گلبرگ ششصد و چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَاللَّهُ أَحَدٌ (١)اللَّهُ الصَّمَدُ(٢)لَمْ يَلِدْوَلَمْ يُولَدْ(٣)وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ(٤)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ(١)مِنْ شَرِّمَاخَلَقَ(٢)وَمِنْ شَرِّغَاسِقٍ إِذَاوَقَبَ (٣)وَمِنْ شَرِّالنَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ(٤)وَمِنْ شَرِّحَاسِدٍإِذَاحَسَدَ(٥)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِ ّالنَّاسِ(١)مَلِكِ النَّاسِ(٢)إِلَهِ النَّاسِ(٣)مِنْ شَرِّالْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ(٤)الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِالنَّاسِ (٥)من الجنه والناس (6)

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. say: He is Allah, the one and Only 2. Allah, the Eternal, Absolute 3. He begetteth not, nor is He begotten 4. and there is none like unto Him.

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. say: I seek refuge with the Lord of the dawn 2. from the mischief of created things 3. from the mischief of darkness As it overspreads 4. from the mischief of those who practise secret arts 5. and from the mischief of the envious one As He practises envy.

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. say: I seek refuge with the Lord and Cherisher of mankind2. the king (or Ruler) of mankind 3. the Allah (for judge) of mankind 4. from the mischief of the Whisperer (of Evil), who withdraws (after His whisper) 5. (the same) who whispers into the hearts of mankind 6. among Jinns and among men.

به نام خداوند بخشنده مهربان

1* بگو اوست خداي يكتا و يگانه 2* خدا بي نيازي است كه نيازها بدو برند. 3* كسي را نزاده و زاده نشده 4* و هيچ كس او را همتا و همانند نيست.

به نام خداوند بخشنده مهربان

1*بگو پناه ميبرم به خداوند سپيده دم 2* از شر آنچه آفريده است 3* و از شر شب تاريك آنگاه كه در آيد 4* و از شر دمندگان در گروها زنان جادوگر- 5* و از شر هر بدخواه حسود آنگاه كه بدخواهي كند.

به نام خداوند بخشنده مهربان

بگو پناه ميبرم به پروردگار مردم 2* پادشاه مردم 3* خداي مردم 4* از شر وسوسه گر نهاني شيطان،‌كه به گناه وسوسه ميكند و پنهان ميگردد-. 5*آن كه در سينه هاي يعني دلهاي- مردم وسوسه ميكند. 6* از پريان و آدميان شيطانهاي انس و جن.

Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le TrèsMiséricordieux.

1. Dis: ‹Il est Allah, unique. 2. Allah, le seul à êtreimploré pour ceque nous désirons. 3. iln'ajamaisengendré,n'a pas étéengendré non plus. 4.etNuln'estégal à Lui›.

Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le TrèsMiséricordieux.

1. Dis: ‹Je cherche protection auprès du Seigneur de l'aubenaissante, 2. contrele mal des êtresqu'il a créés, 3. contre le mal de l'obscuritéquandelles'approfondit, 4. contre le mal de celles qui soufflent (les sorcières) sur les noeuds, 5. etcontre le mal de l'envieuxquandilenvie›.

Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le TrèsMiséricordieux.

1. Dis: ‹Je cherche protectionauprès du Seigneur des hommes. 2. lesouverain des hommes, 3. Dieu des hommes, 4. contre le mal du mauvaisconseiller, furtif, 5. quisouffle le maldans les poitrines des hommes, 6. qu'il (le conseiller) soit un djinn, ou un êtrehumain›

 

التماس دعا

 

سيماي سوره توحيد

برخي از اهل كتاب و مشركان ،‌ از پيامبر خواستند كه خدايت را براي ما معرفي كن ، اين سوره كه به منزله شناسنامه خداوند است ،‌نازل شد و خداوند را از داشتن پدر و مادر يا فرزند و همسر و يا شبيه و شريك ،‌پاك و منزه دانست.

اين سوره شامل خالص ترين عقايد توحيدي است ، از اين رو سوره توحيد و اخلاص نام گرفته است.

در فضيلت اين سوره ، روايات بسياري وارد شده است مثلا اينكه در شبانه روز لااقل يكبار اين سوره را در نمازهاي خود بخوانيد و پس از آن بگوييد : «كذلك الله ربي:پروردگارمن چنين است»

ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

ü        كلمه « الله» از «وله» به معناي تحير است ، يعني آفريده ها از درك حقيقت او عاجز و در شناخت ذات او واله و متحيرند.

ü        ميان كلمه «واحد» و «احد» تفاوت است. «واحد» در جايي به كار مي رود كه ثاني و ثالث براي آن فرض شود ، برخلاف «احد» كه در مورد يكتا و يگانه استعمال مي شود.

ü        توحيد ،‌مرز ميان ايمان و كفر است و ورود به قلعه ايمان بدون اقرار به توحيد ممكن نيست.

ü        حضرت علي (ع) در نامه اي به فرزندش امام حسن (ع) مي نويسد : اگر پروردگارت شريكي داشت ، او نيز پيامبراني مي فرستاد تا مردم بشناسند و بندگي اش كنند.

ü        دليل يكتايي او ، هماهنگي ميان آفريده هاست.

ü        در جنگ جمل ، يك عرب صحرا نشين درباره معناي توحيد از حضرت علي (ع) سوال كرد . ديگر رزمندگان از او ناراحت شدند كه اين چه سوال نابجايي است، اما آن حضرت فرمود : جنگ ما براي توحيد است و آنگاه معناي صحيح توحيد را براي او بيان فرمود.

ü        خداوند ، نه فقط در ذات ، بلكه در صفات نيز يكتاست .

ü        «صمد» به معناي قصد كردن است . خداوند صمد است ،‌يعني همه موجودات در امورشان او را قصد ميكنند و او مقصود همگان است .

ü        امام حسين (ع) در پاسخ اهل بصره كه از معناي صمد سوال كرده بودند ،‌فرمود : معناي صمد همان جملات پس از آن يعني (لم يلد و لم يولد ) است.

ü        حضرت علي (ع)‌در تفسير صمد فرمود :« خداوند صمد كسي است كه از چيزي به وجود نيامده ، در چيزي فرو نرفته و بر چيزي قرار نگرفته است . آفريننده اشياء و خالق آنهاست ،‌همه چيز را به قدرتش پديد آورده ،‌آنچه براي فنا آفريده به اراده اش از هم متلاشي ميشود و آنچه براي بقاء خلق كرده به علمش باقي مي ماند.

ü        امام صادق (ع) فرمود : اگر اهلش را پيدا ميكردم از همين كلمه «صمد» توحيد و اسلام و ايمان را استخراج ميكردم.

ü        رابطه خداوند با موجودات، رابطه آفرينش است نه زايش . او موجودات را مي آفريند ، يعني از نيستي به هستي مي آورد، نه آنكه خود بزايد.

ü        چون بيشتر مشركان و اهل كتاب براي خداوند فرزند قائل بودند ، لذا (لم يلد) كه به معناي نداشتن فرزند است ، مقدم بر (لم يولد) آمده است.

ü        موجودات،‌نه فقط از او زاده نشوند ، بلكه حتي از او خارج نشوند، آن گونه كه ميوا هز گل ،‌درخت از هسته ،‌آب از ابر و چشمه از دل ،‌صادر و خارج ميشوند.

ü        «كفو» به معناي شبيه و نظير و مانند است . چنانكه در بحث ازدواج ، توصيه شه همسري انتخاب كنيد كه «كفو» شما باشد . يعني در دين و اخلاق شبيه و مانند شما باشد .

ü        خدا صمد است ، يعني او از ديگران بي نياز و همه به او نيازمندند. بنابراين نمي تواند همتايي داشته باشد، زيرا همتاي او بايد بي نياز از او باشد كه اين با صمد بودن خداوند سازگار نيست.

ü        كلمه «فلق» مثل «فجر» به معناي شكافتن است ،‌شكافتن سياهي شب يا سپيده صبح

ü        مراد از «غاسق» آغاز شب است كه تاريكي را به همراه مي آورد.

ü        از آنجا كه افراد شرور ،‌براي حمله و هجوم و يا توطئه چيني از تاريكي شب استفاده ميكنند،‌لذا به خدا پناه ميبريم از شروري كه در شب واقع شود.

ü        «نفاثات» از «نفث» به معناي دميدن و «عقد» جمع «عَقد» بع معناي گره است.

ü        در هر چيزي احتمال بروز شر وجود دارد، حتي كمالاتي مثل علم و احسان ، شجاعت و عبادت نيز آفاتي دارند.

ü        در آسيب پذيري سه اصل وجود دارد آمادگي هجوم از سوي دشمن فرصت هاي مناسب براي هجوم نظير تاريكي ها وجود حفره ها و نقطه ضعف ها آري دشمن به دنبال تاريكي ها و حفره هاي و نقاط ضعف است.

ü        تبليغات سوء جوسازي ها ، سخن چيني ها ،‌جاسوسي ها و شايعه پراكني ها ،‌نمونه هايي از (نفاثات في العقد) است، يعني مي دهمند تا محكمات را سست كنند. چنانكه كساني با وسوسه و شك ميان همسران فتنه گري ميكنند.

ü        با آنكه هر چه خدا آفريده است ، خير است لكن هز چيزي در مسير صحيح خود قرار نگيرد، شر مي شود. چنانكه آهن خير است ولي اگر چاقو شد امكان سوء استفاده از آن وجود دارد.

ü        (شرماخلق) يعني شر از سوي مخلوقات است ، نه از سوي خالق و نه ناشي از خلقت.

ü        پناه بردن به خدا از خطرات، تنها با گفتن « اعوذ» حاصل نمي شود ، بلكه علاوه بر گفتن، عمل نيز لازم است .

ü        زشت صورتي نزد رسول خدا از زشتي چهره خود شكايت كرد كه جبرئيل نازل شد و سلام خداوند را به آن مرد زشت رساند و گفت كه خداوند ميفرمايد: آيا دوست داري كه در قيامت تو به زيبايي جبرئيل باشي ؟ مرد شادمان شد و تصميم گرفت تمام عبادات و مستحبات را انجام دهد.

ü        شر مطلق وجود ندارد و خداوند نيافريده است ، بلكه چه بسيار اموري كه از يك زاويه شر ديده ميشوند و زاويه ديگر خير.

ü        بعضي از سختي ها و فشار ها ، شر نيست ،‌بلكه رمز تكامل است.

ü        قرآن سفارش ميكند كه با همسرانتان خوب رفتار كنيد و اگر نسبت به آنان كراهت داريد چه بسا در كنار آن الطافي نهفته باشد.

ü        بسيار از تلخي ها، استعدادهاي ما را شكوفا مي كند، حالت صبر و مقاومت را در ما رشد مي دهد و دل انسان را خاضع و خاشع ميسازد.

ü        شب براي مردان خدا ، زمان بندگي و عبادت است ، ولي براي نامردمان ، زمان توطئه و تهديد و هجوم است.

ü        سخن و يا حركتي كه روابط و دوستي هاي محكم را متزلزل كند، نفاثات است و بايد از آن به خدا پناه برد.

ü        پناه بردن انسان به خدا ، مستلزم پناه دادن خداوند است وگرنه فرمان پناه بردن لغو بود.

ü        يكي از مصاديق نفاثات،‌سحر و جادو است و لذا آموزش و عمل آن حرام است.

ü        پناه بردن در هر حال لازم است ،‌خواه آنجا كه خطر باشد خواه دريافت كمال باشد.

ü        در سوره فلق در برابر سه شر بيروني به يك صفت الهي پناه ميبريم. اما در سوره ناز به عكس است . در برابر يك خطر دروني ، به سه صفت الهي پناهنده ميشويم.

ü        قرآن ، ريشه بسياري از گناهان را (بغياً) به معناي حسادت دانسته است و امام صادق (ع) مي فرمايد : ريشه كفر حسادت است.

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

ü        پيامبران امين وحي اند ، خداوند به پيامبر فرمود . (قل...) او نيز ميگويد : (قل...)

ü        خداوند در عين حضور ، از ديدگان غايب است و قابل مشاهده نيست .

ü        به سوالات اعتقادي بايد پاسخ داد.

ü        عقايد حق را بايد به ديگران اعلام كرد.

ü        خداوند در همه چيز يكتاست.

ü        توجه تمام موجودات،‌خواسته يا ناخواسته به سوي اوست.

ü        تنها او غني است و همه به او محتاجند.

ü        تنها خداوند است كه سزاوار قصد كردن است .

ü        موجودات ، در همه امورشان محتاج اويند.

ü        صمديت و بي نيازي خداوند از همه چيز، دليل آن است كه او نياز به فرزند و والدين ندارد .

ü        خداوند علتي ندارد و از چيزي به وجود نيامده است .

ü        مولود ، معلول است و نمي تواند خدا باشد.

ü        نه در ذات، نه در صفات و نه در افعال ،‌هيچ كس و هيچ چيز شبيه و مانند خداوند نيست.

ü        خداوند شبيه ندارد تا بتواند شريك او در امور هستي گردد.

ü        پناه بردن به خدا را بايد به زبان جاري كرد.

ü        به خاطر زيادي خطرات و اهميت آن انبيا نيز بايد به خدا پناه برند.

ü        اصلاح خود و جامعه ،‌بدون استمداد و پناهندگي به خداوند امكان ندارد.

ü        چون شرور بر قلب و فكر انسان قفل ميزنند ،بايد به قدرتي پناه برد كه شكافنده و شكننده قفل ها و موانع باشد.

ü        در دعا بايد با ديد وسيع برخورد كنيد.

ü        حسادت ، دارويي جز پناه بردن به خدا ندارد.

ü        زمينه ها زماني خطرناك است كه به فعليت در آيند.

ü        حسادت ، كم و بيش در افراد هست ، اقدام عملي بر اساس آن گناه است.