آیات 35 تا 52 سوره مبارکه حاقّه و یک تا 10 معارج
گلبرگپانصد و شصت و هشتم
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَا هُنَا حَمِيمٌ (٣٥) وَلا طَعَامٌ إِلا مِنْ غِسْلِينٍ (٣٦) لا يَأْكُلُهُ إِلا الْخَاطِئُونَ (٣٧) فَلا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ (٣٨) وَمَا لا تُبْصِرُونَ (٣٩) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (٤٠) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلا مَا تُؤْمِنُونَ (٤١) وَلا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلا مَا تَذَكَّرُونَ (٤٢) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٤٣) وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأقَاوِيلِ (٤٤) لأخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (٤٥) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ (٤٦) فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ (٤٧) وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ (٤٨) وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ (٤٩) وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ (٥٠) وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ (٥١) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (٥٢)
۞بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (١) لِلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (٢) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (٣) تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (٤) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا (٥) إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا (٦) وَنَرَاهُ قَرِيبًا (٧) يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ (٨) وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ (٩) وَلا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا (١٠)
35. "So no friend hath He here This Day.
36. "Nor hath He any food except the corruption from the washing of wounds,
37. "Which none do eat but those In sin."
38. so I do call to witness what ye see,
39. and what ye see not,
40. that This is Verily the word of an honoured apostle;
41. it is not the word of a poet: Little it is ye believe!
42. nor is it the word of a soothsayer: Little admonition it is ye receive.
43. (this is) a Message sent down from the Lord of the worlds.
44. and if the apostle were to invent any sayings In Our name,
45. we should certainly seize Him by His right hand,
46. and we should certainly then cut off the artery of His heart:
47. nor could any of you withhold Him (from Our wrath).
48. but Verily This is a Message for the Allah.fearing.
49. and we certainly know that there are amongst you those that reject (it).
50. but truly (revelation) is a cause of sorrow for the Unbelievers.
51. but Verily it is truth of assured certainty.
52. so glorify the name of Thy Lord Most High.
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful
1. a questioner asked about a penalty to befall-
2. the Unbelievers, the which there is none to ward off,-
3. (A penalty) from Allah, Lord of the ways of Ascent.
4. the angels and the spirit ascend unto Him In a Day the measure whereof is (as) fifty thousand years:
5. Therefore do Thou hold Patience,- a patience of beautiful (contentment).
6. They see the (Day) indeed As a far-off (event):
7. but we see it (quite) near.
8. the Day that the sky will be like molten brass,
9. and the mountains will be like wool,
10. and no friend will ask after a friend,
35*پس امروز در اینجا دوستی صمیمی ندارد. 36* و نه غذایی جز خوانابه. 37* که جز خطاکاران آن را نخورند. 38* پس سوگند به آنچه می بینید. 39* و آنچه نمی بینید. 40* همانا آن (قرآن) کلام رسول گرامی اسلام است. 41* و سخن یک شاعر نیست چه کم ایمان می آورید. 42* و همچنین سخن کاهن و پیشگو نیست، چه کم متذکر می شوید. 43* همانا قرآن فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیان است. 44* و اگر پیامبر بعضی گفتارهای ساختگی را به ما نسبت دهد. 45* قطعاً او را با قدرت و به قهر می گرفتیم. 46* سپس رگ قلبش را قطع می کردیم. 47* و هیچ یک از شما نمی توانست سپر او شود. 48* همانا این قرآن برای اهل تقوی وسیله تذکر است. 49* و ما می دانیم که بعضی از شما تکذیب کننده قرآنید. 50* و بی شک (این تکذیب در قیامت) بر کافران حسرتی خواهد بود. 51* و همانا آن، حق و یقینی است. 52* پس با نام پروردگار بزرگت به تسبیح بپرداز.
۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞
1* سائلی، عذابی واقع شدنی را درخواست کرد. 2* که برای کافران است و هیچ بازدارنده ای برای آن نیست. 3* و از سوی خداوند صاحب درجات والاست. 4* فرشتگان و روح، در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوی او بالا می روند. 5* پس صبر کن صبری نیکو. 6* همانا آنان آن روز را دور می بینند. 7* و ما آن را نزدیک می بینیم. 8* روزی که آسمان ها همانند فلز گداخته شود. 9* و کوه ها مانند پشم حلاجی شده گردد. 10* و هیچ دوستی از دوستش احوالی نپرسد.
35. il n'a pour Lui ici, aujourd'hui, point d'ami chaleureux [pour le protéger],
36. ni d'autre nourriture que du pus,
37. que seuls les fautifs mangeront›.
38. mais Non... Je jure par ce que vous voyez,
39. Ainsi que par ce que vous ne voyez pas,
40. que ceci [le Coran] est la parole d'un noble Messager,
41. et que ce n'est pas la parole d'un poète; mais vous ne croyez que Très peu,
42. ni la parole d'un devin, mais vous vous rappelez bien peu.
43. C'est une révélation du Seigneur de l'univers.
44. et s'il avait forgé quelques paroles qu'ils nous avait attribuées,
45. nous l'aurions saisi de la main droite,
46. Ensuite, nous Lui aurions tranché l'aorte.
47. et Nul d'entre vous n'aurait pu Lui servir de rempart.
48. C'est en vérité un rappel pour les pieux.
49. et nous savons qu'il y a Parmi vous qui le traitent de menteur;
50. mais en vérité, ce sera un sujet de regret pour les mécréants,
51. C'est là la véritable certitude.
52. glorifie donc le nom de Ton Seigneur, le Très Grand!
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. un demandeur a réclamé un châtiment inéluctable,
2. pour les mécréants, que Nul ne pourrait repousser,
3. et qui vient d'Allah, le Maître des voies d'ascension.
4. les Anges Ainsi que l'Esprit montent vers Lui en un Jour dont la durée est de cinquante mille ans.
5. Supporte donc, d'une belle patience.
6. Ile le (le châtiment) voient bien loin,
7. alors que nous le voyons bien proche,
8. le Jour où le ciel sera comme du métal en fusion
9. et les montagnes comme de la laine,
10. où Nul ami dévoué ne s'enquerra d'un ami,

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v"غِسلین" به معنای خونابه و چرکی است که از بدن دوزخیان خارج می شود.
مراد از "رسول کریم" شخص پیامبر اسلام(ص) است، نه جبرئیل امین. زیرا در جملات بعد می خوانیم که او شاعر و کاهن نیست و نسبت شاعر و کاهن را به پیامبر می دادند نه جبرئیل.
مشرکان، قرآن را کتاب شعر می شمردند و پیامبر(ص) را شاعر می خواندند، در حالی که از پیامبر(ص) حتی یک شعر نقل نشده است.
کیفر در قیامت با گناهان متناسب است. کسی که در دنیا برای مسکین سوز ندارد، در آخرت دوست دلسوزی ندارد "فلیس له الیوم هاهنا حمیم" و کسی که در دنیا به کسی طعام نداد، در آن روز با طعام شکنجه می شود.
بزرگ ترین سوگند در این سوره است "فلا اقسم بما تبصرون و ما لا تبصرون" یعنی کل هستی، دیدنی ها و ندیدنی ها، که به مراتب بیش از دیدنی هاست، دنیای غیب و فرشته و جن که دیدنی نیستند و اوج کهکشان ها و اعماق دریاها که به طور طبیعی دیده نمی شوند.
قرآن به تدریج نازل شده است، زیرا کلمه "تنزیل" برای نزول تدریجی است. البته تمام قرآن، شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و سپس به تدریج در طول 23 سال. مثل آنکه مبلغ زیادی را یک جا در بانک می گذارند و سپس از طریق حواله یا چک به تدریج برمی دارند.
پیامبر(ص) دارای کرامت مطلق است. "رسول کریم" کرامت در برخورد با همسر، دشمن، دوست، همسایه، فقیر، در سختی ها و شادی ها.
در سوره غاشیه آیه ششم می خوانیم که طعام دوزخیان چیزی جز ضریع نیست "لیس لهم طعام الاّ من ضریع" و در سوره دخان می خوانیم: "انّ شجرة الزقّوم طعام الاثیم" و در نوشابه آنهاست، یعنی یک نوع غذا دارند و یک نوع نوشابه و ممکن است هر دسته از دوزخیان یک نوع طعام داشته باشند، گروهی ضریع، گروهی زقوم و گروهی غسلین.
v "تَقَوَّل" یعنی نسبت دادن سخن به کسی که آن را نگفته باشد.
"وَتین" رگی است که خون را به قلب می رساند و اگر بریده شود انسان می میرد.
قرآن، در دنیا و آخرت مایه حسرت کفار است. در دنیا حسرت می خورند که چرا مانند آن را نمی توانند بیاورند و در آخرت حسرت می خورند که چرا به آن ایمان نیاوردند.
گرفتن با "یمین" کنایه از قدرت است، چون قدرت دست راست بیشتر است.
خداوند با هیچ کس رودربایستی ندارد، جایی که خداوند با پیامبرش این گونه سخن می گوید، دیگران باید حساب کار خود را بکنند.
قرآن دارای ویژگی هایی است، از جمله: "تنزیل من ربّ العالمین" ، "لتذکرة للمتّقین" ، "لحقّ الیقین".
پیامبر(ص)، هرگز چیزی را به خداوند نسبت نداده است، زیرا کلمه "لَو" در موردی به کار می رود که کار نشدنی باشد.
در آیات قبل خداوند از پیامبرش بهترین دفاع را کرد ولی در عین حال در این آیه تهدید هم می کند که اگر سخنی به ناحق به خدا نسبت دهد، شاه رگ او با قدرت قطع می شود.
سیمای سوره مبارکه معارج
این سوره، چهل و چهار آیه دارد و از سوره های مکی است، گرچه آیات اولیه آن در مدینه نازل شده است.
نام سوره، برگرفته از آیه سوم است و به معنای محل عروج فرشتگان در آسمان ها می باشد.
همانند دیگر سوره های مکی، محور آیات این سوره، پیرامون معاد و انذار مشرکان و مخالفان است. حالات کافران در قیامت و صفات و ویژگی های بهشتیان و دوزخیان، بخش دیگری از آیات این سوره را تشکیل می دهد.
البته آیات اولیه سوره درباره نزول عذاب در دنیاست که یکی از منکران ولایت علی(ع) گرفتار آن شد و به هلاکت رسید و تفصیل ماجرا در ذیل آیه اول آمده است.
v "معارج" جمع "مَعرج" به معنای محل عروج و صعود است و مراد از آن، آسمان هاست که محل نزول و عروج فرشتگان می باشد.
مرحوم علامه امینی(قدس سره) در کتاب شریف الغدیر نام سی نفر از بزرگان و مفسرین و محدثین، از قرن سوم هجری تا قرن چهاردهم را نقل کرده که گفته اند: شأن نزول آیه "سأل سائل" مربوط به شخصی می باشد که به پیغمبر گفت: نصب امیرالمؤمنین به خلافت در روز غدیر از طرف خودت بود یا از طرف خدا؟! ما را به حج و روزه و زکات فرمان دادی و ما قبول کردیم، اما راضی نشدی، تا آن که پسر عموی خودت را بر ما حاکم کردی! سپس گفت: "اللّهم اِن هذا هو الحقّ من عندک فامطر علینا حجارة من السماء" خدایا اگر این امر حق است از آسمان سنگی بباران (تا نابود شویم و شاهد چنین روزی نباشیم). سنگی فرود آمد و او نابود شد و این آیه نازل شد "سأل سائل بعذاب واقع".
v نیش و نوش های برخی مسلمانان و مخالفان به پیامبر اسلام(ص)، در ماجرای نصب حضرت علی(ع) به امامت غدیر خم، به قدری بود که خداوند، پیامبرش را سفارش به صبر می کند "سأل سائل بعذاب... فاصبر صبراً جمیلاً".
کافران، اصل معاد را امری بعید می شمرند و آن را دور از ذهن و عقل می دانند، در حالی که در نزد خداوند، قیامت امری قطعی و واقع شدنی است، پس امری نزدیک است "انهم یرونه بعیدا و نراهُ قریبا".
حدود بیست مرتبه خداوند پیامبرش را در قرآن به صبر دعوت کرده است، آن هم صبری جمیل، که در آن جزع و فزع و سخنان ناروا نباشد. البته خطاب صبر به پیامبر(ص) است، ولی امت نیز باید صبر داشته باشند.
برای برپا شدن قیامت، نظام موجود زمین و آسمان به کلی دگرگون می شود. در قرآن تعبیراتی است که این بهم خوردن را بیان می کند، چنانکه می فرماید: "یوم نطوی السماء کطیّ السجلّ للکتب" آسمان را مثل طومار درهم می پیچیم.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v دوزخیان، نه از نظر روحی در رفاه هستند و نه از نظر جسمی.
v ایمان نیاوردن به خدای بزرگ و بی تفاوتی نسبت به گرسنگان، خطایی نابخشودنی است.
v در بینش الهی تمام هستی ارزش دارد، چون مورد سوگند خداوند قرار گرفته است.
v در مادیات، محصور نشویم، نادیدنی ها بسیار است.
v در مدیریت از نیروهای انسانی سالم خود، دفاع کنید و شبهات علیه آنان را برطرف سازید.
v خداوند اتمام حجت می کند. نزول وحی از سوی پروردگار جهانیان و واسطه وحی رسول کریم است.
v مبلغ، توقع ایمان آوردن تمام یا اکثریت مردم را نداشته باشد.
v ایمان به تنهایی کافی نیست. ذکر هم لازم است، ممکن است ایمان باشد ولی انسان غافل باشد.
v به خاطر عدم پذیرش اکثریت، از گفتن حق صرف نظر نکنید.
v خداوند، حافظ وحی است و احدی قدرت کم یا زیاد کردن آن را ندارد.
v همه انسان ها حتی پیامبر(ص)، در برابر قوانین الهی یکسانند.
v قرآن، نه تنها گفتار شاعر و کاهن نیست، بلکه گفتار پیامبر(ص) نیز نیست.
v در قانون و کلام خداوند، تساهل و تسامح ممنوع است.
v قاطعانه برخورد کردن، دیگران را از طمع باز می دارد.
v قرآن، از مصونیت کامل برخوردار است.
v دفاع از حق، مهم تر از شخص است. برای مصونیت از وحی، حتی جان بهترین افراد را می گیریم.
v برای حفظ حدود و حریم قرآن، قاطعانه باید سخن گفت.
v گناهان بزرگ، کیفر بزرگ دارد.
v هر چیز که ارزش بیشتری دارد باید حراست از آن شدیدتر باشد.
v قهر خداوند نسبت به کسانی که حریم وحی را بشکنند، نابودی است.
v هیچ کس، قدرت هیچ گونه مقاومتی در برابر قهر الهی ندارد.
v تاثیر قرآن روی متقین جدی و قطعی است.
v شرط پندپذیری، روحیه تقواست.
v در برابر متقین، مکذبین هستند.
v مبلغ نباید توقع داشته باشد که همه مردم تسلیم او باشند.
v مکذبین بدانند که زیر نظر خدا هستند.
v در برابر موضع گیری های مکذبین، در پناه یاد خدا به راه خود ادامه بده.
v تسبیح خداوند در راستای تربیت انسان است.
v یادآوری برخی حوادث جزئی و فردی، برای عبرت دیگران لازم است و باید حفظ شود.
v تقاضای نابجا، معرضانه و لجوجانه می تواند حادثه آفرین باشد.
v تا وقتی عذاب الهی نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است، اما عذابی که در حال نزول است، راه نجاتی از آن نیست.
v حتی پیامبر(ص)، نیازمند توصیه به صبر و پایداری هستند.
v کسی که قیامت را نزدیک ببیند، در برابر مشکلات صبر و پایداری می کند.
v نظام موجود در آسمان، پایانی دارد و روزی نابود می شود.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون