آیات 5 تا 11 سوره مبارکه قارعه و 1 تا 8 تکاثر و 1 تا 3 عصر و 1 تا 2 همزه
گلبرگ ششصدام
وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (٥)فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ (٦)فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ (٧)وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ (٨)فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ (٩)وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ (١٠)نَارٌ حَامِيَةٌ (١١)
۞بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ (١)حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (٢)كَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (٣)ثُمَّ كَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (٤)كَلا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (٥)لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (٦)ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (٧)ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (٨)
۞بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
وَالْعَصْرِ (١)إِنَّ الإنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ (٢)إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (٣)
۞بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (١)الَّذِي جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ (٢)
5. and the mountains will be like carded wool.
6. then, He whose balance (of good deeds) will be (found) heavy,
7. will be In a life of good pleasure and satisfaction.
8. but He whose balance (of good deeds) will be (found) light,-
9. will have His home In a (bottomless) Pit.
10. and what will explain to Thee what This is?
11. (it is) a Fire Blazing fiercely!
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. the mutual rivalry for piling up (the good things of This world) diverts you (from the more serious things),
2. until ye visit the graves.
3. but Nay, ye soon shall know (the reality).
4. again, ye soon shall know!
5. Nay, were ye to know with certainty of mind, (ye would beware!)
6. ye shall certainly see Hell-Fire!
7. again, ye shall see it with certainty of sight!
8. then, shall ye be questioned that Day about the joy (ye indulged in!).
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. by (the Token of) time (through the ages),
2. Verily man is In loss,
3. except such As have Faith, and do righteous deeds, and (join together) In the mutual teaching of truth, and of patience and constancy.
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. woe to every (kind of) scandal-monger and-backbiter,
2. who pileth up wealth and layeth it by,
5*و کوهها مانند پشم رنگارنگ زده شده. 6* پس هر کس کفه های عمل خیرش در ترازویش سنگین باشد. 7* پس او در زندگی رضایت بخشی است. 8* ولی هر کس کفه های کار خیرش در ترازویش سبک باشد. 9* پس در آغوش آتش است. 10* و تو چه دانی آن چیست؟ 11* آتشی سوزان.
۞به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* فزون طلبی و تفاخر شما را سرگرم کرد. 2* تا آنجا که به زیارت مقبره ها رفتید. 3* چنین نیست که می پندارید به زودی خواهید فهمید. 4* باز چنین نیست (که می پندارید)، در آینده خواهید دانست. 5* چنین نیست (که می پندارید)، اگر شما به آخرت علم یقینی داشتید. 6* قطعاً دوزخ را می دیدید. 7* سپس آن را با عین الیقین می دیدید. 8* سپس در آن روز از نمت ها سؤال خواهید شد.
۞به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* به روزگار سوگند. 2* همانا انسان در خسارت است. 3* مگر آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده و یکدیگر را به حق و استقامت سفارش می کنند.
۞به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* وای بر هر عیب جوی طعنه زن. 2* آنکه مالی را جمع کرد و شماره اش کرد.
5. et les montagnes comme de la laine cardée;
6. quant à celui dont la balance sera lourde
7. il sera dans une vie agréable;
8. et quant à celui dont la balance sera légère,
9. Sa mère [destination] est un abîme Très profond.
10. et qui Te dira ce que c'est?
11. C'est un feu ardent.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. la course aux richesses vous distrait,
2. jusqu'à ce que vous visitiez les tombes.
3. mais Non! vous saurez bientٍt!
4. (Encore une fois)! vous saurez bientٍt!
5. Sûrement! Si vous saviez de science certaine.
6. vous verrez, Certes, la fournaise.
7. puis, vous la verrez Certes, avec l'oeil de certitude.
8. puis, assurément, vous serez interrogés, ce jour-là, sur les délices.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. par le Temps!
2. l'homme est Certes, en perdition,
3. sauf ceux qui croient et accomplissent les bonnes oeuvres, s'enjoignent mutuellement la vérité et s'enjoignent mutuellement l'endurance.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. Malheur à Tout calomniateur diffamateur,
2. qui amasse une fortune et la compte,

ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v در روایات می خوانیم: حضرت علی(ع) و فرزندان معصومش، میزان و معیار سنجش اعمال انسان ها در قیامت هستند.
شاید دلیل آن که کلمه "موازین" به صورت جمع آمده، این باشد که کارهای گوناگون انسان با ابزارهای گوناگون سنجیده می شود و هر کار، میزان مخصوص به خود را دارد.
"موازین" جمع "میزان" به معنای وسیله سنجش است و روشن است که اعمل انسان، امری عادی است و دارای مزن و جرم نیست که با ترازهای معمولی سنجیده شود، بلکه هر دسته از اعمال انسان، معیار سنجش مخصوص به خود دارد.
مادر برای همه کس، ماوی و پناه گاه است، اما در آن جا مادر و پناهگاه گروهی از انسان ها دوزخ است.
"هاویة" از "هَوی" به معنای سقوط است و دوزخ، محل سقوط گروهی است.
"حامیة" از "حمی" به معنای شدت حرارت است.
کوههای رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد شدن و خورد شدن و خاک شدن، مثل پشم زده رنگارنگ می شوند "کالعهن المنفوش"، "منفوش" از "نفش" به معنای باز کردن و کشیدن پشم است تا آن جا که اجزای آن از هم بگسلد.
سبک و سنگینی مخصوص مادیات نیست. لذا به سخنان بی محتوی می گویند: سخن سبک. شاید مراد از "ثقلت موازینه" و "خفّت موازینه" ارزش و کیفیت عمل باشد و شاید هم مراد، قلت و کثرت آن باشد.
حضرت علی(ع) فرمودند: مراد از سبکی عمل، کم بودن عمل و مراد از سنگینی عمل، زیادی آن است "قلّة الحساب و کثرته".
شخصی سلمان را تحقر کرد که تو کیستی و چیستی؟ پاسخ داد: اول من و تو نطفه و آخر من و تو مردار است. این دنیاست، اما در قیامت "مَن ثقلت موازینه فهو الکریم و من خفّت موازینه فهو لئیم" هر کس میزان او سنگین باشد، تکریم می شود و هر کس سبک باشد، تحقیر و ملامت خواهد شد.
عموم انسان ها، هم کار خوب و هم کار بد دارند و این طور نیست که برخی از مردم همه کارهایشان خوب و برخی دیگر همه کارهایشان بد باشد. اما مهم آن است که خوبی ها بر بدی ها غلبه کند. به تعبیر قرآن "ثقلت موازینه" یعنی کفه خوبی ها سنگین تر از کفه بدی ها باشد که در این صورت بهشتی است. اما اگر کفه خوبی ها سبک تر باشد "خفّت موازینه" سرانجامش دوزخ است.
سوره مبارکه تکاثر
v "تکاثر" از "کثرت" به معنای فزون طلبی و فخرفروشی به دیگران به واسطه کثرت اموال و اولاد است.
سوره مبارکه عصر
v در صدر اسلام، مسلمانان هنگام خداحافظی و جدا شدن از یکدیگر این سوره را تلاوت می کردند.
خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانی سوگند یاد کرده است. فجر "و الفجر"، صبح "و الصبح"، روز "و النهار"، شب "و اللیل"، چاشت "و الضُحی"، سحر "و اللیل اذا ادبر"، عصر "و العصر" گرچه به سحر چند بار سوگند یاد کرده است.
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است که منظور، عصر خروج حضرت مهدی(ع) است.
بعضی مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفته اند. بعضی عصر را به معنای لغوی آن یعنی فشار گرفته اند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدایی و تلاش و ابتکار انسان هاست. بعضی مراد از عصر را عصاره هستی یعنی انسان کامل گرفته اند و بعضی آن را هنگام نماز عصر دانسته اند.
خسارت در مال قابل جبران است، اما خسارت در انسانیت، بالاترین خسارتهاست "ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم".
سفارش دیگران به حق، ممکن است عوارض تلخی داشته باشد که باید با صبر و استقامت به استقبال آن رفت "تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر".
فخررازی می گوید: انسان در دنیا مانند یخ فروشی است که هر لحظه سرمایه اش آب می شود و باید هرچه زودتر آن را بفروشد وگرنه خسارت کرده است.
با این که سفارش به حق و صبر جزء اعمال صالح است ولی به خاطر اهمیت جداگانه بیان شده اند. همان گونه که صبر و استقامت نیز حق است و "تواصوا بالحقّ" شامل آن می شود ولی به خاطر اهمیت صبر جداگانه آمده است "تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر".
قرآن در آیه ای دیگر فضل و رحمت الهی را عامل دوری از خسارت شمرده و می فرماید: "فلو لا فضل الله علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین" بنابراین ایمان و عمل صالح و تواصی به حق، در سایه فضل و رحمت الهی حاصل می شود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدایت می شود که به ایمان برسد و نه اهل عمل صالح می گردد.
سوره مبارکه همزه
v "همزة" از "هَمز" به معنای عیب جویی از طریق چشم و ابرو و اشاره است. "لَمز" به معنای عیب جویی با زبان است. حرف (ة) در پایان این دو کلمه برای مبالغه است، نظیر "ضحکة" به معنای کسی که زیاد می خندد.
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v فزون طلبی و فخر فروشی انسان را به کارهای بیهوده و عبث می کشاند.
v فزون طلبی، عامل غفلت از حساب قیامت است.
v دامنه فزون طلبی تا شمارش مردگان پیش می رود.
v بی خبری از احوال قیامت، انسان را به انحراف می کشاند.
v در برابر افکار و رفتار انحرافی باید هشدار را تکرار کرد.
v از طریق ایمان و یقین انسان می تواند آینده را ببیند.
v در فرهنگ جاهلی، کمیت و جمعیت، تا آن جا ارزش دارد که حتی مردگان را در شمارش به حساب می آورند.
v تکاثر و تفاخر، کیفر سختی دارد.
v عاقبت اندیشی مانع فخر فروشی است.
v باید برای رسیدن به یقین و شناخت حقایق تلاش کرد تا از خطرات قیامت در امان بود.
v سرگرمان به دنیا هرگز به درجه یقین نمی رسند.
v ایمان و یقین، درجاتی دارد.
v حساب قیامت براساس امکاناتی است که خداوند به هر کس داده است و لذا هر کس متفاوت از دیگری است.
v دوران تاریخ بشر، ارزش دارد و خداوند به آن سوگند یاد کرده است. پس از عبرت های ان پند بگیریم.
v انسان از هر سو در خسارت است.
v انسان مطلق که در مدار تربیت انبیا نباشد، در حال خسارت است.
v تنها راه جلوگیری از خسارت، ایمان و عمل است.
v به فکر خود بودن کافی نیست. مؤمن در فکر رشد و تعالی دیگران است.
v سفارش به صبر به همان اندازه لازم است که سفارش به حق.
v ایمان بر عمل مقدم است، چنان که خودسازی بر جامعه سازی مقدم است.
v بدون ایمان و عمل سفارش دیگران به حق و صبر، خسارت انسان بسیار بزرگ است.
v اقامه حق به استقامت نیاز دارد.
v جامعه زمانی اصلاح می شود که همه مردم در امر به معروف و نهی از منکر مشارکت داشته باشند. هم پند دهند و هم پند بپذیرند.
v نجات از خسارت زمانی است که انسان در صدد انجام تمام کارهای نیک باشد گرچه موفق به آنجام انها نشود.
v ایمان باید جامع باشد نه جزئی. ایمان به همه اجزا دین، نه فقط برخی از آن.
لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون