ü    گزيده اي از نكات اين گلبرگ

v      اين آيه از قول رهبر اصحاب كهف است كه به جوانمردانِ همراه خويش ، اميد رحمت الهى وگشايش مى دهد

v   غار اصحاب كهف ، از نظر جغرافيايى نه رو به شرق بود، نه غرب ، بلكه در شمال شرقىبود كه هيچگاه نور خورشيد تا عمق غار نمى تابيد.

v   در مورد مكان غار اختلاف است ؛بعضى مى گويند در كوههاى اطراف دمشق بوده كه به غار اصحاب كهف مشهور است . برخى همآن را در اطراف شهر عمان پايتخت اردن مى دانند كه تعدادى قبر در آنجاست ونقش يك سگنيز بر ديوار آن است ، وبالاى غار، صومعه اى قديمى است ومسلمانان نيز مسجدى ساختهاند

v   به گفته ى تفسير مجمع البيان ، ظاهر جمله ى"وكَلبُهمباسِط زراعيه" آن است كه سگ 309 سال زنده بود وپاسبانى مى داد ، آرى ، اگر خدا اراده كند، در يك غار، با تار عنكبوتى پيامبرش را حفاظت و كافران راماءيوس و پشيمان مى كند، و در غار ديگر، با نشستن و نگهبانى سگى ، مؤ منانى را ازدست ظالمى حفظ مى كند

v      "وَرِق"، درهم هايى بودهكه نقش پادشاه برآن بوده است

v   عبارت"وَلْيَتلَطّف" وسط قرآن قرار دارد كه به معناى مدارا و هوشيارى همراه با مهربانى است و اين خودلطفى است كه كلمه ى وسط قرآن را لطف و تلطّف و مهربانى تشكيل داده است

v      در مبارزات بر عليه جوامع فاسد، وحدت بين نيروها عامل مهمى است

ü    گزيده اي  پيامهاي اين گلبرگ

v      غارنشينى در فضاى توحيد، بهتر از شهرنشينى در فضاى شرك است

v      آنكه براى خدا قيام كند و با هجرت ، دست از مسكن و جامعه ى خود بكشد، مشمول الطافالهى مى شود

v      سختى ها زودگذر و مقدّمه ى آسايش است

v   هميشه حفاظت الهى به صورت معجزه نيست ، گاهى هم عوامل طبيعى ابزار و زمينه ى حفاظتاست ، آنگونه كه در حفاظت اصحاب كهف بود

v      توفيق ايمان ، رها كردن قوم مشرك و پناهندگى به غارى با آن خصوصيات ، جز با اراده وهدايت الهى نمى شود

v      يكى از نعمت هاى خدا، غلتيدن انسان در خواب است

v   خداوند سبب ساز و سبب سوز است وتغيير عوامل وآثار، از آيات الهى است . خداوند خواباصحاب كهف را از نظر كمّى از چند ساعت به 309 سال و از نظر كيفى نيز به خوابى كهچشم ها باز و در حدقه مى چرخد، تغيير داد

v      گاهى حيوانات نيز ماءمور اهداف الهى اند

v      شكل وقيافه ى افراد، معيار شناخت صحيح نيست ، چه بسا قيافه اى كه مردم از آن مىگريزند، ولى از اولياى خدا باشد

v      از حشر وبرانگيخته شدن در قيامت تعجّب نكنيد، هر بيدار شدن از خواب ، نوعى بعث ونشور است

v      در آنچه نمى دانيم ، اظهار نظر نكنيم

v      وارستگان مؤ من هر غذايى را نمى خورند، نوع غذا و مقدار برايشان مطرح نيست ، پاك وحلال بودن مهم است

v      مؤ من بايد رازدار وهوشيار باشد وبا مدارا وتقيّه واصول ايمنى ، دشمن را از وجودخود آگاه نكند

v      در مواردى براى حفظ جان و ايمان ، تقيه واجب است

v      منطقِ "خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو"  با قرآن مخالف است

v      سنگسار شدن در راه حق ، عيب نيست ، ولى انحراف و ارتداد عيب است