آیات 16 تا 46 سوره مبارکه نازعات
گلبرگ پانصد و هشتاد و چهارم
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِي الْمُقَدَّسِ طُوًى (١٦) اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (١٧) فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى (١٨) وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى (١٩) فَأَرَاهُ الآيَةَ الْكُبْرَى (٢٠) فَكَذَّبَ وَعَصَى (٢١) ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى (٢٢) فَحَشَرَ فَنَادَى (٢٣) فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأعْلَى (٢٤) فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الآخِرَةِ وَالأولَى (٢٥) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَى (٢٦) أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (٢٧) رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (٢٨) وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (٢٩) وَالأرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا (٣٠) أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا (٣١) وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا (٣٢) مَتَاعًا لَكُمْ وَلأنْعَامِكُمْ (٣٣) فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى (٣٤) يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الإنْسَانُ مَا سَعَى (٣٥) وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَى (٣٦) فَأَمَّا مَنْ طَغَى (٣٧) وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (٣٨) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى (٣٩) وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (٤٠) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى (٤١) يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا (٤٢) فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا (٤٣) إِلَى رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا (٤٤) إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا (٤٥) كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا (٤٦)
16. Behold, Thy Lord did call to Him In the sacred valley of Tuwa:-
17. "Go Thou to Pharaoh for He has indeed transgressed all bounds:
18. "And say to him, 'Wouldst Thou that Thou shouldst be purified (from sin)?-
19. "'And that I guide Thee to Thy Lord, so Thou shouldst fear Him?'"
20. then did (Moses) Show Him the great sign.
21. but (Pharaoh) rejected it and disobeyed (guidance);
22. further, He turned His back, striving hard (against Allah..
23. then He collected (his men) and made a proclamation,
24. saying, "I am your Lord, Most High".
25. but Allah did punish him, (and made an) example of him, - In the Hereafter, As In This life.
26. Verily In This is an instructive warning for whosoever feareth ((Allah)).
27. What! are ye the more difficult to create or the heaven (above)? ((Allah)) hath constructed it:
28. on high hath He raised its canopy, and He hath given it order and perfection.
29. its night doth He endow with darkness, and its splendour doth He bring out (with light).
30. and the earth, Moreover, hath He extended (to a wide expanse);
31. He draweth out therefrom its moisture and its pasture;
32. and the mountains hath He firmly fixed;-
33. for use and convenience to you and your cattle.
34. Therefore, when there comes the great, overwhelming (Event),-
35. the Day when man shall remember (all) that He strove For,
36. and Hell-Fire shall be placed In full view for (all) to see,-
37. then, for such As had transgressed all bounds,
38. and had preferred the life of This world,
39. the abode will be Hell-Fire;
40. and for such As had entertained the fear of standing before their Lord's (tribunal) and had restrained (their) soul from lower desires,
41. their abode will be the Garden.
42. They ask Thee about the Hour,-'When will be its appointed time?
43. wherein art Thou (concerned) with the declaration thereof?
44. with Thy Lord In the limit fixed therefor.
45. Thou art but a warner for such As fear it.
46. the Day They see it, (it will be) As if They had tarried but a single evening, or (at Most till) the following morn!
16* آنگاه که پروردگارش او را به سرزمین مقدس طوی ندا داد. 17* به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است. 18* پس به او بگو: آیا می خواهی که از پلیدی ها پاک شوی؟ 19* و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا بترسی (و سرکشی نکنی). 20* پس معجزه بزرگ را به او نشان داد. 21* اما او تکذیب کرد و نافرمانی نمود. 22* آنگاه پشت کرد، در حالی که (برای خاموشی این دعوت) تلاش می نمود. 23* پس ساحران را جمع کرد و ندا داد. 24* و گفت: من پروردگار برتر شما هستم. 25* آنگاه خداوند او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد. 26* همانا در این ماجرا برای هر کس که (از سوء عاقبت) بترسد، درس عبرتی است. 27* آیا آفرینش شما سخت تر است یا آسمانی که او بنا کرده است؟ 28* سقفش را برافراشت و آن را استوار ساخت. 29* شبش را تیره و روزش را روشن گرداند. 30* بعد از آن، زمین را گسترش داد. 31* و از آن آب و چراگاه بیرون آورد. 32* و کوهها را استوار و پابرجا گردانید. 33* تا وسیله برخورداری شما و چارپایان شما باشد. 34* آنگاه که آن حادثه بزرگ فرا رسید. 35* در آن روز، انسان آنچه تلاش کرده، به یاد آورد. 36* و جهنم برای هر بیننده ای آشکار شود. 37* اما هر که سرکشی کرده. 38* و زندگی پست دنیا را بر آخرت برگزیده. 39* بی شک، دوزخ جایگاه اوست. 40* و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسید و نفسش را از هوس بازداشت. 41* بی شک، بهشت جایگاه اوست. 42* از تو درباره قیامت می پرسند که چه وقت بر پا می شود. 43* تو را به گفتگو درباره آن چه کار؟ 44* پایان و سرانجام آن با پروردگار توست. 45* وظیفه تو هشدار کسی است که از آن می ترسد. 46* روزی که آن را می بینند، گویی جز شبی یا روزی (در دنیا و برزخ) درنگ نکرده اند.
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v «واد» همان وادي است كه دره ميان دو كوه يا دو تپه را گويند و «طوي» دره اي در پايين كوه طور است.
v «خشيت» به ترسي گويند كه ناشي از ايمان به عظمت خداوند باشد.
v «تزكي» از «زكات» به دو معناست : رشد و نمو،پاكي و طهارت
v جايگاه گفتگو با خداوند بايد پاك و مقدس باشد .
v درباره فرعون كه ميگفت «من پروردگار برتر هستم،» حضرت موسي مي گويد : تو را به پروردگارت رهنمون كنم.
v «نكال» ،كيفر و مجازاتي است كه هر كس آن را ببيند يا بشنود ،از ارتكاب مثل آن خودداري كند. عذاب آخرت، از آن جهت نكال ناميده شده ، كه هر كس آن را بشنود ،از هر عملي كه وي را گرفتار سازد ، خودداري مي كند.
v سوال از زمان وقوع قيامت ، بارها در قرآن مطرح شده است ، اما پاسخي به آن داده نشده است . زيرا يكي از الطاف الهي ، مخفي بودن زمان مرگ و قيامت است ودانستن زمان آن سبب به هم خوردن آرامش دروني و ارتباطات بيروني و سبب رشد اضطراري و بدون انتخاب است.
v آنچه مهم است ايمان به وقوع قيامت است نه دانستن زمان وقوع آن.
v براي غافلان ،هشدار و انذار لازم تر از بشارت است . لذا «انما انت مبشر» در قرآن نداريم ، اما «انما انت منذر» آمده است.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v آغاز سخن با سوال ،شوق شنيدن را در افراد زياد مي كند.
v نقل سرگذشت پيامبران پيشين براي پيامبران بعدي ،عامل تقويت روحيه است.
v رهبران الهي قبل از مبارزه با طاغوت ها ،ارتباط خود را با خداوند محكم مي كردند.
v برخي سرزمين ها ،مورد احترام و قداست هستند.
v انبيا، سردمداران مبارزه با طاغوت اند.
v در نهي از منكر به سراغ ريشه ها برويد.
v از هدايت هيچ كس حتي فرعون مايوس نباشيد و لا اقل ،سخن حق را به ابلاغ كنيد تا اتمام حجت شده باشد.
v در نهي از منكر ،حتي با طاغوت ها آرام سخن بگوييد.
v با سوال ،فطرت ها را بيدار كنيد .
v در شيوه تبليغ ،لحن عاطفي و نرمش در گفتار را فراموش نكنيد.
v جهت دعوت انبيا ،تزكيه انسانهاست.
v در دعوت و تبليغ مردم ،از كلماتي استفاده كنيد كه همه انسانها بپذيرند و بپسندند.
v اگر به تزكيه تمايلي نباشد، تلاش انبيا بي ثمر است.
v در مكتب انبيا، براي مبارزه با طاغوت ها ،ابتدا آنها را موعظه مي كنند.
v نشانه هدايت پذيري ،خوف و خشيت است.
v پيامبران مردم را به سوي خداوند دعوت مي كردند نه خود
v طغيان همراه با بي باكي و ناپاكي است . (خداوند مي فرمايد : به سراغ فرعون طغيانگر برو و در باره تزكيه و خشيت با او سخن بگو،يعني او ناپاك و جسور است.)
v ريشه طغيان ،نداشتن تزكيه اخلاقي است.
v اصلاح افراد،بستگي به اراده و اختيار خود آنان دارد.
v براي امثال فرعون بايد بزرگترين معجزه ها را آورد.
v طاغوت ها براي حفط كيان خود از منحرفان استمداد مي كنند.
v ادعاي نبوت و انتظار تسليم شدن ديگران ، به معجزه آوردن نياز دارد.
v در افراد متكبر،حتي بزرگترين معجزات كارساز نيست.
v معجزات انبيا يكسان نيست.
v تكذيب انبيا ، براي نافرماني از تعاليم آنان و آزاد بودن از قيد و بندهاي ديني است.
v كساني كه از استدلال و گفتگوي مستقيم عاجزند ، پشت پرده تلاش ميكنند.
v جو سازي و شعار و هياهو،از ابزار فرعون هاست.
v مردم داراي فطرت خداجوي هستند . طاغوت ها مسير آن را متوجه خود مي كنند.
v مستكبران ، روزي به زانو در خواهند آمد.
v تاريخ وسيله عبرت است ، نه سرگرمي و پركردن ايام فراغت.
v از تاريخ آن قسمتي را بازگو كنيد كه سازنده و عبرت آموز باشد.
v عبرتها بسيار است ،عبرت گرفتن مهم است كه به آمادگي روحي نياز دارد.
v در تبليغ ، شيوه سوال بسيار مفيد است .
v بهترين راه خداشناسي ، توجه به نعمتهاي اوست. بايد از محسوسات براي پي بردن به معقولات استفاده كرد.
v دنيا براي ماست ،نه ما براي دنيا
v در كاميابي هاي مادي ، انسان و چهارپادر كنار هم هستند. ( آنچه مايه امتياز انسان است كمالات معنوي است.)
v نعمتها براي بهره گيري انسان است، تحريم ها و رياضت هاي نابجابي معنا است.
v گسترش زمين و گردش آن در فضا، بعد از آفرينش آسمانها بوده است.
v قيامت،بزرگترين و فراگيرترين حادثه است كه تمام حوادث ديگر را تحت الشعاع خود قرار مي دهد.
v انسان در قيامت،دائما متذكر كارهايش در دنيا مي شود.
v ريشه طغيان ،دنيا پرستي است.
v خداوند كه ترس نداد ،مقام اوست كه مايه ترس انسان مي شود. مثل اينكه انسان از قاصي مي ترسد، زيرا ميداند اگر جرمي مرتكب شود ، با او سروكار دارد.
v ريشه مبارزه با نفس ،خوف الهي است.
v نفس انسان فتنه گر است كه بايد او را باز داشت.
v قانون الهي براي همه افراد يكسان است.
v دنيا بد نيست، ترجيح آن بر آخرت بد است.
v برخي سوالات درباره قيامت،نابجاست و نياز به پاسخ دارد.
v گفتگو در امري كه به بشر مربوط نيست، معنا ندارد.
v علم بشر محدود است و نمي تواند به انتهاي علم كه مخصوص خداوند است دست يابد.
v وظيفه پيامبر ،انذار مردم است ، نه الزام و اجبار به پذيرش .
v از شرايط پذيرش دعوت انبيا، آمادگي روحي مردم و پرواداشتن از گناه است.
v آخرت به قدري بزرگ است كه تمام عمر دنيا و برزخ در كنار آن ،به مقدار شبي يا روزي بيش نيست.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 6:3 توسط M.A
|
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون