آیات 14 تا 18 سوره مبارکه رعد
*تفسير آيات بر طبق تفسير نور جناب حجه الاسلام قرائتي (گزيده نكات و پيامهاي آيات كلام الله مجيد)*
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ (١٤)
14. for Him (alone) is prayer In truth: any others that They call upon besides Him Hear them no more than if They were to stretch forth their hands for water to reach their mouths but it reaches them not: for the prayer of those without Faith is nothing but (futile) wandering (in the mind).
14* او (خدا) راست دعوت حق و آنان که جز او را می خوانند ، [آن پرستیدگان] هیچ پاسخی بدیشان ندهند [و هیچ نیازی از آنان را بر نیاورند] مگر مانند کسی که دو دست خویش به سوی آب گشاده تا [آب] به دهانش برسد ولی نرسد . و خواندن کافران[بتان را] جر در گمراهی –زیانکاری- نیست .
14. a Lui l'appel de la vérité ! ceux qu'ils invoquent en dehors de Lui ne leur répondent d'aucune façon; semblables à celui qui étend ses deux mains vers l'eau pour la porter à Sa bouche, mais qui ne parvient jamais à l'atteindre. L'invocation des mécréants n'est que vanité.
-دعوت به پرستش خدای و دوری از توجه به دیگران تنها او را موثر دانستن، بارها در قرآن تذکر داده شده است . از جمله : اگر انسان ، تنها از من درخواست کند، من حتما او را پاسخ می دهم. اما اگر به سراغ دیگران رفت و از آنها حاجت خواست ، بداند آنها نمی شنوند و اگر هم بشوند اجابت نمی کنند.
-انسان محدود در زندگی پر حادثه دنیا نیازمند پناهگاهی مطمئن است ، انبیا پناهگاه واقعی را به او معرفی میکنند ، اما کمکهای دیگران (طاغوت ها) یا برای استحمار یا استثمار یا تبلیغات و حفظ موقعیت خود و یا .... می باشد و در واقع آنچه برای آنها مطرح نیست ، انسان است .
-انسان ، فطرتا تشنه حق و خواستار حقیقت است ولی راه وصول به آنرا گم می کند . اما جز ایمان به خدا و عشق و انس به او و دعا و درخواست از او ، هیچ چیز دیگری انسان بی نهایت طلب را سیراب نمی کند . چرا که دون الله هر چه باشد سراب است و دعا از غیر او بیهوده .
-جز خدا به سراغ دیگران نروید که از غیر او هیچ کاری ساخته نیست .
-سرچشمه شرک مردم ، تصورات و خیالات باطل آنهاست .
-هرکس خالصانه خدا را بخواند، با دست پر بر میگردد . دست خالی برگشتن به خاطر توجه به یر خداست.
وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ (١٥)
15. whatever beings there are In the heavens and the earth do prostrate themselves to Allah (Acknowledging subjection),- with good-will or In spite of themselves: so do their shadows In the morning and evenings.
15* و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه ، و سایه هاشان، بامدادان و شبانگاهان خدای را سجده می کنند .
15. et C'est à Allah que se prosternent, bon gré mal gré, tous ceux qui sont dans les cieux et sur la terre, Ainsi que leurs ombres, Au début et à la fin de journée. l'Enfer sera leur refuge. quel détestable lit de repos!
-کلمه «من» برای موجود عاقل بکار می رود و کلمه «ما» برای غیر آن . اما در آیات دیگر مشابه آیه 15 با کلمه «ما» آمده است ، لذا می توان نتیجه گرفت که مراد از این آیه نیز سجده ی همه موجودات است ، خصوصا که کلمه «ظلال» نیز مطرح شده که ناگفته پیداست سایه ، عقل ندارد .
-شاید منظور از سجده کردن سایه ها حالت افتادن سایه بر زمین باشد ، نظیر تشبیهی که در فارسی می آوریم که : سرو سواره می رود ، غنچه پیاده می رسد.
-«آصال» جمع «اُصُل» و آن جمع «اصیل» از ماده «اصل» به معنی انتها و آخر روز است .
-هستی ، مطیع و ساجد خداوند است ، چرا ما نباشیم ؟
-سجده ، مخصوص خداست .
-مومنین با میل و رغبت سجده می کنند، ولی دیگران بخاطر نیاز ، مجبور به تواضع و تذلل می شوند.
-اگر موجودی خدایی شد ، عوارض و آثار آن هم در خط خدا قرار می گیرد.
-سجده ی موجودات دائمی است .
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لا يَمْلِكُونَ لأنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (١٦)
16. say: "Who is the Lord and Sustainer of the heavens and the earth?" say: "(It is) Allah." say: "Do ye then take (for worship) protectors other than him, such As have no power either for good or for harm to themselves?" say: "Are the blind equal with those who see? or the depths of darkness equal with light?" or do They assign to Allah partners who have created (anything) As He has created, so that the creation seemed to them similar? say: "(Allah) is the Creator of all things: He is the one, the Supreme and irresistible."
16* بگو : پرورگار آسمانها و زمین کیست ؟ بگو : خدا . بگو : پس آیا به جای او دوستان و معبود هایی گرفته اید که مالک سود و زیان خودشان نیستند ؟! – تا چه رسد به اینکه بتوانند سود یا زیانی به شما برسانند – بگو : آیا نابینا و بینا برابرند ؟! یا تاریکیها و روشنایی یکسانند ؟! یا برای خدا شریکانی قرار داده اید که مانند افرینش او آفریده اند و [این دو] آفرینش بر آنان ماننده –مشتبه- شده است ؟! بگو : خدا آفریننده همه چیزهاست و اوست یگانه و چیره بر همه.
16. Dis: ‹Qui est le Seigneur des cieux et de la terre?› Dis: ‹Allah›. Dis: ‹Et prendrez-vous en dehors de Lui, des maîtres qui ne détiennent pour eux-mêmes égales, les ténèbres et la lumière? ou donnent-ils à Allah des associés qui créent comme Sa création Au point que les deux créations se soient confondues à eux? Dis: ‹Allah est le Créateur de toute chose, et C'est Lui l'Unique, le Dominateur suprême›.
-مشرکان از شدت تعصب ، به روشن ترین سوالات هم جواب نمی دهند، لذا پیامبر باید خود ، پاسخ سوالش را بدهد .
-کفار تنها خالقیت خدا را قبول داشتند و دیگران را مدبر می دانستند .
-انسانی که نمی تواند برای خود سودی را جلب یا ضرری را دفع نماید ، نباید تحت هر عنوانی به جای خدا مورد اطاعت مردم قرار گیرد.
-کسی که حق را دید و آنرا پذیرفت ، چشم دلش کور و فضای اطرافش ظلمات است .
- غیر از خداوند کسی چیزی را نیافریده تا در آفریده ها دچار اشتباه شویم.
أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ (١٧)
17. He Sends down water from the skies, and the channels flow, Each according to its measure: but the torrent bears away to foam that mounts up to the surface. Even so, from that (ore) which They heat In the fire, to make ornaments or utensils therewith, there is a scum likewise. Thus doth Allah (by parables) Show forth truth and Vanity. for the scum disappears like froth cast out; while that which is for the good of Mankind remains on the earth. Thus doth Allah set forth parables.
17* از آسمان آبی فرو آورد پس رودهایی به اندازه شان روان شد ، آنگاه سیل کفی بر روی خود بر آورد ، و از آنچه برای جستن زیوری یا کالایی در آتش می گدازند – فلزات – نیز کفی مانند آن [بر آورد] . اینچنین خدا حق و باطل را مثل می زند ، اما کف به کنار رود و نیست شود ، و اما آنچه مردم را سود می رساند – آب وفلزات – در زمین می ماند . این گونه ، خدا مثلها می زند.
17. il a fait descendre une eau du ciel à laquelle des vallée servent de lit, selon leur grandeur. le flot débordé à charrié une écume flottante; et semblable à celle-ci est [l'] écume provenant de ce qu'on porte à fusion, dans le feu pour [fabriquer] des bijoux et des ustensiles. Ainsi Allah représente en va, Au rebut, tandis que [l'eau et les objets] utiles aux hommes demeurent sur la terre. Ainsi Allah propose des paraboles.
-در این آیه دو مثال برای معرفی باطل ذکر شده است ، یکی مثال کفی که بر روی آب ظاهر می شود و دوم کفی که هنگام ذوب فلزات روی آنها را می پوشاند .
-باطل همچون کف است زیرا ، 1- رفتی است 2- در سایه حق جلوه می کند . 3- روی حق را می پوشاند . 4- جلوه دارد ولی ارزش ندارد . نه تشنه ای را سیراب می کند و نه گیاهی از آن می روید. 5- با آرام شدن شرایط محو می شود . 6- بالا نشین پر سر و صدا اما تو خالی و بی محتواست .
-تمثیل ، مسائل عقلی را محسوس و راه رسیدن به هدف را نزدیک می نماید ، مطالب را همگانی و لجوجان را خاموش می سازد، لذا قرآن از این روش بسیار استفاده نموده است .
-فیض الهی جاری است و هر کس به مقدار استعدادش بهره مند می شود .
- تلاش برای ساخت وسایل ضروری (متاع) یا رفاهی (حلیه) ممدوح است.
-در کوره ی حوادث است که ناخالصی ها معلوم و حق و باطل ظاهر می شود .
-وجود باطل ، اختصاص به مکان و زمینه ی خاص ندارد . (کف، هم بر روی سیل سرد و هم بر روی فلزات گداخته ظاهر می شود.)
- سرچشمه باطل ، ناخالصی هایی است که حق و حقیقت بدان آلوده شده است .
- حق و باطل با هم هستند ، اما سرانجام ، باطل رفتنی است .
-نفعع مردم در حق است .
-حق ماندنی است .
-هر ثروت ، دانش ، دوست و یا حکومتی که برای مردم مفید باشد، ماندنی است .
-آنچه از سوی خداوند نازل می شود، همچون باران خالص و حق است ، لکن همین که با مادیات در آمیخت ، دچار ناخالصی و زمینه ی پیدایش کف و باطل می شود .
لِلَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لافْتَدَوْا بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (١٨)
18. for those who respond to their Lord, are (all) good things. but those who respond not to him,- Even if They had all that is In the heavens and on earth, and As much more, (in vain) would They offer it for ransom. for them will the reckoning be terrible: their abode will be Hell,- what a bed of misery!
18* کسانی که پروردگارشان را پاسخ نیکو دادند، نیکوتر آنچه کرده اند دارند ، و کسانی که او را پاسخ نیکو ندادند ، اگر همه آنچه در زمین است و مانند آن را با آن می داشتند ، هر آینه برای باز خرید خویش [از عذاب] می دادند. اینان را بدی – سختی – حساب باشد و جایشان دوزخ است و بد بستر و جایی است .
18. la meilleur [fin] est pour ceux qui répondent à [l'appel] de leur Seigneur. et quand à ceux qui ne Lui répondent pas, s'il avaient Tout ce qui est sur le terre, et autant encore, ils l'offriraient en rançon. Ceux-là auront le détestable rendement de compte et l'Enfer sera leur refuge. quel détestable lit de repos!
-از قرآن استفاده ، در قیامت برای مردم چند نوع حساب وجود دارد : 1- گروهی حساب آسان دارند . 2- عده ای سخت و دقیق حسابرسی می شوند. 3- بعضی بی حساب به دوزخ می روند و نیازی به محاکمه و میزان ندارند . 4- گروهی بی حساب به بهشت می روند .
-طبق آنچه از روایات و احادیث متعدد بدست می آید ، کسانی که با مردم به عفو و رحمت برخورد کنند ، حسابشان آسان و کسانی که با مردم به سختی و دقت شدید عمل نمایند حسابشان سخت خواهد بود . افراد مشرک بی حساب به دوزخ و اهل صبر هم بی حساب به بهشت خواهند رفت.
-در قرآن استجابت طرفینی است ، یعنی اگر مردم انتظار استجابت از خداوند را دارند باید دعوت خدا را اجابت کنند ، هرگاه خدا و رسول ، شما را بسوی مکتب حیات بخش می خوانند پاسخ مثبت دهید تا خدا نیز دعای شما را اجابت فرماید .
-مسئله دعوت را می توان از ابعاد گوناگونی مورد بحث و توجه قرار داد :
-دعوت کنندگان به حق : الف : انبیا . ب: مومنین ج: جن اما دعوت کنندگان به باطل : الف: پیشوایان کفر ب: شیطان ج: مشرکین 2- موضوع دعوت : الف : حیات . ب: راه مستقیم . ج: مغفرت . د: بهشت . ه : نجات . 3- برخورد مخالفان : الف : تهمت : ساحر ؛ شاعر ؛ کاهن ؛ مجنون ؛ کاذب ؛ سلطه طلب . ب : تهدید . د: شک . ه : توطئه و جنگ 4- انگیزه ها و عوامل عدم پذیرش : الف : تقلید . ب : تعصب . ج : تکبر د. هوای نفس . 5- پاداش پذیرش : الف : اجر . ب : حیات . ج : حسنی .
- بهترین ها در انتظار مومن است .
-باز خرید و فدیه در روز قیامت وجود ندارد .
-قبولی دعوت خداوند باید از روی میل و رغبت باشد .

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون