گلبرگ ششصد و دوم
 
وَلا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (٣)فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (٤)الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ (٥)الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (٦)وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (٧)
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (١)فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (٢)إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأبْتَرُ (٣)
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (١)لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣)وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (٤)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٥)لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (٦)
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (١)وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (٢)فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا (٣)
 
3. and encourages not the feeding of the indigent.4. so woe to the worshippers5. who are neglectful of their prayers,6. those who (want but) to be seen (of men),7. but refuse (to supply) (Even) neighbourly needs.
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.1. to Thee have we granted the Fount (of Abundance).2. Therefore to Thy Lord turn In prayer and sacrifice.3. for He who hateth thee, He will be cut off (from future Hope).
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.1. say : O ye that reject Faith!2. I worship not that which ye worship,3. nor will ye worship that which I worship.4. and I will not worship that which ye have been wont to worship,5. nor will ye worship that which I worship.6. to you be your way, and to me mine.
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.1. when comes the help of Allah, and victory,2. and Thou dost see the people enter Allah.s Religion In crowds,3. celebrate the praises of Thy Lord, and pray for His forgiveness: for He is Oft-Returning (in Grace and mercy).
 
3* و دیگران را بر اطعام مسکین تشویق نمی کند. 4* پس وای به حال نمازگزاران. 5* آنان که از نمازشان غافلند. 6* آنان که پیوسته ریا می کنند. 7* و از دادن زکات (و و سایل ضروری زندگی) باز می دارند.
۞ به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم. 2* پس برای پروردگارت نماز بگزار و شتر (شتر) قربانی کن. 3* همانا دشمن تو بی نسل و دم بریده است.
۞ به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* بگو: ای کافران! . 2* من نمی پرستم آنچه شما می پرستید. 3* و نه شما می پرستید آنچه من می پرستم. 4* و نه من می پرستم آنچه را شما پرستش کرده اید. 5* و نه شما می پرستید آنچه را من می پرستم. 6* (حال آن که چنین است) آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم.
۞ به نام خداوند بخشاينده مهربان ۞
1* هنگامی که نصرت الهی فرا رسید. 2* مردم را دیدی که دسته دسته در دین خدا وارد می شوند. 3* پس باید سپاسگزارانه پروردگارت را تنزیه کنی و از او آمرزش بخواه که او توبه پذیر است.
 
3. et qui n'encourage point à nourrir le pauvre.4. Malheur donc, à ceux qui prient5. Tout en négligeant (Et retardant) leur Salat,6. qui sont pleins d'ostentation,7. et refusent l'ustensile (à celui qui en a besoin).
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux. 1. nous t'avons Certes, accordé l'Abondance.2. accomplis la Salat pour Ton Seigneur et sacrifie.3. celui qui Te hait sera Certes, sans postérité.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux. 1. Dis: ‹ vous les infidèles!2. Je n'adore pas ce que vous adorez.3. et vous n'êtes pas adorateurs de ce que j'adore.4. Je ne suis pas adorateur de ce que vous adorez.5. et vous n'êtes pas adorateurs de ce que j'adore.6. a vous votre religion, et à Moi ma religion›.
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux. 1. Lorsque vient le secours d'Allah Ainsi que la victoire,2. et que Tu vois les gens entrer en foule dans la religion d'Allah,3. Alors, par la louange, célèbre la Gloire de Ton Seigneur et implore son pardon. car C'est Lui le grand Accueillant Au repentir.
 

 

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ
 
v "ماعون" از "مَعن" به معنای ابزار و وسایلی است که معمولاً همسایگان به یکدیگر عاریه می دهند تا آن که نیازشان برطرف شود. مثل ظروف غذاخوری در مهمانی ها.
دین یک مجموعه به هم پیوسته است. نمازش از اطعام و رسیدگی به محرومین جدا نیست.
در روایات، "ساهون" به معنای سستی، ترک و ضایع کردن نماز آمده است.
حساب حضور در نماز جماعت، به خاطر حفظ شعائر الهی، از حساب و ریا و خودنمائیی به خاطر اهداف نفسانی جداست.
در حدیث می خوانیم: کسی که از دادن وسایل منزل خود به همسایگان دریغ ورزد، خدا روز قیامت لطف خود را نسبت به او دریغ خواهد کرد. البته در حدیث دیگری می خوانیم که پرسیدند: ما همسایگانی داریم که هرگاه وسائلی به آنها عاریه می دهیم، می شکنند یا خراب می کنند، آیا گناه است که به آنها ندهیم؟ حضرت فرمود: در این صورت مانعی ندارد.
در حدیث می خوانیم: هرکس به اوقات نماز بی اعتنایی کند و نماز را در اول وقت نخواند، ویل دارد.
امام صادق(ع) فرمودند: ماعون، شامل قرض الحسنه و هر کار نیک درباره دیگران و در اختیار قرار دادن وسایل خانه و از جمله زکات است.
 
 
سیمای سوره مبارکه کوثر
این سوره سه آیه دارد و در مکه نازل شده و کوچک ترین سوره قرآن کریم است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای خیر کثیر و فراوان می باشد.
براساس روایات متعدد از شیعه و سنی، عاص بن وائل، پدر عمر و عاص که از بزرگان مشرکان مکه بود، پس از آنکه پسران پیامبر از دنیا رفتند و آن حضرت دیگر پسری نداشت، از روی طعنه و زخم زبان، پیامبر(ص) را ابتر و بدون دنباله خواند.
خداوند برای تسلی خاطر پیامبر(ص) و پاسخ به این سخن نابجا، سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقای نسل و فکر پیامبر(ص) را خبر داد.
در روایات، برای کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت، وعده داده شده است.
 
 
v کلمه "کوثر" از "کثرت" گرفته شده و به معنای خیر کثیر و فراوان است و روشن است که این معنا می تواند مصادیق متعددی همچون وحی، نبوت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو داشته باشد، ولی آیه آخر سوره، می تواند شاهدی بر این باشد که مراد از "کوثر"، نسل مبارک پیامبر(ص) است. زیرا دشمن کینه توز با جسارت به پیامبر(ص)، او را ابتر نامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: "انّ شانئک هو الابتر" دشمن تو، خود ابتر است. بنابراین اگر مراد از کوثر، نسل نباشد، برای ارتباط آیه اول و سوم سوره، توجیه و معنایی دلپسند نخواهیم داشت.
کلمه "ابتر" در اصل به حیوان دم بریده و در اصطلاح به کسی گفته می شود که نسلی از او به یادگار باقی نمانده باشد. از آنجا که فرزندان پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفتند، دشمنان می گفتند: او دیگر عقبه و نسلی ندارد و ابتر است. زیرا در فرهنگ جاهلیت دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگاه دارد. بنابراین جمله " انّ شانئک هو الابتر" دلیل آن است که مراد از کوثر، نسل کثیر پیامبر(ص) است که بدون شک از طریق حضرت زهرا(ع) می باشد.
این نسل پربرکت از طریق حضرت خدیجه(ع) نصیب پیامبر اکرم(ص) شد. آری خدیجه مال کثیر داد و کوثر گفت. ما نیز تا از کثیر نگذریم به کوثر نمی رسیم.
فخررازی در تفسیر کبیر می گوید: چه نسلی با برکت تر از نسل فاطمه(ع) که مثل باقر و صادق و رضا(ع) از آن برخاسته است و با آن که تعداد بسیاری از آنان را در طول تاریخ، به خصوص در زمان حکومت بنی امیه و بنی عباس شهید کردند، اما باز هم امروز فرزندان او در کثیر کشورهای اسلامی گسترده اند.
در زمانی که خبر تولد دختر سبب اندون پدر می شد، به گونه ای که صورتش از غصه سیاه گشته و به فکر فرو می رفت که از میان مردم فرار کند یا دخترش را زنده به گور کند: "یتواری من القوم ام یدُسّه فی التّراب"، در این زمان قرآن به دختر لقب کوثر می دهد تا فرهنگ جاهلی را به فرهنگ الهی و انسانی تبدیل کند.
کوثر الهی، به جنسیت بستگی ندارد؛ فاطمه(ع)، دختر بود اما کوثر شد. به تعداد کثیر بستگی ندارد؛ فاطمه(ع)، یک نفر بود اما کوثر شد. آری خداوند می تواند کم را کوثر و زیاد را محو کند.
 
سوره مبارکه کافرون
 
v در شان نزول این سوره آمده است که بعضی از سران قریش به پیامبر(ص) گفتند: ای محمد تو یک سال از آیین ما پیروی کن، ما سال بعد از تو پیروی می کنیم. آنگاه هر کدام بهتر بود آن را ادامه می دهیم، اما پیامبر(ص) نپذیرفت. گفتند: لااقل خدایان ما را مسّ کن و تبرک بجوی تا ما نیز خدای تو را بپرستیم، در این هنگام این سوره نازل شد.
کلمه "قل" اندکی از کینه کفار نسبت به پیامبر(ص) می کاهد، زیرا می فهمند که سرکارشان با خداست و پیامبر تنها مامور است.
گاهی باید مخالفان را به حال خود رها کرد و گفت: "لکم دینکم" چنان که در سوره قصص آیه55 می خوانیم: "لنا اعمالنا و لکم اعمالکم" و این نوعی تحقیر و تهدید است نه اجازه برای هر نوع عمل و عقیده.
 
سوره مبارکه نصر
 
عموم مفسرین، این سوره را مربوط به زمان فتح مکه در سال هشتم هجری می دانند که گروهی از مردم به خاطر حقانیت اسلام، ایمان آوردند و بعضی از ترس به اسلام تظاهر کردند، نظیر ابوسفیان که امام علی(ع) درباره آنان فرمود: "ما اسلموا ولکن استسلموا و اسرّوا الکفر" آنان در ظاهر مسلمان شدند ولی در دل کافر ماندند. در قرآن برای ایمان دو نوع دخول آمده است: یکی دخول مردم در دین که در این سوره می فرماید: "یدخلون فی دین الله" و دیگری دخول در دل مردم که در سوره حجرات می فرماید: "و لمّا یدخل الایمان فی قلوبکم" هنوز دین داخل قلب های شما نشده است.
در حدیث می خوانیم: هنگامی که حضرت مهدی(ع) ظهور کنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان می آورند.
قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تکبیر و تحمید سفارش کرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژه های تکبیر و تحمید آمده است.
نصرت خداوند، منوط به یاری مردم از دین اوست "ان تنصروا الله ینصرکم".
کلمه "توّاب" یازده بار در قرآن آمده است که نه بار همراه با واژه رحمت "توّاباً رحیماً" ، یک بار همراه رحمت و یک بار به طور مطلق در این سوره آمده است.
 
 
ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ
 
v تکذیب عملی قیامت از سوی اهل ایمان، امری شگفت آور و جای سؤال است.
v طرد یتیم انسان را از خدا دور می کند.
v نشانه ایمان، یتیم نوازی و توجه به گرسنگان و محرومان است و هرکس بی توجه باشد بی دین است.
v میان عقیده و عمل رابطه تنگاتنگ است. (مسائل جزئی مانند مثل طرد یتیم را جزئی نگیرید که گاهی از مسائل مهمی مثل تکذیب دین خبر می دهد).
v نیازهای عاطفی، مقدم بر نیازهای جسمی است. (اول محبت به یتیم، سپس سیر کردن مسکین).
v هر نمازی ارزش ندارد و هر نمازگزاری بهشتی نیست.
v سهو اگر برخاسته ا تقصیر و بی اعتنایی باشد، سرزنش دارد.
v سهو در نماز قابل جبران و بخشش نیست ولی سهو از نماز، به معنای رها کردن آن، قابل بخشش نیست.
v خطر آنجاست که کار زشت سیره دائمی انسان شود.
v اخلاص، شرط قبولی نماز و عبادت است.
v اطعام فقرا مخصوص توانگران نیست، همه وظیفه دارند، گرچه از طریق تحریک و تشویق دیگران باشد.
v کسی که گاهی از نماز غافل می شود، مشمول ویل است، پس وضع تارکان دائم نماز چیست!
v بی تفاوتی نسبت به نیازهای ضروری مردم کیفر دارد.
v خدمت به مردم در کنار نماز است.
v غفلت از نماز، بستر غفلت از مردم است.
v بی اعتنایی به گرسنگان، نشانه بی اعتقادی به قیامت است.
v سهو از اصل و حقیقت نماز مهم است، نه از تعداد رکعات که گاهی عارض می شود و قابل جبران است.
v افرادی که از خدا جدا می شوند، به دنبال کسب جایگاهی در نزد دیگران با ریا کاری هستند.
v بخل، ویژگی منکران معاد است، که حتی از عاریه دادن چیزهای کوچک و ناچیز بخل می ورزند.
v فرزند و نسل عطیه الهی است.
v توجه و عنایت به زیردستان، شرط مدیریت و رهبری است.
v در قرآن به نماز یا سجده شکر سفارش سده است.
v تشکر باید فوری باشد.
v نوع تشکر را باید از خدا بیاموزیم.
v در نعمت ها و شادی ها خدا را فراموش نکنیم.
v آنچه می تواند به عنوان تشکر از کوثر قرار گیرد، نماز است. (نماز جامع ترین و کامل ترین نوع عبادت است که در آن هم قلب باید حضور داشته باشد با قصد قربت و هم زبان با تلاوت حمد و سوره و هم بدن با رکوع و سجود. مسح سر و پا نیز شاید اشاره به آن باشد که انسان از سر تا پا بنده اوست. در نماز بلندترین نقطه بدن که پیشانی است، روزی سی و چهار بار بر زمین ساییده می شود تا در انسان تکبری باقی نماند. حضرت زهرا(ع) در خطبه معروف خود فرمود: فلسفه و دلیل نماز پاک شدن روح از تکبر است "تنزیهاً لکم من الکبر" ).
v دستورات دینی، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشکر از نعمت را لازم می داند، دین هم به همان فرمان می دهد.
v چون عطا از اوست، تشکر هم باید برای او باشد.
v قربانی کردن، یکی از راه های تشکر از نعمت های الهی است. (زیرا محرومان به نوایی میرسند).
v هر که بامش بیش برفش بیشتر. کسی که کوثر دارد، ذبح گوسفند کافی نیست باید شتر نحر کند و بزرگ ترین حیوان اهلی را فدا کند.
v رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدم است.
v انفاقی ارزش دارد که در کنار ایمان و عبادت باشد.
v شکر عطا گرفتن از خدا، عطا کردن به مردم است.
v نمازی ارزش دارد که خالصانه باشد و انفاقی ارزش دارد که سخاوتمندانه باشد.
v دشمنان پیامبر و مکتب او ناکام هستند.
v توهین به مقدسات، توبیخ و تهدید سخت دارد.
v از متلک ها و توهین ها نهراسیم که خداوند طرفداران خود را حفظ می کند.
v زود قضاوت نکنیم و تنها به آمار و محاسبات تکیه نکنیم که همه چیز به اراده خداوند است.
v مسلمانان باید در برابر پیشنهاد غیر منطقی، صریح و قاطع پاسخ بگویند و دشمنان را از خود مایوس نمایند.
v به نام وحدت، نباید از اصول و ارزش ها سرپیچی کرد.
v دنیای کفر باید از تسلیم شدن مسلمین مایوس باشد.
v اعلام برائت از کفار باید مکرر و موکد و علنی باشد.
v در دین معامله نکنید، با دشمن سازش و مداهنه نکنید و در برابر تکرار پیشنهاهای نابجا، شما نیز موضع خود را قاطعانه تکرار کنید.
v به خاطر جذب دیگران، دست به هر کاری نزنید.
v قرآن از غیب خبر می دهد.
v پایداری و قاطعیت، شرط رهبری است.
v عبادت و بندگی خدا، ملاک تمایز مؤمن از کافر است. آن که ادعای ایمان می کند اما نماز نمی گزارد، در ادعایش شک کند.
v انسان در انتخاب دین آزاد است نه مجبور.
v باید صف ها از هم جدا شود، حق از باطل و کفر از ایمان متمایز شود.
v معبود هر کس، بیانگر دین و آیین اوست.
v مسلمانان وظیفه دارند در حد توان و امکان خود تلاش کنند تا زمینه ورود مردم به توحید و یکتاپرستی دیگران به اسلام فراهم شود.
v اگر موانع برطرف شود، مردم گروه گروه ایمان می آورند.
v فتح و پیروزی شما را مغرور نسازد که هر چه هست از خداست.
v تنزیه خداوند از عیب و نقصو ظلم، باید با سپاس از نعمت ها و سنایش او باشد.
v سپاس و ستایش و تسبیح خداوند، مقدمه استغفار و آمرزش طلبی است.
v توبه پذیری سنت خداوند است.
v صالحان که به قدرت می رسند به جای غرور و غفلت، جان و روح خود را با یاد خدا معطر می کنند.