آيات 17 تا 40 سوره مباركه الرحمن
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v گرچه خورشيد در هر روز از سال ، طلوع و غروبي دارد ، ولي با توجه به قوس صعودي و قوس نزولي حركت آن ، در حقيقت دو مشرق و دو مغرب دارد و بقيه در ميان اين دو است و اين نظام ، باعث پيدايش فصول مختلف و تغيير ساعات شبانه روز در طول سال ميشود. اما بعضي مفسران ، مشرقين و مغربين را طلوع و غروب هر يك از ماه و خورشيد دانسته اند.
v حضرت علي (ع) در خطبه اي بعد از تلاوت آيه (رب المشرقين) فرمود : مشرق زمستان در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده خود است.
v «مرج» به معناي رها ساختن است و «برزخ» به حد فاصل ميان دو چيز گفته ميشود. «لولو» به معناي مرواريدي است كه درون صدف پرورش يابد و «مرجان» هم به مرواريد هاي كوچك گفته ميشود و هم نوعي حيوان دريايي كه شبيه شاخه درخت است و صيادان آن را صيد ميكنند.
v «بحر» به آب زياد گفته ميشود ، خواه دريا باشد يا رودخانه و مقصود از «بحرين» ، آبهاي شور و شيرين است . معمولا آب رودخانه ها شيرين و آب درياها شور است . دو دريا يكسان نيستند ، يكي آبش گوارا ، شيرين و نوشيدنش خوشگوار است و يكي شور و تلخ است . آب شور براي حفظ حيات جانداران دريايي و آب شيرين براي حفظ حيات نباتات ، گياهان ، انسان و حيوانات در خشكي زندگي ميكنند.
v عبارت «مرج البحرين» دو بار در قرآن آمده است.
v دين اسلام دين فطري است و خداوند گرايش ها و نيازهاي فطري بشر را تامين كرده است ، كه يكي از آنها گرايش به زيبايي و زينت است .آن هم گوهري گرانبها همچون مرواريد كه از دريا استخراج ميشود.
v قرآن در بيان ساير نعمت ها كلمه «له» را به كار نبرد ولي در مورد كشتي فرمود : ( وله الجوار ) تا بگويد ساخته دست ماش نيز از اوست . زيرا فكر و طرح و قدرت جسمي شما براي ساخت و مواد و آثار آنها همگي از اوست.
v هنگامي كه امام علي (ع) اين آيات را تلاوت فرمود ، از آن حضرت پرسيدند پس چرا شما از اين نعمت ها استفاده نمي كنيد؟ آن حضرت فرمودند : خداوند بر رهبران عادل واجب كرده است كه زندگي خود را چنان ساده و تنگ بگيرند كه فقر بر فقرا سخت نباشد.
v امام صادق(ع) در تفسير ايه فرمودند : علي و فاطمه (س) دو درياي عميقند كه هيچ يك بر ديگري تجاوز نمي كند و از اين دو دريا ، لولو و مرجاني چون حسن و حسين خارج مي شود
v در آيات قبل نعمتها معرفي شد ، در اين آيه مي فرمايد، زمان بهره گيري از نعمتها كم است ، فرصت را غنيمت شماريد كه همه رفتني هستيد.
v گرچه همه موجودات فاني هستند ولي هر كس در مسير الهي باشد و كار او رنگ الهي بگيرد ،آن نيت خالص كه «وجه رب» است ،كار فاني او را باقي ميكند.
v سوال و درخواست ،گاهي به زبان حال است و گاهي به زبان قال . انسان چه نيازمندي خود به خداوند را به زبان آورد و چه نياورد ، در هر صورت ،همواره محتاج خداست.
v مراد از «يوم» در آيه ،روز نيست ، بلكه مطلق زمان است، زيرا خداوند در زمان نمي گنجد ، بلكه فراتر از زمان است .
v حضرت علي (ع) به مناسبت آيه (كل يوم هو شان) فرمود : هر روز گناهي را مي بخشد ، غمي را برطرف مي كند ، گروهي را بالا و عده اي را فرو مي آور
v منظور از «سنفرغ» ، فراغ بعد از شغل نيست، بلكه به معناي توجه خاص و پرداختن تمام به امري مهم است.
v اگر در حسابرسي خداوند ، كلمه فراغت به كار رفته است ، پس قاضي نيز بايد به هنگام قضاوت ،از هر امري ديگر خود را فارغ نمايد . آري دادرسي عادلانه ، فراغت مي خواهد.
v از همه نعمتها حسابرسي مي شود. از آغاز سوره تا اينجا نعمتهاي مختلف مادي ومعنوي مطرح شد .
v به گفته صاحب تفسير مجمع البيان ،چون جن و انس نسبت به ساير موجودات برتري دارند و داراي عقل و قدرت انتخاب و تشخيص هستند ، به اينها «ثقل» گفته شده است.
v در روايت آمده است كساني كه در داد و ستد با مردم ، سخت گير و تنگ نظرند ، حساب سخت و شديدي دارند.
v «معشر» به معناي گروه ، از ريشه «عشر» به معناي عدد ده است . كلمه «عشيره» به معناي بستگان نيز از اين ريشه است . در قرآن كلمه «معشر» سه بار به كار رفته كه در هر سه مورد لفظ چن مقدم بر انس است ، يا به خاطر آنكه تعدا جن بيشتر است و يا آنكه آفرينش جن قبل از انسان بوده است.
v «سلطان» هم به قدرت قهريه و مادي گفته ميشود كه سبب سلطه بر ديگران است و هم به قدرت علمي و دليل و برهان و استدلال محكم كه سبب تسلط فكري و علمي ميشود .
v عمق زمين و اوج فضا و كرات آسماني ، براي انسان و جن قابل تسخير است .
v «شواظ» به معناي شعله هاي عظيم و سهمگين آتش است و «نحاس» به معناي مس مذاب و گداخته.
v قيامت در اين آيات ، بدين گونه تصوير شده است : از يك سو خداوند با عنايت حسابرسي ميكند . از سوي ديگر انسان هيچ راه فراري ندارد . از سوي ديگر عذاب از هر سو فرو ميريزد. از سوي ديگر هيچ كس نمي تواند كمك بگيرد.
v در روايات مي خوانيم : قيامت پنجاه موقف دارد . دريك موقف ، فرمان بازداشت و حسابرسي و سوال است ، در موقف ديگر مهر بر لب هاي زده مي شود ، در موقف ديگر از يكديگر استمداد مي كنند و در موقفي همه گريانند . بنابراين اگر در اين آيات مي خوانيم كه از هيچ كس سوال نمي شود مربوط به موقف خاصي است.
v ممكن است مراد آيه اين باشد كه تنها از گنان سوال نمي شود زيرا گناه خلافكار در آن روز حاضر است و اسرار دروني او آشكار .پس سوال از چيزهاي ديگر از قبيل عمر و درآمد و مصرف مي شود نه از گناهان انسان.
v در آينده آسمانها از هم شكافته و ذوب خواهند شد . آسمانهايي كه (سبعا شدادا) هستند ، مثل روغن مذاب ، روان مي شوند.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v احاطه خداوند به شرق و غرب عالم يكسان است.
v قرآن ، انسان را به كيهان شناسي دعوت مي كند.
v قرآن بشر را به شناخت آفاق و انفس ، هر دو توجه ميدهد.
v پديده هاي طبيعي هم براي انسان نعمت است و هم براي جن.
v حركت زمين به گونه اي است كه مشرق و مغرب پديد مي آيد و اين از نعمت هاي الهي است.
v هستي كلاس توحيد است ، آسمان و زمين و دريايش
v دريا براي همه انسانها و جنيان نعمت است ، گرچه همه در كنار دريا زندگي نمي كنند.
v در نظام هستي ، هيچ موجودي به ديگري تجاوز نمي كند ، حتي آب درياي شور كه با آب درياي شيرين تلاقي و برخورد مي كند ،ار كنار هم مي گذرند و در يكديگر داخل نمي شوند.
v آب و خاك بسرت و منبع تامين نيازهاي بشر است.
v ساخته هاي دست بشر در اصل از خداست.
v نعمت دريا و آفريده هاي آن ، از نعمت هاي بزرگي است كه خداوند ،تكذيب كننده آن را سرزنش ميكند.
v به كسي جز خدا تكيه نكنيم كه همه فنا پذيرند
v ارزش انسان ، با تقرب به خداوند است نه داشتن امكانات.
v مرگ موجودات نشانه تمام شدن قدرت و كرم الهي نيست.
v مرگ نعمت است.
v جن نيز همچون انسان مرگ دارد.
v فرشتگان و موجودات آسماني نيز همانند زمينيان ، دست نياز به سوي خدا دارند.
v كارهاي الهي تقليدي نيست، بلكه ابتكار و نو آوري است .
v نياز دائمي موجودات ، لطف و فيض دائمي خدا را طلب مي كند.
v چنين نيست كه خداوند ، عالم را آفريده و آن را به حال خود رها كرده باشد ، بلكه همواره امور هستي را تدبير و اداره ميكند.
v حسابرسي ، از شئون مديريت و تربيت است .
v همه بايد آماده حسابرسي باشند.
v خداوند هر لحظه در شان و كاري است ، امروز عطا و فردا حسابرسي ميكند.
v ايمان به حسابرسي خداوند، در نحوه بهره گيري ما از نعمتهاي دنيوي اثر دارد.
v جن و انس هر دو مكلف و مورد حسابرسي هستند.
v خداوند براي حسابرسي تمام امكانات را بسيج مي كند
v جن و انس در قيامت در كنار يكديگر مورد خطاب الهي قرار ميگيرند.
v توجه به قدرت الهي و عجز انسان بازدارنده از انحراف است.
v موجودات لطيف همچون جن نيز توان فرار از دادگان الهي را ندارند.
v رهايي از كفر در قيامت ، جز با داشتن دليل و حجت عقلي يا شرعي براي هيچ يك از جن و انس ميسر نيست.
v در قيامت آتش و مس گداخته مانع فرار تكذيب كنندگان خواهد بود
v جن نيز با اينكه نژادش از آتش است اما مثل انسان از آتش آسيب پذير است.
v آگاهي از عذاب الهي نعمتي است ، زيرا باعث دوري از گناه ميگردد
v ظهور قيامت ، با دگرگوني در نظام طبيعت صورت مي گيرد.
v پايان اين جهان فروپاشيدن و در هم پيچيدن است ، اما آغازي است براي جهان ديگر
v چن نيز همچون انسان مرتكب گناه مي گردد.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون