گلبرگ پانصد و چهل و نهم

 

۞بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١) إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (٢) لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣) قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ لأسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (٤) رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٥)

 

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful 

1. O ye who believe! take not My enemies and yours As friends (or protectors),- offering them (your) love, Even though They have rejected the truth that has come to you, and have (on the contrary) driven out the prophet and yourselves (from your homes), (simply) because ye believe In Allah your Lord! if ye have come out to strive In My way and to seek My good pleasure, (take them not As friends), holding secret converse of love (and friendship) with them: for I know full well all that ye conceal and all that ye reveal. and any of you that does This has strayed from the straight path.

2. if They were to get the better of you, They would behave to you As enemies, and stretch forth their hands and their tongues against you for Evil: and They desire that ye should reject the Truth.

3. of no profit to you will be your relatives and your Children on the Day of Judgment: He will judge between you: for Allah sees well all that ye do.

4. there is for you an excellent example (to follow) In Abraham and those with him, when They said to their people: "We are Clear of you and of whatever ye worship besides Allah. we have rejected you, and there has arisen, between us and you, enmity and hatred for ever,- unless ye believe In Allah and Him alone": but not when Abraham said to His father: "I will pray for forgiveness for thee, though I have no power (to get) aught on Thy behalf from Allah." (They prayed): "Our Lord! In Thee do we trust, and to Thee do we turn In repentance: to Thee is (our) final Goal.

5. "Our Lord! make us not a (test and) trial for the Unbelievers, but forgive us, Our Lord! for Thou art the Exalted In Might, the Wise."

 

۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞

1*ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستی می افکنید، در حالی که آنان نسبت به حقی که برای شما آمده است، کفر ورزیده اند. (علاوه بر آن که) آنان شما و پیامبر را به خاطر ایمان به خداوند که پروردگار شما است از مکه اخراج و آواره نموده اند. اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضای من از وطن بیرون آمده اید با آنان دوستی نکنید. شما مخفیانه دوستی خود را به آنان می رسانید در حالی که من به آنچه مخفیانه و آنچه آشکارا انجام دهید آگاه ترم و هر کس از شما چنین کند قطعاً از راه راست گم گشته است. 2* اگر بر شما مسلط شوند دشمنان سرسخت شما خواهند بود و دست و زبانشان را به بدی، به سوی شما خواهند گشود و دوست دارند که شما از دین خود دست برداشته و کفر ورزید. 3* در روز قیامت، نه خویشانتان و نه فرزندانتان، هیچ کدام سودی برایتان نخواهند داشت. در آن روز خداوند میان شما و آنان جدایی خواهد افکند و خداوند به آنچه انجام می دهید، بیناست. 4* همانا برای شما در روش ابراهیم و کسانی که با او بودند، سرمشق و الگوی خوبی است، زیرا به قوم مشرک خود گفتند: همانا ما از شما و از آنچه جز خدا می پرستید، بیزارم. ما به آیین شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما کینه و دشمنی ابدی است مگر آنکه به خدای یگانه ایمان بیاورید. جز سخن ابراهیم به پدرش که قطعاً برای تو استغفار خواهم کرد و من برای تو جز دعا و درخواست مالک چیزی نیستم. پروردگارا بر تو توکل کردیم و به سوی تو انابه نمودیم و بازگشت ما به سوی تو است. 5* پروردگارا ما را محنت کش کافران قرار مده و ما را بیامرز، پروردگارا تو خود عزیز و حکیمی.

 

Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux. 

1. vous qui avez cru! ne prenez pas pour alliés Mon ennemi et le vٍtre, leur offrant l'amitié, alors qu'ils ont nié ce qui vous est parvenu de la vérité. ils expulsent le Messager et vous-mêmes parce que vous croyez en Allah, votre Seigneur. Si vous êtes sortis pour lutter dans Mon chemin et pour rechercher Mon agrément, leur témoignerez-vous secrètement de l'amitié, alors que Je connais parfaitement ce que vous cachez et ce que vous divulguez? et quiconque d'entre vous le fait s'égare de la droiture du sentier.

2. s'ils vous dominent, ils seront des ennemis pour vous et étendront en mal leurs mains et leurs langues vers vous; et ils aimeraient que vous deveniez mécréants.

3. ni vos proches parents ni vos enfants ne vous seront d'aucune utilité le Jour de la Résurrection, il [Allah] décidera entre vous, et Allah est Clairvoyant sur ce que vous faites.

4. Certes, vous avez eu un bel exemple [à suivre] en Abraham et en ceux qui étaient avec Lui, quand ils dirent à leur peuple: ‹Nous vous désavouons, vous et ce que vous Adorez en dehors d'Allah. nous vous renions. entre vous et nous, l'inimitié et la haine sont à jamais déclarées jusqu'à ce que vous croyiez en Allah, seul›. exception faite de la parole d'Abraham [adressée] à son père: ‹J'implorerai Certes, le pardon [d'Allah] en Ta faveur bien que Je ne puisse rien pour Toi auprès d'Allah›. ‹Seigneur, C'est en Toi que nous mettons Notre confiance et à Toi nous revenons [repentants]. et vers Toi est le devenir.

5. Seigneur, ne fais pas de nous [un sujet] de tentation pour ceux qui ont mécru; et pardonne-nous, Seigneur, car C'est Toi le Puissant, le Sage›

 

التماس دعا

 

سیمای سوره مبارکه ممتحنه

این سوره در مدینه نازل شده و دارای سیزده آیه است. به خاطر آیه دهم، که درباره امتحان زنان مهاجر است، آن را «ممتحنه» نام گذارده اند.

محتوای این سوره درباره محبت به خداوند متعال و نهی از دوستی با دشمنان اوست و به مسلمانان سفارش می کند که حضرت ابراهیم(ع) را به عنوان الگوی خود قرار دهند و از او سرمشق بگیرند.

از میان یکصد و چهارده سوره قرآن کریم، در آغاز نُه سوره به مسئله دشمن شناسی توجه شده است؛ سوره های برائت، احزاب، محمد، ممتحنه، منافقون، معارج، بینة، کافرون و مسد.

در قرآن، آیات دشمن شناسی بیش از آیات الاحکام است. یکصد و نود و یک مرتبه واژه "ضَلَّ"، پانصد و بیست و یک مرتبه واژه "کفر"، سی و هفت مرتبه واژه "نفاق" و چهل و پنج مرتبه واژه "صدّ" آمده است.

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

v کلمه "عدوّ" هم به یک نفر و هم به گروهی از افراد اطلاق می شود ولی در این جا مراد، گروه است زیرا در مقابل آن، کلمه "اولیاء" که جمع است، به کار رفته است.

مراد از اخراج پیامبر(ص) و مسلمین، بدرفتاری با آنان بود تا جایی که پیامبر(ص) و مسلمین برای رهایی از بدرفتاری کفار، خودشان از مکه خارج شدند.

در تفاسیر می خوانیم: یکی از یاران پیامبر(ص)، نامه ای به زنی داد تا برای مشرکان مکه ببرد و آنان را از تصمیم پیامبر(ص) مبنی بر فتح مکه آگاه کند.

جبرئیل، موضوع را به رسول اکرم(ص) خبر داد و پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) و جمع دیگری را برای پس گرفتن نامه از آن زن، به سوی مکه فرستاد و فرمود: در فلان منطقه آن زن را خواهید یافت. گروه اعزامی حرکت کردند و در همان نقطه ای که پیامبر(ص) فرموده بود، آن زن را یافتند و سراغ نامه را از او گرفتند. زن از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرد. بعضی از اصحاب، سخنان زن را باور کردند و خواستند به مدینه برگردند، اما حضرت علی(ع) فرمود: نه جبرئیل به پیامبر(ص) دروغ گفته و نه آن حضرت به ما، بنابراین قطعاً نامه مورد نظر نزد این زن است. سپس شمشیر کشید که نامه را بگیرد. زن که مسئله را جدی دید، نامه را از میان موهای سرش بیرون آورد و آن را تحویل داد.

نامه را نزد پیامبر(ص) آوردند. حضرت، نویسنده نامه –حاطب بن ابی بلتعه- را احضار و او را توبیخ کرد. حاطب گفت: من خائن نیستم ولی از آنجا که بستگانم در مکه و در میان مشرکان به سر می برند، خواستم دل مشرکان را به دست بیاورم تا بستگانم در آسایش به سر برند. پیامبر(ص) او را بخشید و این آیات نازل شد.

جالب اینکه این زن از مکه به مدینه آمد از پیامبر اکرم(ص) تقاضای کمک کرد. حضرت از او پرسید: آیا به اسلام ایمان آورده ای؟ گفت: نه. آیا از مکه هجرت کرده ای تا به مهاجرین ملحق شوی؟ گفت: نه. پرسید: پس چرا به مدینه آمده ای؟ گفت: برای دریافت کمک از شما. حضرت فرمود: پس جوانانی که در مکه دور تو بودند چه شدند؟ (اشاره با اینکه تو در مکه خواننده بودی و مشتریان جوانی داشتی!) گفت: بعد از شکست مردم مکه در جنگ بدر، دیگر کسی به سراغم نیامد (کنایه از عمق تأثر شکست در روحیه مردم). حضرت دستور داد تا به او کمک کنند. (آری، دستور کمک به غریبه گرچه کافر باشد).

از این ماجرا معلوم می شود که حفظ اسرار نظامی به قدری لازم است که حضرت علی(ع) حامل نامه را به کشتن تهدید کرد و فرمود: "لاَردنَّ رأسک الی رسول الله(ع)".

v کلمه "ثقف" به معنای پیدا کردن و روبرو شدن است.

حضرت علی(ع) در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر می نویسد: "و لکن احذر کلّ الحذر من عدوّک بعد صلحه فانّ العدوّ ربّما قارب لیتغفّل" حتی بعد از صلح، از خدعه دشمن بر حذر باش زیرا دشمن گاهی به شما نزدیک می شود تا شما را غافلگیر کند.

و در غرور الحکم از آن حضرت می خوانیم: "لا تأمن عدوّاً و ان شکر" از دشمن، حتی اگر زبان به ستایش گشود در امان مباش. دشمن مانند آب است که اگرچه با حرارت گرم می شود، ولی سرانجام سرد می شود "... فانّه کالماء و ان اطیل سخانه بالنار لم یمتنع من اطفائه".

v از انجا که یکی از عوامل برقراری رابطه با دشمنان، حفظ روابط خانوادگی و خویشاوندی است، قرآن، می فرماید: خانواده و خویشاوند، در قیامت به کار شما نمی آید، پس به خاطر آنها خود را به گناه نیاندازید.

ناکارآمدی بستگان و بریده شدن اسباب در قیامت بارها در قرآن مطرح شده است: "فلا انساب بینهم" در آن روز نسبتی میان مردم در کار نیست. "تقطّعت بهم الاسباب" در ان روز سبب ها قطع می شود.

v "اسوة" از "تأسّی" به معنای پیروی کردن است.

با توجه به آیات قبل که بعضی از مسلمانان به خاطر دریافت حفظ بستگان خود، مخفیانه یا آشکارا با کفار دوستی و مودت داشتند، این آیه می فرماید: برائت از کفار و مشرکین را از حضرت ابراهیم(ع) و یارانش بیاموزید.

هنگامی که حضرت ابراهیم(ع)، پایداری پدر را به کفر و شرک دید و از هدایت او مأیوس شد، از او برائت جست و استغفار برای او، وعده ای بود که به پدر داد تا زمینه بازگشت او را فراهم سازد. چنانکه در سوره توبه آیه 114 می فرماید: "و ما کان استغفار ابراهیم لابیه الا عن مودة وعدها ایّاه فلما تبیّن له انّه عدوّ لله تبرّأ منه".

در قرآن دو مرد و دو زن، به عنوان الگوی مؤمنان معرفی شده اند:

از مردان، حضرت ابراهیم(ع) "قد کانت لکم اسوة حسنة فی ابراهیم" و پیامبر اسلام(ص) " و لکم فی رسول الله اسوة حسنة".

و از زنان، همسر فرعون و حضرت مریم(ع)، که قرآن در آیات 11 و 12 سوره تحریم، آنان را در برابر همسران حضرت نوح و لوط(ع)، به عنوان زنان الگو معرفی می کند و می فرماید: "ضرب الله مثلاً للذین آمنوا امرئة فرعون... و مریم ابنت عمران".

البته در روایات، اما حسین(ع) "فلکم فیّ اسوة" و حضرت زهرا(ع) نیز به عنوان الگو آمده اند. چنانکه حضرت مهدی(ع) می فرماید: "و فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة" دختر رسول خدا، الگوی نیکوی من است.

ویژگی های حضرت ابراهیم(ع) در قرآن:

موفقیت کامل در امتحان های سخت الهی. خدمت به مسجد. تسلیم خدا بودن. انابه به درگاه خدا و صبور و حلیم بودن. به منزله یک امت بود. وفادار بود. قهرمان بود. هجرت. گذشت و ایثار.

v "فتنة" در لغت به معنای آشوب، امتحان، عذاب، بلا و آزار آمده است. آزار مسلمین، آزمایشی برای کفار است تا خباثت و عناد خود را اظهار کنند، به سلطه خود مغرور شوند و قدرت خود را نشانه حقانیت خود بدانند.

 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

 

v جامعه ایمانی حق ندارد با دشمنان خدا، رابطه دوستانه و صمیمانه داشته باشد.

v ایمان با خداوند با برقراری پیوند دوستی با دشمن خدا سازگار نیست.

v دشمن خدا در حقیقت دشمن مؤمنین نیز هست.

v گرچه کفار، دشمن ما هستند، ولی دلیل اصلی متارکه ما با آنان، دشمنی آنها با خداست.

v القای مودت و ابراز دوستی با دشمنان، جرأت آنان را بیشتر می کند.

v اوامر و نواهی خود را به طور مستدل بیان کنید.

v در سیاست خارجی، برقراری رابطه و قطع روابط باید براساس ملاک های دینی باشد.

v دین از سیاست جدا نیست. (فرمان قطع رابطه با دشمنان یک دستور سیاسی است که در متن قرآن آمده است).

v کفار تنها در عقیده مخالف شما نیستند بلکه کمر به حذف شما بسته اند.

v دشمنی کفار با شما به خاطر ایمان شما به خداست.

v برقراری رابطه با کفار در صورتی جایز است که آنها به ارزش های شما احترام بگذارند و در صدد توطئه نباشند.

v اسلام خواهان عزت مسلمین است. (اظهار مودت به گروهی که به مکتب شما کافرند و بر ضد شما توطئه می کنند، ذلت است).

v یک دل، دو دوستی بر نمی دارد.

v جهاد باید خالصانه و برای خدا باشد.

v خداوند از ارتباط مخفیانه با کفار آگاه است.

v توجه به علم خداوند، سبب کاهش گناهان است.

v در تربیت، هم امر و نهی لازم است، هم استدلال لازم است و هم انگیزه لازم است و هم تهدید.

v چه بسیارند مؤمنانی که بد عاقبت می شوند.

v چه بسیارند افرادی که در آغاز رزمنده بودند ولی در اثر رابطه با دشمنان بد عاقبت شدند.

v فکر تأمین منافع از طریق روابط سری با دشمنان دین، بیراهه رفتن و حرکتی بی فرجام است.

v دلیل قطع رابطه با کفار پنج چیز است:

الف- مکتب شما را قبول ندارند. ب- رهبر و امت را تحمل نمی کنند. ج- اگر سلطه یابند، دشمنی خود را اعمال می کنند. د- با دست و زبان، آزارتان می دهند. ه- می خواهند که شما از دین برگشته و مرتد شوید.

v دشمنان به دنبال سلطه فرهنگی بر شما هستند.

v خاموشی دشمن، نشانه دوستی او نیست بلکه فرصت ضربه زدن نیافته است.

v دشمن هم تهاجه نظامی دارد، هم تهاجم فرهنگی.

v ریشه دست و زبان درازی های دشمن، خواسته های قلبی و درونی اوست.

v دشمنان، در دشمنی با شما، وحدت دارند.

v هدف دشمن از ضربه های نظامی و فرهنگی، دست برداشتن شما از مکتب است.

v تا کفر نورزید، دشمن از شما راضی نمی شود.

v عواطف خویشاوندی، گاهی زمینه تمایل به دشمن است.

v چه انگیزه ای برای رابطه با کفار دارید؟ قلباً که مایلند شما هم کافر شوید. دست و زبانشان که بر ضد شماست. در قیامت هم که سودی برای شما ندارند.

v از ناکار آمدی تکیه گاه ها و تنهایی خود در قیامت یاد کنید تا از کفار قطع امید کنید، گرچه از بستگان شما باشند.

v در روز قیامت، خدا بستگان منحرف را از مؤمنین جدا می کند، پس چرا برای چند روز دنیا، خود را به آنان وابسته کنیم؟

v ایمان به خداوند، عامل بازدارنده از گناه است.

v در تربیت و تبلیغ، ارائه نمونه عینی و عملی و الگو لازم است.

v هم انبیا الگو هستند و هم تربیت شدگان آن بزرگواران.

v گذشت زمان، نقش الگوهای دینی و معنوی را کم رنگ نمی کند. حضرت ابراهیم(ع) می تواند برای امروز ما الگو باشد.

v بستگانِ منحرفِ الگوها، دلیل بر ترک آنها نیست.

v بعضی الگوها نیکو و بعضی زشت هستند.

v همگامی، همراهی و هماهنگی فکر و عملی با رهبران الهی لازم است.

v صلابت و صراحت در اظهار برائت از مشرکان، یک ارزش است.

v پرونده های قومی و روابط اجتماعی نباید مانع اظهار حق شود.

v محور برائت، شرک و اسباب شرک و دوری از خداست.

v برائت باید مکتبی و هدفدار باشد نه انتقامی.

v برائت تنها با لفظ نیست. مرحله لفظی، قبلی و عملی دارد.

v ایمان، باید از هر گونه شرک، خالص باشد.

v جبهه گیری و قاطعیت در برابر کفر و شرک، به توکل، نیایش و توجه به معاد نیاز دارد.

v معنای توکل گوشه گیری و انفعال نیست، بلکه در کنار اعلام برائت صریح و موضع گیری شدید نسبت به مشرکان، توکل معنا دارد.

v توکل داروی رفع نگرانی هاست. چون اعلام برائت آن هم با قاطعیت و صراحت ممکن است آثار سویی را در پی داشته باشد، توکل لازم است.

v هر کجا سخنی می گویید و تصمیمی از خود نشان می دهید، نفس خود را با یاد او مهار کنید.

v توکل و انابه باید تنها به درگاه خدا باشد.

v اولیای خدا، خود را مالک چیزی نمی دانند و به خود اجازه نمی دهند قانون الهی را عوض کنند.

v مسیر تمام هستی و مسیر ما به سوی اوست.

v از آداب دعا، خطاب «یا ربّ» است.

v مسلمانان در قراردادهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی نباید به شیوه ای عمل کنند که مورد سوء استفاده کفار قرار گیرند و راه فشار و سلطه کفار را به روی خود بگشایند.

v دین و سیاست در کنار هم هستند، برائت از کفار، در کنار طلب مغفرت از خدا. یک دعا رنگ سیاسی دارد و دعای دیگر رنگ معنوی.

v گاهی گناهان سبب فتنه قرار گرفتن می شوند.

v به درگاه کسی رو کنیم که هم توانمند است و هم حکیم.

v ابزار دست کفار قرار نگرفتن، رمز عزت است.

v رفتار بسیاری از قدرتمندان حکیمانه نیست، ولی خداوند هم عزیز است و هم حکیم.