از آن بيايم ، بالهايم خواهد سوخت.

v      پيامبر اكرم از هر چهت معصوم است.

v      خداوند قادري كه بشر را به اوج آسمان ها مي برد و آيات بزرگ خود را به او نشان مي دهد كجا ، و بت هاي سنگي و بي خاصيت كجا

v      در قرآن نام نه بت آمده است :«لات» ، «عزي» ، «مناه» در اين سوره «بعل» در صافات «ود» ، «سواع» ، «يعوق» ، «يغوث» و «نسر» در سوره نوح.

v      منظور از «سلطان» در قرآن ، دليل و برهان است كه مايه سلطه علمي مي گردد.

v      بت پرستان ،‌هر يك از بت ها را مظهر امري مي دانستند ،‌يكي را مظهر قدرت ، يكي علم ،‌يكي محبت ،‌يكي خشم و ... قرآن مي فرمايد : اين عناوين و القاب دهان پر كن ، هيچ خاصيتي ندارد.

v      «تمني» به معناي آرزو است ، خواه امر ممكن يا محال ، منطقي يا بي اساس . اما «رجا» در مورد آرزوهاي شدني ، «طمع» در مورد آرزوهايي كه حصول آن نزديك است و «امل» در مورد آرزوهايي كه بدست آوردنش مشكل باشد بكار مي رود.

v      اسلام براي اصلاح رفتار ، سرچشمه افكار را اصلاح مي كند. براي اينكه به اميد كسب عزت و قدرت به سراغ اين و آن نرويم مي فرمايد : تمام عزت ها از اوست .

v      هستي به اراده خداوند مي چرخد نه به آرزوي ما . امام علي (ع) مي فرمايد : خدا را از اين راه شناختم كه برخي تصميم هاي بشر را فسخ و برخي عهد هاي او را نقض مي كند ، يعني هستي با اراده او مي چرخد نه با تصميم ما.

v      امام صادق (ع) فرمودند: نه فرشته و نه پيامبر ، در برابر قهر الهي ، نمي توانند شما را نجات دهند، هركس انتظار شفاعت دارد ، در جستجوي رضاي خدا باشد.

v      سوال : آيا شفاعت يك نوع پارتي بازي نيست ؟ پاسخ : هرگز زيرا : الف – كسي مورد شفاعت قرار ميگيرد كه با فكر و عمل ،‌براي خود استحقاق شفاعت را ايجاد كرده باشد بنابراين خلاف پارتي ، شفاعت قانون و ضابطه دارد. ب- در شفاعت ،‌حقي از بين نمي رود ولي در پارتي بازي حقوق ديگران ضايع مي شود. ج- شفاعت كننده ، از شفاعت شونده انتظاري ندارد ، برخلاف پارتي بازي كه شخصي كه كار را انجام داده است ، انتظاراتي دارد.

v      «لمن يشاء» را دوگونه مي توان معنا كرد : الف- هر كسي را كه خدا بخواهد به او اجازه شفاعت كردن مي دهد. ب- هر كسي را كه خدا بخواهد به او اجازه شفاعت شدن مي دهد.

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      حركت ستاره ها به سوي افول و انهدام است و در آينده متلاشي مي شوند.

v      در راه تبليغ دين ، تهمت ها بسيار است ، ولي خداوند دفاع مي كند.

v      انبيا عمري در ميان منحرفان بودند، ولي منحرف نشدند و اين خود يك نشانه عظمت است.

v      كرات بزرگ آسمان منهدم شدني است ، ولي پيامبر و سخنان او ،‌همچنان استوار است.

v      فرمان و سخن پيامبر ، حجت و لازم الاجراست.

v      پيامبر اكرم (ص) نه در گذشته انحراف داشته و نه در آينده انحرافي خواهد داشت.

v      هرچه مقام و مسئوليت بالاتر باشد ، تضمين بيشتري براي سلامت مسئول لازم است.

v      در مديريت ،‌بايد از افراد پاك ،‌دفاع و دامن آنها از تهمت پاك گردد.

v      سخن پيامبر ، نه برخواسته از تمايلات شخصي و نه برخاسته از محيط اجتماعي است.

v      دين به قدري ارزش دارد كه بايد معلم آن ،‌خداوندي باشد كه داراي قدرت بي نهايت است ، و شاگرد آن ، پيامبري باشد بي لغزش و معصوم

v      دريافت علوم الهي ،‌نيازمند ظرفيت خاصي است.

v      يكي از راه هاي شناخت افراد ، شناخت استاد است.

v      تنها خداوند قدرتمند ترين است ، قدرت هاي غير الهي سست است.

v      برنامه الهي براي بشر ، بسيار محكم و كامل است.

v      تقرب به خدا مرحله به مرحله و گام به گام است و قرب به خداوند ، محدوديت ندارد

v      پيامبر اكرم (ص) هم در دريافت وحي معصوم است و هم در ابلاغ آن

v      افراد بي ايمان، تحمل باور كردن مكاشفات و دريافت هاي اولياي خدا را ندارند .

v      بالاتر از بهشت نيز وجود دارد.

v      حق چشم ، آن است كه نه انحراف ببيند و نه زياده.

v      چشمي توان ديدن آيات بزرگ الهي را دارد كه واقع بين و حق بين باشد.

v      ايات الهي به قدري گسترده است كه حتي اشرف مخلوقات ، تنها گوشه اي از آن را ميبيند.

v      نگاه بايد هدفدار باشد.

v      مبلغ بايد از عوامل انحراف و وسايل آن آگاه باشد.

v      ذكر نام عوامل انحرافي و محكوم كردن آن ، در كتاب مقدس مانعي ندارد، بلكه ضرورت دارد چون كتاب هدايت است.

v      هرچه را براي خود نمي پسنديد براي ديگران نپسنديد.

v      تبعيض ميان دختر و پسر ، نوعي بي عدالتي است.

v      نياكان، فرهنگ سازان نسل بعد از خود هستند.

v      شرك، برخاسته از خيال پردازي و موهوم گرايي است و هيچ گونه پشتوانه منطقي ندارد.

v      عقايد بايد بر اساس برهان باشد و حدس و گمان و تقليد ، كافي نيست.

v      هدايت از سوي خداوند است ، و گمراهي از هواي نفس.

v      ارشاد و هدايت از شئون ربوبيت است.

v      به اميد شفاعت و كارگشايي ديگران نباشيد كه به اين آرزو نخواهيد رسيد.

v      رها كردن هدايت الهي و به سراغ آرزوهاي خيالي رفتن محكوم است.

v      ولايت و حاكميت مطلقه در آخرت و دنيا مخصوص خداست ، به سراغ غير او نرويم.

v      غير خدا هر كه و هر چه باشد، زود گذر است و ماندگار نيست.

v      اصل، اراده حكيمانه خداوند است ، خواه آرزوهاي ما به آن همساز باشد يا نباشد.

v      نه هر موجودي حق شفاعت دارد و نه هر خلافكاري شفاعت ميشود .