آیات 5 تا 11 سوره مبارکه منافقون
گلبرگ پانصد و پنجاه و پنجم
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (٥) سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (٦) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ (٧) يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأعَزُّ مِنْهَا الأذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ (٨) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٩) وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (١٠) وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (١١)
5. and when it is said to them, "Come, the Messenger of Allah will pray for your forgiveness", They turn aside their heads, and Thou wouldst see them turning away their faces In arrogance.
6. it is equal to them whether Thou pray for their forgiveness or not. Allah will not forgive them. truly Allah guides not rebellious transgressors.
7. They are the ones who say, "Spend nothing on those who are with Allah.s Messenger, to the end that They may disperse (and quit Medina)." but to Allah belong the treasures of the heavens and the earth; but the Hypocrites understand not.
8. They say, "If we return to Medina, surely the more honourable (element) will expel therefrom the meaner." but honour belongs to Allah and His Messenger, and to the Believers; but the Hypocrites know not.
9. O ye who believe! let not your riches or your Children divert you from the remembrance of Allah. if any act Thus, the loss is their own.
10. and spend something (in charity) out of the substance which we have bestowed on you, before death should come to any of you and He should say, "O My Lord! why Didst Thou not give me respite for a Little while? I should then have given (largely) In charity, and I should have been one of the doers of good".
11. but to no soul will Allah grant respite when the time appointed (for it) has come; and Allah is well acquainted with (all) that ye do.
5*و هر گاه به آنان گفته شود: بیایید تا رسول خدا برای شما طلب مغفرت کند، (از روی انکار و تکبر و تمسخر) سرهای خود را برمی گردانند و آنان را می بینی که از سر استکبار، مردم را از گرایش به حق باز می دارند. 6* برای آنان تفاوتی ندارد که برایشان استغفار کنی یا استغفار نکنی، هرگز خداوند آنان را نمی بشخد، زیرا که خداوند گروه فاسق را هدایت نمی کند. 7* آنان همان کسانی هستند که می گویند: بر کسانی که نزد رسول خدا هستند، انفاق نکنید تا پراکنده شوند؛ در حالی که خزانه های آسمان ها و زمین برای خداوند است ولی منافقان نمی فهمند. 8* می گویند: اگر (از این سفر جنگی) به مدینه بازگردیم، عزیزترین افراد، ذلیل ترین مردم را بیرون خواهد کرد، در حالی که عزت و اقتدار مخصوص خدا و پیامبرش و مؤمنین است ولی منافقان نمی دانند. 9* ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نسازد، و کسانی که چنین کنند، آنان همان زیانکارانند. 10* و از آنچه روزی شما کرده ایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ به سراغ هر یک از شما آید، پس در آستانه رفتن گوید: پروردگارا چرا مرگ مرا تا مدتی اندک به تأخیر نیانداختی تا صدقه و زکات دهم و از صالحان گردم. 11* و هرگز خداوند مرگ کسی را که اجلش فرا رسیده، به تأخیر نمی اندازد و خداوند به آنچه عمل می کنید آگاه است.
5. et quand on leur dit: ‹Venez que le Messager d'Allah implore le pardon pour vous›, ils détournent leurs têtes, et Tu les vois se détourner tandis qu'ils s'enflent d'orgueil.
6. C'est égal, pour eux, que Tu implores le pardon pour eux ou que Tu ne le fasses pas: Allah ne leur pardonnera jamais, car Allah ne guide pas les gens pervers.
7. ce sont eux qui disent: ‹Ne dépensez point pour ceux qui sont auprès du Messager d'Allah, afin qu'ils se dispersent›. et C'est à Allah qu'appartiennent les trésors des cieux et de la terre, mais les hypocrites ne comprennent pas.
8. ils disent: ‹Si nous retournons à Médine, le plus Puissant en fera assurément sortir le plus humble›. Or C'est à Allah qu'est la puissance Ainsi qu'à son Messager et aux croyants. mais les hypocrites ne le savent pas.
9. vous qui avez cru! que ni vos biens ni vos enfants ne vous distraient du rappel d'Allah. et quiconque fait cela... alors Ceux-là seront les perdants.
10. et dépensez de ce que nous vous avons octroyé avant que la mort ne vienne à l'un de vous et qu'il dise alors: ‹Seigneur! Si seulement Tu m'accordais un court délai: Je ferais l'aumٍne et serais Parmi les gens de bien›.
11. Allah cependant n'accorde jamais de délai à une âme dont le terme est arrivé. et Allah est parfaitement Connaisseur de ce que vous faites.

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v"تعالوا" از ریشه "علوّ" به معنای آمدن به سوی بلندی و رشد است.
"لَوّوا" از ریشه "لیّ" به معنای تابیدن طناب و در مورد سرتابیدن از حق به کار می رود.
