گلبرگ پانصد و پنجاه و سوم

۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (١)هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأمِّيِّينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٢)وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٣)ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٤)مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٥)قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٦)وَلا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (٧)قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٨)

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. whatever is In the heavens and on earth, doth declare the praises and glory of Allah,- the Sovereign, the holy one, the Exalted In Might, the wise.

2. it is He who has sent amongst the unlettered an apostle from among themselves, to rehearse to them His Signs, to sanctify them, and to instruct them In Scripture and Wisdom,- although They had been, before, In Manifest error;-

3. As well As (to confer all these benefits upon) others of them, who have not already joined them: and He is Exalted In Might, wise.

4. such is the bounty of Allah, which He bestows on whom He will: and Allah is the Lord of the highest bounty.

5. the similitude of those who were charged with the (obligations of the) Mosaic Law, but who subsequently failed In those (obligations), is that of a donkey which carries huge tomes (But understands them not). evil is the similitude of people who falsify the Signs of Allah. and Allah guides not people who do wrong.

6. say: "O ye that stand on Judaism! if ye think that ye are friends to Allah, to the exclusion of (other) men, then express your desire for death, if ye are truthful!"

7. but never will They express their desire (for death), because of the (Deeds) their hands have sent on before them! and Allah knows well those that do wrong!

8. say: "The death from which ye flee will truly overtake you: then will ye be sent back to the knower of things secret and open: and He will Tell you (the truth of) the things that ye did!"

به نام خداوند بخشنده مهربان

1* آنچه در آسمانها و زمين است خداي ، آن پادشان پاك تواناي بي همتا و داناي با حكمت، را به پاكي مي ستايد.

2* اوست آن كه در ميان مردم درس ناخوانده عرب- پيامبري از خودشان بر انگيخت كه آيات او را بر آنان مي خواند و پاكشان مي سازد از آلودگي كفر و اخلاق  زشت- و كتاب قرآن- و حكمت انديشه و گفتار و كردار درست- به آنان مي آموزد، و هر اينه پيش از اين در گمراهي آشكار بودند.

3* و نيز آن پيامبر را بر انگيخت به ديگران از ايشان- مومنان- كه هنوز بديشان نپيوسته اند ، و اوست تواناي بي همتا و داناي باحكمت.

4* اين پيامبري فزون بخشي خداست كه به آن كس كه خواهد مي دهد، و خدا خداوند فزون بخشي بزرگ است.

5* داستان كساني كه تورات بر آنان بار شد يعني مكلف شدند كه آن را كار بندند- و آنگاه آن را برنداشتند- يعني آن را كار نبستند . همچون داستان خري است كه كتابهايي را بردارد ، بد داستاني است داستان گروهي كه آيات خداي را دروغ شمردند، و خدا گروه ستمكار را راه نمي نمايد .

6* بگوي: اي كساني كه يهودي شديد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه ديگر مردمان، پس آرزوي مرگ كنيد- تا شما را به او برساند- اگر راستگوييد.

7* و هرگز آنرا آرزو نخواهند كرد به سبب آنچه دستهاشان پيش فرستاده كارهايي كه كرده اند- و خدا به حال ستمكاران داناست.

8* بگو : همانا مرگي كه از آن مي گريزيد شما را ديدار مي كند، سپس به سوي داناي نهان و آشكارا بازگردانيده ميشويد آنگاه شما را بدانچه مي كرديد آگاه مي كند.

Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.

1. ce qui est dans les cieux et ce qui sur la terre glorifient Allah, le Souverain, le pur, le Puissant, le Sage.

2. C'est Lui qui a envoyé à des gens sans Livre (les Arabes) un Messager des leurs qui leur récite ses versets, les purifie et leur enseigne le Livre et la Sagesse, bien qu'ils étaient auparavant dans un égarement évident,

3. Ainsi qu'à d'autres Parmi ceux qui ne les ont pas encore rejoints. C'est Lui le Puissant, le Sage.

4. Telle est la grâce d'Allah qu'il donne à qui il veut. et Allah est le Détenteur de l'énorme grâce.

5. ceux qui ont été chargés de la Thora mais qui ne l'ont pas appliquée sont pareils à l'âne qui porte des livres. quel mauvais exemple que celui de ceux qui traitent de mensonges les versets d'Allah et Allah ne guide pas les gens injustes.

6. Dis: ‹ vous qui pratiquez le judaïsme! Si vous prétendez être les bien aimés d'Allah à l'exclusion des autres, souhaitez donc la mort, Si vous êtes véridiques›.

7. Or, ils ne la souhaiteront jamais, à cause de ce que leurs mains ont préparé. Allah cependant connaît bien les injustes.

8. Dis: ‹La mort que vous fuyez va certes vous rencontrer. ensuite vous serez ramenés à celui qui connaît parfaitement le monde Invisible et le monde visible et qui vous informera alors de ce que vous faisiez›.

التماس دعا

 

سيماي سوره جمعه

سوره جمعه يازده آيه دارد و در مدينه نازل شده است .

يكي از اهداف اساسي اين سوره ، ترغيب و تشويق و تحريص مسلمانان به حضور يكپارچه در اجتماع هفتگي نماز جمعه است.

اين سوره با تسبيح خداوند و بيان بعثت پيامبر اسلام آغاز گشته و در ادامه از مسلمانان مي خواهد كه همچون يهود نباشند كه توارا به آنان داده شد  اما آنان تحمل نكرده و به آن عمل نكردند و از مسلمانان مي خواهد هرگاه نداي نماز جمعه برخاست، دست از هر كاري بكشند و به سوي ذكر خدا بشتابند و در غير اين صورت سزاوار توبيخ و سرزنش اند.

قرائت سوره جمعه، در شب و جمعه و ركعت اول نماز جمعه سفارش شده است.

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      سوره قبل با (سبح) و اين سوره با (يسبح) آغاز شد، تا نشان آن باشد كه تسبيح براي خداوند ، بوده و هست و خواهد بود.

v      شايد چهار صفت ( الملك، القدوس، العزيز، الحكيم) در آيه اول مقدمه آيه بعد باشد كه مي فرمايد : ( هو الذي بعث في الاميين ...) اگر خداوند براي شما پيامبري مي فرستد ، به خاطر نياز خداوند به پرستش نيست، بلكه او حاكمي منزه و مقتدر است و بعثت  انبيا بر اساس حكمت اوست كه انسان را از طريق حكمت اوست كه انسان را از طريق تزكيه و خودسازي و تعليم و آموزش دين و حكمت، از ظلمات به نور برساند.

v      تسبيح خداوند، ريشه و اساس تمام عقايد و تفكرات صحيح اسلامي است: توحيد ، براساس منزه دانستن خداوند از ظلم است، نبوت و امامت ،‌براساس تسبيح خداوند است ، يعني خداوند منزه است از اين كه بشر را بدون راهنما و به حال خود واگذارد ، بنابراين كساني كه مي گويند: خداوند وحي و راهنمايي نفرستاده است، در حقيقت او را به درستي نشناخته اند. معاد ، براساس تسبيح خداوند و منزه دانستن او از كار عبث و بيهوده و باطل است . آري، اگر انسان خداوند را از هر عيب و نقص مبرا دانست ،‌عاشق و بنده ي او مي شود ،‌از او پروا كرده و بر او توكل ميكند و روابط اجتماعي و حركات و  افعال خود را مطابق رضاي او تنظيم مي كند.

v      در قرآن هشت بار فرمان توكل ، دوبار فرمان سجده، هشت بار فرمان استغفار ، پنج بار فرمان عبادت ، پنج بار فرمان ذكر و ياد خدا و دو بار فرمان تكبير آمده است ،‌ولي فرمان تسبيح ، شانزده مرتبه آمده است .

v      امام صادق (ع) از رسول گرامي اسلام(ص) روايت مي كند كه آن حضرت فرمودند : هرگاه بنده اي «سبحان الله» بگويد، هر آنچه در زير عرش قرار دارد همراه با او تسبيح گويند و به گوينده ي اين سخن ، ده برابر پاداش داده مي شود و هرگاه «الحمد لله» بگويد، خداوند نعمتهاي دنيا را بر او ارزاني دارد تا زماني كه با خداوند ملاقات كند و آنگاه نعمتهاي آخرت بر او ارزاني شود.

v      تسبيح خداوند كفاره كلماتي است كه در مجالس گفته يا شنيده ميشود.

v      تسبيح وسيله نجات است. قرآن درباره حضرت يونس(ع) مي فرمايد : اگر او تسبيح گو نبود ،‌براي هميشه در شكم ماهي ماندگار بود.

v      در جهان بيني الهي ، پرستش و عبادت خداوند مخصوص انسان نيست ،‌بلكه همه موجودات در حال پرستش اند.

v      كلمه «امي» ، منسوب كلمه «ام» است . اطلاق اين كلمه بر مردم مكه ، يا از آن جهت است كه مكه ، ام القري است ، يا از آن جهت كه در زبان عربي به كساني كه خواندن و نوشتن را نمي دانند ، «امي» ميگويند، زيرا مثل روزي هستند كه از مادر متولد شده اند.

v      «يزكيهم» ، از مصدر « تزكيه » و ريشه آن ،‌« زكات» به معناي رشد و نمو همراه با خير و بركت است . يعني پيامبر مامور است تا اخلاق زشت را از ميان مردم بردارد و اخلاق نيكو را در ميان آنان رواج دهد تا به رشد وكمال رسند.

v      مراد از «حكمت» در اينجا همان معارف و حقايقي است كه از آيات قرآن بر مي آيد و با تغيير نگرش انسان به جهان و دادن بينش صحيح به او ، زمينه هاي سعادت او را فراهم مي سازد. چنانكه منكران خدا ميگفتند : زندگاني ما محدود به همين دنياست . اما خداوند، حقيقت را چيز ديگري معرفي ميكند و مي فرمايد : اين دنيا جز بازي و سرگرمي نيست و زندگاني واقعي در آخرت است.

v      «حكمت» جداي از «كتاب» نيست، بلكه يكي از اوصاف آن است .

v      در آيه 129 سوره بقره ، حضرت ابراهيم (ع) از خداوند درخواست كرد كه پيامبري با چنين ويژگي هايي كه در اين آيه مطرح شده را در ميان مردم مبعوث كند، در اين آيه استجابت آن دعا را مي بينيم. در حديث مي خوانيم كه پيامبر اكرم (ص) فرمود : من دعاي مستجاب شده پدرم ابراهيم هستم.

v      در قرآن چهل و شش مرتبه از ضلالت و گمراهي و انحراف سخن به ميان آمده است ودر بيشتر موارد كلمه ي (ضلال) همراه با (مبين) و گاهي نيز تعبير به (ضلال كبير) و (ضلال بعيد) شده است.

v      در تفاسير شيعه و سني مي خوانيم: هنگامي كه اين آيات نازل شد ، پيامبر اسلام (ص) در پاسخ اين سوال كه مراد از «آخرين» در آيه سوم چه كساني هستند ؟ دست مباركشان را بر شانه سلمان گذاشته و فرمودند: اگر ايمان در ثريا باشد ، مرداني از نسل و تبار اين مرد به سراغ آن خواهند رفت.

v      كلمه «اسفار» جمع «سفر» به معناي كتابي است كه از حقايق پرده برداري مي كند. تورات ،‌از بخش هاي مختلفي تشكيل يافته كه به هر بخش كه همانند يك سوره از قرآن مي باشد، يك «سفر» مي گويند. مانند سفر پيدايش .

v      گرچه قرآن در اين آيه ، از يهوديان انتقاد مي كند، اما در واقع كنايه اي است به مسلمانان كه مبادا شما نيز قرآن را بشنويد ولي به آن عمل نكنيد.

v      قرآن در چند مورد، انسان هاي نا اهل را به چهارپايان تشبيه كرده، كه يكي از آنها عالمان بي عمل هستند كه در اين آيه به آنها اشاره شده است.

v      در اين آيات تمثيلي تند و هشدار دهنده در مورد عالمان بي عمل ديني مطرح شده است . پيشوايان ديني نيز در اين باره تمثيلات و تشبيهات بسياري را بيان كرده اند.

v      در آياتي از قرآن آمده است كه يهود،‌خود را برتر از ديگران و حتي خود را فرزندان خدا مي دانستند و شعار (نحن ابناء الله) سر مي دادند، با اين كه مردمي ثروت اندوز و دنيا دوست بودند.

v      چرا از مرگ مي ترسيم ؟ اگر سفر به سوي آخرت را به سفر هاي دنيوي تشبيه كنيم ، مي بينيم كه نگراني هاي يك راننده در مسافرت ، مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد : الف) گاهي نگراني به خاطر كمبود بنزين است، اما كسي كه براي آخرت خود توشه برداشته است ، نگران نيست.ب) گاهي نگراني به خاطر وسيله نقليه مي باشد كه سرقتي است ،‌اما كسي كه در آمدش حلال است ، نگران نيست. ج)‌گاهي نگراني براي جنس قاچاقي است كه به همراه دارد، اما كسي كه بار گناه به دوش ندارد ، نگران نيست.

v      از ابوذر پرسيدند چرا از مرگ مي ترسيم ؟ در پاسخ فرمودند : شما دنيا را آباد و آخرت را خراب كرده ايد ،‌ پس كراهت داريد كه از آبادي به سوي خرابي برويد.

v      انسان ها براي فرار از مرگ ، هزاران تدبير مي انديشند ولي چه سود؟از جبهه فرار ميكنند،‌اما خداوند مي فرمايد : هرگز اين فرار جلوي قتل يا مرگ شما را نخواهد گرفت.

v      ايمان و باور به اين كه در قيامت دوباره زنده شده و حضور خواهيم يافت و جرم ها كشف خواهد شد، بهترين عامل براي رعايت تقوي در دنياست.

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      در جهان بيني الهي ، هستي در حال تسبيح خداست.

v      در تسبيح تكويني ، تفاوت ميان موجودات آسمان و زمينف ميان جمادات و نباتات و حيوانات و انسان نيست.

v      ستايش ، بايد ملاك و ميزان و دليل داشته باشد. تسبيح ، تنها سزاوار كسي است كه حكومت و قداست و عزت و حكمت را با هم داراست.

v      پادشاهي و فرمانروايي خداوند، همراه با قداست و قدرت و حكمت است.

v      قدرتي ارزش دارد كه همراه با حكمت باشد،‌خداوند هم قدرتمتند است و هم حكيم اما قدرتمندي ديگران معمولا با روحيه استكبار و استعمار همراه است .

v      بعثت پيامبران كاري الهي است .

v      بعثت پيامبران، عامل رويش ،‌جهش و رستاخيز در همه سطوح و امور جامعه است.

v      برخاستن پيامبر از يك جامعه امي و آنگاه پرچمداري علم و حكمت ، يك معجزه الهي است .

v      رهبر جامعه اسلامي بايد از مردم، و در ميان مردم باشد .

v      تلاوت قرآن ، وسيله و مقدمه تزكيه و تزكيه مقدم بر تعليم و تعلم است.

v      تزكيه و خود سازي بايد در سايه تعليم مكتب انبيا و آيات الهي باشد .

v      در مكتب انبيا، پرورش روحي و آموزش فكري ، در كنار بينش و بصيرت مطرح است .

v      براي درك زحمت هاي پيامبران الهي ، بايد به وضعيت فرهنگي و اخلاقي مردم زمان آن ها توجه كرد.

v      رسالت پيامبر اسلام (ص) ، مخصوص مردم معاصر خود نيست بلكه شامل تمام مردم پس از او ، از هر نژاد و اقليم مي شود.

v      پشتوانه پيامبران ، قدرت و حكمت خداوند است.

v      همان حكمتي كه دليل فرستادن انبيا براي پيشينيان بوده، در بعثت پيامبر اسلام نيز هست.

v      گرچه نبوت فضل و مقام و بزرگي است كه خداوند به هر كس بخواهد عطا مي كند ولي چون حكيم است ، اين مقام را تنها به اهلش ميدهد.

v      استفاده از تمثيل در بيان حقايق ، شيوه اي قرآني است.

v      افشاي عالمان ناصالح و زبان گشودن به انتقاد از آنان امري قرآني است.

v      اگر عمل نكردن به تورات ، انسان را تا مرز حيواني همچون الاغ پايين مي آورد، عمل نكردن به قرآن كه كتاب برتر است ، انسان را چگونه مي سازد؟

v      در اختيار داشتن و حمل كتاب آسماني مهم نيست، عمل به آن مهم است.

v      دليل محروميت ها، عملكرد خود ما است.

v      خداوند، شيوه بحث و استدلال با اديان و محاجه با مخالفان را به پيامبر و امت او آموزش مي دهد.

v      با منطق وجدان، شبهات و برداشت هاي پوچ را پاسخ دهيد.

v      انحصار طلبي در امور معنوي و ديني ، ممنون است .

v      جلوي بلند پروازي ها و تخيلات نابه جا را بايد گرفت.

v      معيار صداقت در ادعاي ايمان،‌آمادگي براي مرگ است.

v      آن گونه استدلال كنيد كه دشمن حرفي براي زدن نداشته باشد.

v      ريشه فرار از مرگ ، اعمال خود انسان هاست.

v      چه بسا كساني به دروغ ادعاي اولياء الله بودن دارند، اما خداوند به باطن ناپاك آنان آگاه است.

v      اراده خداوند بر اراده انسان غالب است .

v      بين مرگ و قيامت، فاصله زيادي است.

v      علم خداوند نسبت به حاضر و غايب و ظاهر و باطن يكسان است.

v      مجرم بايد ابتدا از جرم خود آگاه شود و سپس به كيفر برسد.