بالاترین بدبختی آن است که انسان هم خودش را محروم کند "لوّوا رؤسهم"، هم دیگران را محروم نماید "یصدّون"؛ بخصوص اگر این کارها آگاهانه باشد "و هم مستکبرون".
مشابه آیه 6 را در آیه 70 سوره توبه نیز می خوانیم: "استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مرّة فلن یغفر الله لهم" اگر برای منافقینی که به مؤمنین نیش می زنند، هفتاد بار هم استغفار کنی، (تا وقتی که دست از نفاقشان برندارند) هرگز خداوند آنان را نمی بخشد.
v "خزائن" جمع "خزینة" به معنای گنجینه است.
از شیوه های برخورد دشمن، محاصره اقتصادی و در تنگنا قرار دادن مؤمنان است. چنانکه منافقان به یکدیگر می گفتند: به یاران پیامبر کمک نکنید تا از دور او پراکنده شوند. معاویه نیز در بخشنامه ای دستور داد یاران علی(ع) را از بیت المال محروم کنند. "انظروا من قامت علیه البیّنة انّه یحبّ علیّاً و اهل بیته فامحوه من الدّیوان و اسقطوا عطائه و رزقه" همان گونه که در کربلا نیز آب را بر یاران امام حسین(ع) بستند و امروزه ابر قدرت ها برای به تسلیم کشاندن کشورها از فشار محاصره اقتصادی استفاده می کنند.
v در تفاسیر، برای آیات پنجم تا هشتم سوره منافقون، شان نزول مفصلی آمده است که آن را به طور خلاصه نقل می کنیم: بعد از جنگ بنی المصطلق که در سال ششم هجری اتفاق افتاد، هنگام بازگشت به مدینه، میان دو نفر از مسلمانان، یکی از مهاجران و یکی از انصار، بر سر آب گیری از چاه نزاع شد و هر یک برای غلبه بر دیگری از دوستان خود کمک خواست. عبدالله بن اُبیّ که سرکرده منافقان بود به کمک مرد انصاری شتافت و گفت: ما مهاجران را مسکن دادیم، ولی حالا در برابر ما می ایستند. اگر به مدینه برگردیم، عزیزان، ذلیل ها را بیرون خواهند کرد.
زیدبن ارقم که جوانی نورسته بود، این گفته را به پیامبر(ص) گزارش داد. حضرت، عبدالله ابن ابی را احضار کرد ولی او انکار نمود. انصار گفتند: چرا به خاطر گزارش یک نوجوان، بزرگ ما، عبدالله توبیخ شود؟ پیامبر(ص) فرمان حرکت داد و اجازه دستور استراحت نداد تا مردم فرصت و فراغتی برای ادامه حرف ها نداشته باشند، هنگامی که به مدینه رسیدند فرزند عبدالله بن ابی که از مؤمنین واقعی بود، راه را بر پدر بست و گفت: آیا تو عزیزترین مدینه ای و می خواهی پیامبر(ص) را خارج کنی؟ هرگز نمی گذاریم وارد شوی، مگر آنکه پیامبر(ص) اجازه دهد. مسئله را به پیامبر(ص) گزارش دادند و حضرت اجازه ورود او را به مدینه داد، عبدالله که خود را عزیز می پنداشت، ذلیل شد و از شدت خجالت در خانه ماند تا آنکه مرد و هرگاه به او گفته می شد بیا نزد پیامبر(ص) برویم و عذر خواهی کن، او سرپیچی می کرد.
امام صادق(ع) فرمود: خداوند امور مسلمانان را به خودشان واگذارده ولی اجازه ذلیل کردن خود را به آنان نداده است: "و لم یفوّض الیه ان یکون ذلیلاً"، سپس آیه "و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین" را تلاوت فرمود.
در حدیث می خوانیم که پرسیدند: چگونه مؤمن خود را ذلیل می کند؟ امام صادق(ع) فرمود: "یتعرّض لما یطیق" و "یدخل فیما یعتذر منه" در کاری که توان انجامش را ندارد و از انجامش معذور است وارد می شود.
در عبارت "و لله العزّة" چون "لله" مقدم بر "العزّة" شده است، انحصار استفاده می شود، یعنی عزت واقعی مخصوص خداست.
عزت خداوند، ذاتی اوست و عزت پیامبر(ص)، بدلیل عنایات ویژه خداوند به او و عزت مؤمنان، به خاطر وعده الهی بر نصرت و پیروزی نهایی آنان است.
v تا اینجا آیات مربوط به منافقان به پایان رسید، ولی چون یکی از عوامل نفاق، علاقه زیاد به دنیاست، این آیه(9) به مؤمنان هشدار می دهد که اموال و اولاد، شما را غافل نکند.
بعضی عوامل بازدارنده یاد خدا:
اولاد و اموال، شراب و قمار، تجارت و داد و ستد، تکاثر و فزون طلبی، آرزوهای طولانی، رفاه زدگی.
v در آیه هفتم، منافقان می گفتند: به یاران پیامبر کمک نکنید تا دور او را خلوت کنند. شاید این آیه(10) برای خنثی کردن طرح آنان، به مؤمنان می گوید: شما که ایمان دارید به مؤمنان کمک کنید تا دور حضرت خالی نشود.
اگر انسان، مرگ و قیامت را باور کند، خیلی راحت انفاق می کند. قرآن، چندین بار برای ایجاد انگیزه انفاق، مسئله معاد و قیامت را مطرح کرده است، از جمله در سوره بقره آیه 254 می فرماید: "انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یأتی یوم لا بیع فیه و لا خلّة و لا شفاعة" از آنچه به شما داده ایم پیش از آن که قیامت فرا رسد که دوستی و داد و ستد و شفاعتی در کار نیست، انفاق کنید.
ابن عباس می گوید: این درخواست فرصت در لحظه مرگ، برای کسانی است که زکات مال خود را نداده اند یا مستطیع بوده ولی حج انجام نداده اند.
تقاضای مهلت و بازگشت به دنیا پذیرفته نیست، نه در آستانه مرگ، که آیه 100 سوره مؤمنون و این آیه می فرماید، و نه در قیامت که دوزخیان می گوید: "ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون".
امام باقر(ع) با استناد به آیه "و لن یُوخر الله نفساً" فرمود: هر سال در شب قدر تمام امور تا شب قدر بعدی، ثبت و حتمی شده و نازل می شود و تغییر و تأخیری در آن صورت نمی دهد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v به سراغ افراد منحرف رویم و از آنان برای توبه و تجدید حیثیت دعوت کنیم.
v دعوت به سوی اولیای الهی، مایه علو و رشد است.
v دعای اولیای خدا در مورد بخشش گنهکاران، مستجاب است.
v توسل به پیامبر خدا جایز است.
v سرباز زدن از پیشنهاد مفید، نشانه تکبر است.
v کسی که دعوت حق را نمی پذیرد، حتی دعای پیامبر درباره او کار ساز نیست.
v تکبر و استکبار، انسان را از رحمت بی پایان الهی محروم می سازد.
v هدایت و ضلالت به دست خداوند است ولی او کسی را گمراه می کند که به دنبال فسق و گناه باشد.
v یکی از راه های دشمن برای شکستن مکتب و رهبر، پراکنده کردن پیروان است.
v افراد مادی تحلیل مادی دارند و فکر می کنند مردم برای دنیا دور پیامبر جمع شده اند.
v مؤمنان نباید در تنگناها، چشم امیدی به کمک های منافقان و مخالفان داشته باشند، بلکه باید توکل آنان به خداوند و گنجینه های او باشد.
v به خودی ها امید دهید و سخنان یاوه دشمن را پاسخ دهید.
v فهم منافقان، براساس محاسبات ظاهری است و عمق ندارد.
v منافقان، در صدد براندازی حکومت اسلامی هستند.
v منافقان، خود را عزیز و پیامبر و مؤمنان را ذلیل می دانند.
v خداوند، پیروزی و عزت مؤمنان را به شرط مؤمن ماندن تضمین کرده است.
v عزت، در انحصار خدا، پیامبر و مؤمنان است.
v به یاوه سرایی دشمن پاسخ دهید.
v منافقان از شناخت حقایق عاجزند. نه قدرت درک این مطلب را دارند که خداوند در برابر تحریم اقتصادی، مؤمنان را روزی می دهد و نه اینکه عزت حقیقی از آن اهل ایمان است.
v برای آن که مؤمنان را موعظه کنید و آنان بپذیرند، به آنان شخصیت دهید.
v لازمه ایمان، برتری دادن یاد خدا بر مال و فرزند است.
v مال و فرزند، کم یا زیادش، می تواند مانع یاد خدا باشد.
v خسارت واقعی، غفلت از یاد خداست. (از دست دادن مال و فرزند، خسارت جزئی است، ولی غفلت از خالق خسارت کلی است).
v برای دعوت مردم به کار خیر، بستر سازی کنید. (فرا رسیدن مرگ و نداشتن فرصت بازگشت و التماس برای تأخیر مرگ را یادآوری کنید).
v آنچه داریم از خداست نه از خودمان.
v علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد. (با فرا رسیدن مرگ راه عمل بسته می شود).
v مرگ، بی خبر می رسد و قابل تأخیر نیست.
v ثروتمندانی که در زمان حیات خود، اهل انفاق نبوده اند، به هنگام مرگ، تأسف بسیار خواهند خورد.
v نشانه شایستگی و صالح بودن، انفاق به محرومان است.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون